سرمقاله
اسماعیل عسلی
روزی که رازها آشکار می شود
معمول است که کارخانجات و شرکت ها و سازمان ها در روزهای پایانی سال مبادرت به انبار گردانی می کنند به این معنا که با محاسبه ی کالاهای ورودی و خروجی و بدهی ها و بستانکاری ها تکلیف بستانکاران و بدهکاران و نهایتاً سود و یا زیان حاصل شده را محاسبه می کنند. انبارگردانی سالیانه برای شرکت هایی که چینش کالاها در انبار با نظم و ترتیب همراه باشد آسان است و در انبارهایی که کالاها دسته بندی نشده باشند و میزان ورودی و خروجی با ذکر تاریخ و ارزش ریالی در آن ثبت نشده باشد بسیار دشوار است و جالب اینجاست که برخی از چنین بی نظمی هایی سود می برند زیرا کار انبارگردانی به اما و اگر می کشد و نهایتاً نتیجه ی قابل تحلیلی به دست نمی آید.
انبارگردانی را رها کنیم و برویم سراغ اخبار گردانی. حالا چرا اخبار گردانی عرض می کنم! مدیران در طول سال کاری خود سخنرانی ها، مصاحبه ها، کنفرانس ها، بازدیدها، اظهارنظرها، وعده ها، افتتاح ها، کلنگ زنی ها، تشویق ها و تنبیه ها و تهدیدها و هشدارها و نشست های کاری زیادی برگزار می کنند و ظرف این مدت عکس و خبر و مصاحبه های آنها زینت بخش شبکه های تلوزیونی، رادیویی، فضای مجازی و رسانه های مکتوب است به طوری که اگر بخواهیم برای هر مدیری یک پرونده ی کاری بر اساس اخباری که در پیوند با موضوع کاری او منتشر و پخش گردیده و یا به چاپ رسیده است درست کنیم چنین پرونده ای قطر و حجم قابل ملاحظه ای پیدا می کند لذا اگر خبرنگاران و اصحاب رسانه بخواهند تحلیلی سالیانه از عملکرد او ارائه کنند کار چندان دشواری نخواهند داشت. همچنین برگزاری یک نشست داغ با هر مدیری در پایان سال کاری می تواند به منزله ی یک ارزیابی شفاف باشد. به این ترتیب که همه رو به روی مدیر بنشینند و بگویند یک سال تمام هر چه شما گفتی ما نوشتیم و به سمع و نظر مردم رسانیدیم حالا نوبت شماست که بنشینی و به سؤالات گوناگون ما پیرامون برخی شائبه ها، مشکلات و نارسایی ها، فرجام کلنگ زنی ها و وعده ها، تخلفات احتمالی و موفقیت ها پاسخ دهی و از دلایل عدم تحقق برخی ایده ها و وعده ها و مصوبه ها سخن بگویی و مشخص کنی که برای جذب بودجه های اختصاص داده شده چه برنامه ای داشته ای و چند درصد از بودجه های مصوب را جذب کرده و به سرانجام رسانیده ای. (ادامه…)

سرمقاله
محمد عسلی
ناراضی تراشان در سایه
«جناب استاندار بخوانند»
می¬گویند: هزار فکر در دل مهمان است که یکی در دل صاحبخانه نیست. این ضرب¬المثل حکایت عملکرد خدمات¬رسانان مهمانی است که بر صاحبخانه تحمیل می¬شوند و وقتی به آنها می¬گویند بروید کلاه بیاورید سر می¬آورند.
اگر در نحوه دریافت هزینه قبوض آب، برق، گاز و فاضلاب دقت کنیم علاوه بر محاسبات میزان آب بهای مصرفی، ارقامی از این قبیل نیز در آنها ملاحظه می¬کنیم که معلوم نیست قانونی¬اند و از مصوبات دولت یا مجلس¬اند یا شرکت¬های مجری خود اضافه کرده¬اند مانند: عوارض، مالیات بر ارزش افزوده، بیمه واحدهای مسکونی، هزینه اوج بار، ابونمان، کارمزد دفع فاضلاب و امثالهم.
سؤال: مگر یک منزل مسکونی چند بار باید عوارض بدهد؟ یک عوارض شهرداری همه ساله دریافت می¬کند، هر یک از شرکت¬های خدمات¬رسان، برق، گاز، فاضلاب، مخابرات هم در صورتحساب¬های خود علاوه بر عوارض رقمی بابت مالیات بر ارزش افزوده اضافه می¬کند که جدای از مالیات و عوارض است.
متأسفانه اخیراً که وصول مطالبات این شرکت¬ها به بخش خصوصی واگذار شده بخش خصوصی وقتی یکی دو نوبت بدهی مشترکین عقب می¬افتد گاه کنتور برق را از جا کنده و با خود می¬برند؛ گاه بدون اطلاع مشترک سرزده برق یا گاز را قطع می¬کنند و تا مشترک متوجه شود اگر در خانه نباشد خوراکی¬های داخل فریزر و یخچالش فاسد شده¬اند؛ شرکت آب و فاضلاب برای وصول ارقام نجومی محاسباتی که هیچ نظارتی بر آن نیست آب مشترکین را قطع می¬کند و کنتور را با خود می¬برد.
این نوع از برخوردهای خشن عقده ایجاد می¬کند و فشار روحی بر مشترکین را افزایش می¬دهد.
آیا بهتر نیست این قبیل شرکت¬ها ضمن اطلاع¬رسانی عمومی در رسانه¬ها مردم را از نحوه و چرایی محاسبات آگاه نمایند و یا اینکه به مردم بگویند وقتی ولتاژ برق به هر دلیل از حد استاندارد بالا می¬رود و مشترکین را متحمل خسارت می¬نماید در برابر این قبیل حوادث ضرر و زیان¬ها را جبران می¬کنند؟ (ادامه…)

سرمقاله
اسماعیل عسلی
خوان یغما
وقتی به برخی از مشکلات کشور توجه می کنیم درمی یابیم که عده ای علیرغم مأموریت و وظیفه ای که دارند اساساً مایل به حل مشکل نیستند و همواره از فرمول ها و راهکارهای ثابت که ناکارآمدی آنها سالهاست به اثبات رسیده استفاده می کنند. یکی از کارشناسان که در نشستی تلویزیونی در شبکه ۴ شرکت کرده بود می گفت: وقتی در ترکیب یک هیأت عالی رتبه شرکت کننده در مذاکرات هسته ای جاسوس داشته ایم بدون تردید در میان مسئولین و مدیران و گردانندگان امور هم افرادی نفوذی ظرف این چند دهه بوده اند که مأموریت آنها ممانعت از انجام صحیح کارها، ایجاد نارضایتی در مردم، قفل کردن امور، غارت بیت المال و پنبه کردن رشته هاست. از جمله موضوعاتی که همواره در پیشانی انتقادها قرار داشته کیفیت و کمیت تبلیغات و چرایی تنوع ادارات، نهادها و سازمان های تبلیغاتی در کشور است. عده ای می گویند ما بالاخره نفهمیدیم برآیند و خروجی این همه هزینه های فرهنگی و تبلیغاتی که بخش اعظمی از بودجه کشور را می بلعند چیست؟ نزدیک به نیم میلیون نفر در کسوت های گوناگون و با وجود چند شغله بودن کار تبلیغاتی می کنند که ذکر جزئیات آماری آن در حوصله ی این مطلب نیست. تبلیغات نیز آمیزه ای از تبلیغات سیاسی و مذهبی است. افرادی که هم در دانشگاه ها حضور و فعالیت دارند و هم در مدارس و آموزش و پرورش و نهادهای فرهنگی و شهرداری ها و اوقاف و نهادها و ادارات ضمن این که بسیاری از نهادها و اداراتی که بعضاً همسو هم تلقی می شوند و سالانه میلیاردها تومان بودجه از دولت دریافت می کنند بخشی از مأموریت اصلی خود را تبلیغات می دانند و ملزم به رعایت همخوانی خروجی خود با چارچوب هایی هستند (ادامه…)