سرمقاله
محمد عسلی
آیا خاورمیانه آبستن حوادث تلخی است
انبارهای اسلحه و دلارهای به یغما رفته و حرص کینه¬توزانه¬ای که مدام تحریک می¬کند تا دست بر ماشه رود و حس نوع¬دوستانه¬ای که فراموش شده است و وابستگی به غیر که مدام محرک است و حرکت آن تشدید می¬شود و غم بازنده¬هایی که راه فرار از پاسخگویی نمی¬یابند و پول¬های حجیم بلوکه شده¬ی شاهزادگانی که برق از چشم¬ها می¬برند و بدهکاری¬ها را چاره¬اند در کشوری که روی دریایی از نفت نشسته و سرعت تلمبه¬ها را مدام افزایش می¬دهند و ترس از همسایه¬ای که داعش دست¬آموز را از پای در آورده، همه و همه دست در دست هم داده¬اند تا خاورمیانه بار دیگر شاهد جنگ ویرانگری باشد بالمناصفه و فرسایشی که تمامی کشورهای منطقه روی خاک سیاه بنشینند و دوباره استعمار بر چاه¬های نفت خیمه زند و دست¬های تکدی به سوی امپریالیسم دراز شود.
***
حب مقام و ثروت و حس برتری¬طلبی به خاطر انباشت سلاح¬های مخوف و دست¬هایی که دست شیطان بزرگ را بوسه زده¬اند و مدعیان خداپرستی که خدا را مزاحم اعمال و رفتار خود می¬بینند و خادمان حرمین شریفین که فریب خلق را دستمایه حفظ موقعیت پادشاهی خود می-کنند؛ و خانه¬های امنی که بموقع برای فرار در آن طرف مرزها برای خود ساخته¬اند جنگ را نوید می¬دهند برای کشتار بیشتر و خرابی¬هایی که نان خود را به سفره عربستان می¬گذارد تا رونق اقتصادی را نصیب آمریکای ورشکسته کند.
همه و همه عوامل و اسبابی شده¬اند تا جنگ تنها راه پنهان کردن فجایع و جنایت¬های مستمرشان باشد.
و اما بعد: (ادامه…)
- شنبه ۲۰ آبان ۱۳۹۶
- سرمقاله
سرمقاله
محمد عسلی
شهردار جدید و کلانشهر شیراز
شیراز که از عرض به دو کوه حمله¬ور شده و از طول مسیری طولانی به شرق و غرب را درنوردیده چنان در هم تنیده که مانند شتر هراسان دست و پاهایی کشیده، گردنی نامتعادل و تنی سنگین را با خویش می¬کشد که باغ ارم، باغ عفیف¬آباد و نارنجستان قوام همانند سه خال خوش¬سیما در بدن آن چشم¬نواز و دست و پاهای کشیده و زشت آن آلونک¬نشین¬های حاشیه¬ای را تداعی می¬کنند.
پراکندگی جمعیت نامتناسب و ناهماهنگ در بخش¬های شمالی و جنوبی آن بافت جدید را از بافت قدیم جدا می¬کند و تضاد سنت و مدرنیته شکلی، فرهنگ تعاملات اجتماعی را چونان معجونی دل به هم زن نفس¬گیر کرده است که اگر زادگاه حافظ و سعدی نبودند که آثاری و دلبستگی¬هایی از آنها بر جاست و یا جولانگه شاهان قدیم به حساب نمی¬آمدند تا جهانگردانی از چهار اطراف دنیا بدین دیار قدم گذارند که آثار و خرابه¬های به جا مانده از قدرت آنان را ببینند جز چهارراهی چه کنم نمی¬بود.
زیرا نه از آن جویبارها خبری است و نه از درختان در آرامشی که بلبلان روی شاخه¬های آن نغمه¬سرایی کنند و نه آب رکن¬آبادی که حافظ را از آن دلخوش بود.
شیراز امروز در غزل نمی¬گنجد بل در مثل از کم¬آبی و آلودگی هوایی که تاب آلودگی¬های ناشی از ترافیک را ندارد و علیرغم چند ده برابری احداث بیمارستان¬ها و مراکز درمانی پرازدحام تختخواب خالی برای مصدومین پیدا نمی¬شود می¬گنجد.
زیرا باغ¬ها یکی پس از دیگری به آپارتمان¬ها تبدیل شدند و درختان در آتش حرص و جهل نابخردی سوختند و خاکسترشان مسیر کوهستان¬ها را طی کردند. چنانکه جرم و جنایت در فضاهای گمراه کننده آن افزایش یافته است و عشق از مسیرهای طلاق فراری است.
و اما بعد: (ادامه…)
- چهارشنبه ۱۷ آبان ۱۳۹۶
- سرمقاله
سرمقاله
اسماعیل عسلی
طنز بزرگ دنیای معاصر
کشورهای واقع شده در منطقه ی خاورمیانه ی عربی که سالهای متمادی با شیوه های سنتی و غیرمردم سالارانه اداره شده اند با وجود تفاوت های جزئی در شکل و فرم، کارکردهای یکسانی دارند و در تمامی آنها امیری است که حرف آخر را می زند و همه چیز بر حول محور همان امیر یا پادشاه می چرخد. کشوری مثل کویت که ظاهراً پارلمانی هم به راه انداخته خود را ملزم به رعایت اصول و قواعد دموکراسی نمی داند و اخیراً یکی از اعضای پارلمان این کشور داعشی ها را برادر دینی خود خوانده است. کشورهایی نظیر مصر که خرجی روی دست مردم می گذارند و برای تعیین رئیس جمهور انتخابات هم برگزار می کنند نیز عملاً تفاوتی ماهوی با برخی کشورهای امیرنشین ندارند. ساکنان عرب زبان منطقه ی خاورمیانه ظرف چند دهه ی گذشته تحت تأثیر تحولات شگرف ارتباطاتی، تغییرات ایجاد شده در ایران، عراق، افغانستان و لیبی و همچنین جنبش های پراکنده ی داخلی که برخی مطالبات صنفی و حزبی و عقیدتی را یدک می کشند، خواه ناخواه در آستانه ی دگرگونی قرار دارند اما کمتر شخصیت بانفوذ و دنیا دیده ای در سرزمین های عربی پیدا می شود که نسخه ی انقلاب را برای ایجاد دگرگونی بپیچد یا به براندازی تحت لوای شورش های ناگهانی فکرکند چرا که آنچه خصوصاً در لیبی و مصر اتفاق افتاد نشان داد که وقوع انقلاب ناگهانی و فاقد بستر فرهنگی، منجر به از بین رفتن زیرساخت ها، رواج خشونت، منازعات داخلی و حذف طیف هایی از نخبگان آگاه به اداره ی کشور می شود و بخشی از ثروت ملی در گرماگرم نقل و انتقال قدرت به یغما می رود و نهایتاً چیزی دستشان نمی گیرد و کسانی که قدرت را به دست می گیرند باید آزمون و خطاهای زیادی را پشت سر بگذارند تا با ظرایف کار کشورداری آشنا شوند که آن هم مشروط به حاکمیت امنیت و آرامش است که سرگذشت لیبی نشان داد بعید است ابرقدرت ها و دلالان اسلحه اجازه ی چنین آرامشی را بدهند. همان تجربه ی محمد مرسی که می خواست منویات اخوان المسلمین را اجرایی کند و اسلام را احیا نماید اما یک نظامی شش دانگ مثل السیسی را بر مردم مصر حاکم کرد برای هفت پشتشان کافی است! (ادامه…)
- سه شنبه ۱۶ آبان ۱۳۹۶
- سرمقاله