سرمقاله
محمد عسلی
اگر علی نبود؟
تاریخ حکایت مردان و زنان بزرگی را روایتگر است. از پیامبران الهی تا مصلحان، کشورگشایان، پادشاهان، نوابع، دانشمندان و رجال سیاسی و نهایتاً کسانی که چهره زمین را تغییر دادند و زمان را در اختیار گرفتند.
در این روایت¬ها، ستم و ستمگری انسان¬های فرمانروا، عدالت و عدالتخواهی عدالت-پیشگان، شهادت و شهادت¬طلبی مؤمنان، کشف و اختراع کاشفان، شکست و پیروزی جنگ-طلبان به تفصیل یا مختصر خوانده و یا شنیده¬ایم. اما روایت¬های ماندگار از بزرگمردانی که در قوت قلب، اعتماد به نفس و باور به وحدانیت خداوند متعال تأثیر بسزایی دارند را بیشتر در مورد مردانی شنیده¬ایم که راه کمال را نه فقط در پرستش بی¬ریای خداوند جستجو کرده¬اند، بلکه خود کمال¬یافته مکتبی هستند که برای خدا حجت در روی زمینند.
امام علی (ع) یکی از این اسطوره¬های دینی است، کسی که اگر نبود اسلام هم نبود، اگر نبود اسلام برای ماندگاری و پرواز یک بال کم داشت زیرا اگر بپذیریم که پیامبر اعظم (ص) توانست در سه جبهه پیروز میدان باشد و اسلام را به عنوان دین برتر و به¬روزتر نهادینه کند. بدون علی (ع) این هدف تحقق نمی¬یافت زیرا علی (ع) بود که در خط مقدم نبرد خط-شکن تمامی میدان¬ها بود و او بود که به فرمایش پیامبر (ص) وقتی مقابل پهلوان زورمندی چون عمربن عبدود قرار گرفت؛ تمامی اسلام و کفر مقابل هم قرار گرفتند.
او بود که وقتی کفّار برای کشتن پیامبر توطئه کردند در بستر آن حضرت آرمید و آنان را از دسترسی به پیامبر ناکام گذاشت.
علی (ع) بود که عبادت و تقوای او از اسلام باور مطلوبی ساخت تا پیروان مرز بین عدالت و بیداد را درک کنند و عبادت بدون ریا را فهم نمایند.
علی (ع) بود که گذشت و فداکاری، قناعت و اخلاص را در بالاترین کلاس آموزشی مؤمنان با گوشت و پوست و استخوان خود به نمایش گذاشت.
علی (ع) بود که جمع اضداد را در باور خود چنان کنار هم داشت که باورش برای کج-فهمان بسیار مشکل آفرید و همان شد که گاه او را خارج از دین نامیدند؛ گاه از اطاعت او سر پیچیدند و گاه برای حفظ منافع نامشروع خود در مقابل او ایستادند. (ادامه…)

سرمقاله
اسماعیل عسلی
مثلث شوم
از جمله خواص رویدادهای ناگوار این است که از زمان وقوع تا چند روز رسانه ها از مصونیتی نسبی برای اطلاع رسانی های زیرپوستی با طعم اعتراض برخوردار می شوند و دست از خودسانسوری برمی دارند و حسابی تنور اخبار را داغ می کنند! برای نمونه در جریان برخورد دو قطار، حادثه ی پلاسکو و اخیراً هم حادثه ی واژگونی اتوبوس دانش آموزان که برای چندمین بار اتفاق می افتد، رسانه ها دلی از عزا درآوردند و حسابی به اصطلاح روشنگری کردند. اما بی تردید پس از گذشت مدتی که خون ها شسته شد و بساط ها را برچیدند و جرثقیل، آهن پاره ها را جابجا کرد، گویی که هیچ اتفاقی نیفتاده؛ دوباره همان آش و همان کاسه… مشابه همین روند را در مورد اخبار اختلاس ها و برخی دزدی های کلان که در جریان آن بیت المال به عنف مورد تجاوز و هتک حرمت قرار می گیرد نیز اوضاع بر همین منوال است. ابتدا رسانه ها برای تخلیه ی فشار روانی وارد شده به مردم و همچنین ایفای وظیفه ی روشنگری، سلسله گزارش هایی تدارک می بینند و مصاحبه می کنند و از مسئولین قضایی در مورد نحوه ی برخورد با خاطیان قول مساعد می گیرند و چه بسا چنین فجایعی به خمیرمایه اصلی چندین سخنرانی و خطبه و یادداشت و نشست خبری هم تبدیل شود اما پس از مدتی مثل فنری که از التهاب و تکاپو فرومانده، دوباره به همان حالت اولیه بازمی گردد. ظرف چند روزی که امدادگران مشغول آواربرداری در محل ریزش ساختمان پلاسکو بودند عنوان شد که چند صد ساختمان نظیر پلاسکو در اقصی نقاط ایران خصوصاً کلانشهرها وجود دارد که لازم است قبل از هر پیشامد ناگواری تمهیداتی برای اصلاح و یا تخریب و تخلیه ی آنها اندیشیده شود. ولی از آنجا که اقداماتی از این دست هزینه بر و نیازمند اراده ای معطوف به برنامه ریزی است، پرونده اش تدریجا در جریان اولویت بندی کارها بایگانی می شود. (ادامه…)

سرمقاله
محمد عسلی
استانداری فارس و گزینه¬های مطرح
شنیده¬ها حاکی است که وزارت کشور مشغول بررسی گزینه¬های جدیدی برای استانداری فارس است؛ مدیریت ارشدی که به نام استاندار بتواند مقبول شخصیت¬های سیاسی و مذهبی استان باشد.
رایزنی¬ها و توصیه¬های نمایندگان استان به وزارت کشور و نظر نماینده ولی فقیه در استان و امام جمعه شیراز از یک سو و از دیگر سوی رفت و آمد تنی چند از افراد مطرح به وزارت کشور ظن را قوی می¬دارد که عنقریب استاندار فارس جای خود را به دیگری خواهد داد.
این تغییرات و رفت و آمدهای استانداران با هر خط مشی و اینکه از کدام جناح است چندان گرهگشا برای قفل بسته معضلات استان نبوده و نیست.
مهم این است که چه کسی با چه توانایی و اختیاراتی قادر است در طول مدت کوتاه مسئولیت خود باری از روی دوش خستگان بردارد و با نگاهی مدبرانه و روشی عالمانه امنیت استان را حفظ کند و در جهت رفع تنگناهای امنیتی ارائه طریق نماید. در جذب سرمایه¬داران موفق عمل کند؛ تسلیم فشارهای جناحی نشود؛ جاده¬های رایزنی یکطرفه را از بن¬بست در آورد؛ به بازار رونق دهد و از حرف و شعار به عمل بسنده کند و در این خیال نباشد که بر عملکرد گذشتگان خط بطلان کشد. در ترمیم و رفع نواقص و تنگناهای موجود بکوشد و شایسته¬سالاری را نه با توصیه این و آن بلکه با استفاده از بانک اطلاعاتی شخصیت¬های عمل¬گرا کار را به کاردان بسپارد.
و اما بعد: (ادامه…)