سرمقاله
محمد عسلی
دولت دوازدهم و اولویت¬های پیش رو
بخش اول
یازده دوره طی شده ریاست جمهوری یادآور آزمون و خطاهایی برای دولتمردانی است که بعضاً بدون تجربه و دانش دیپلماسی و به صرف فعالیت¬های مذهبی و سیاسی سکاندار قوه مجریه شده¬اند آن هم در شرایطی که کشور در تب و تاب انقلاب، تفرقه، سهم¬خواهی گروهک¬ها و احزاب کاملاً متفاوت به لحاظ دیدگاه¬های عقیدتی و سیاسی می¬سوخت و جنگ، تهدید، تحریم و ایران¬هراسی هم در طول سالیانی که از عمر انقلاب اسلامی می-گذرد دائماً مانعی برای تحقق بسیاری از اهداف انقلاب بوده است و هم¬اکنون نیز ادامه دارد و جنگ نرم مقدمات جنگ گرم را دامن می¬زند.
در چنین شرایطی که مردم چشم¬انتظار تحولی رونق¬بخش در مسایل اقتصادی، سیاسی و فرهنگی هستند می¬توان اولویت¬های پیش روی دولت دوازدهم را مختصراً اینگونه بیان کرد.
یکم: اولویت¬های اقتصادی.
آنچه مهم¬تر از هر تصمیم عالمانه اقتصادی در شرایط کنونی است حفظ کارخانجات، کارگاه¬ها و مراکز کسب و کاری است که بعضاً به دلیل عدم فروش تولیدات در آستانه تعطیلی قرار گرفته¬اند.
بدیهی است رونق کسب و کار ناشی از گردش سالم پول، سرمایه¬گذاری داخلی و خارجی، تثبیت ارزش پول ملی، سرعت دادن به صادرات غیرنفتی، ایجاد شرایطی که امنیت شغلی پایدار را در پی داشته باشد و نهایتاً کار را به کاردان سپردن است و کوتاه کردن دست واسطه¬هایی که مانند زالو به جان ملت افتاده و انحصار بسیاری از کالاهای ضروری مردم را در اختیار خود گرفته¬اند.
اگر دولت اقتدار اقتصادی خود را بتواند افزایش دهد به گونه¬ای که به بانک¬های خصوصی فریبکار و غیرقانونی فرصت فعالیت ناسالم ندهد و اعتماد عمومی را نسبت به انتقال پول به بانک¬ها حفظ کند نقدینگی¬ها در خرید ارز و احتکار کالاها و یا خروج از کشور صرف نمی¬شوند.
و اما بعد: (ادامه…)
- یکشنبه ۱۵ مرداد ۱۳۹۶
- سرمقاله
سرمقاله
اسماعیل عسلی
تحلیف ملی
تحلیف و پیمان های ملی خاستگاهی آرمانی دارد و تقدس آن به امیدی باز می گردد که در همگان برای آینده ای بهتر ایجاد می شود. تحلیف، چارچوبی را در بر می گیرد که ملت و دولت برای تنظیم مناسبات بین خود اعلام می کنند تا با ایجاد بستری که در سایه ی تفاهم ایجاد می شود، در مسیری مشخص برای رسیدن به اهداف و آرمان های ملی حرکت کنند. آبشخور مراسم تحلیف رئیس جمهور که هر چهار سال یکبار پس از برگزاری گسترده ترین انتخابات برگزار می شود قانون اساسی است و به همین دلیل از اهمیت بالایی برخوردار است. حضور گسترده نمایندگان اعزامی از سراسر جهان در این مراسم از یک منظر نشان دهنده توفیق دولت دوازدهم در ترمیم و سمت دهی به مناسبات ایران با سایر کشورهای جهان است که افقی متفاوت را پیش روی دولتمردان ترسیم می کند. در عرف سیاسی تأکید بر حقوق ملت و پافشاری بر اصولی که محور هم سرنوشتی دولت و ملت است از مشخصه های این مراسم محسوب می شود به طوری که تمامی مفاد آن برای طرفین پیمان الزام آور تلقی می گردد. معمولاً تمامی تحلیل ها و داوری هایی که پیرامون عملکرد هر دولتی در محافل عمومی و خصوصی و همچنین رسانه ها و وسایل ارتباط جمعی صورت می گیرد ناظر بر مفاد این پیمان نامه است. پیشینه ی برگزاری مراسم تحلیف اگر چه به گذشته های دور باز می گردد اما از زمانی که نظام های مردم سالار فراخور بن مایه های تمدنی و فرهنگی هر ملت پا به عرصه ی وجود گذاشته اند و رئیس جمهور تبلور قدرت ملی تلقی گردیده، مراسم تحلیف نیز هویتی مبتنی بر اراده ی جمعی پیدا کرده و از منظر افکار عمومی همواره باید بتوان رابطه ای معنادار بین عملکرد رئیس جمهور و وعده های و شعارهای انتخاباتی او برقرار کرد چرا که شخصیت و شعارهای رئیس جمهور و همچنین دیدگاه او پیرامون مسائل اجتماعی، سیاسی و فرهنگی و اقتصادی نقش تعیین کننده ای در انتخاب او و پیشی گرفتنش از سایر رقبا داشته است. (ادامه…)
- شنبه ۱۴ مرداد ۱۳۹۶
- سرمقاله
سرمقاله
اسماعیل عسلی
چیزی از جنس محبت
در همین شیراز خودمان خانه های زیادی را سراغ داریم که به خانه ی سالمندان شباهت پیدا کرده است، با این تفاوت که یک یا دو نفر بیشتر ساکن آن نیستند. پیرمرد و پیرزنی که اغلب با یادآوری ایام گذشته اوقات خود را سپری می کنند. در خانه ی آنها چندین وسیله ی برقی از یخچال و تلوزیون و لباسشویی و اتو و پنکه وکولر وجود دارد که تنها دو نفر از آن بهره می برند. این دو نفر مالیات و عوارض و آبونمان می پردازند، آب و برق و گاز مصرف می کنند و بر دوش دل خود بار تنهایی را نیز حمل می کنند و دائم چشم به راه هستند تا فرزندان و نوه های خود را ببینند. اما فرزندانشان با وجود آن که بیشترین درآمد خود را صرف پرداخت اجاره بها و هزینه برق و آب و گاز و تلفن می کنند حاضر نیستند مانند گذشته در کنار پدر و مادر خود زندگی کنند. این سبک زندگی اگر چه قانوناً مورد ایراد نیست اما هزینه بر است و موجب فرسایش روح می شود. با این وصف به جرأت می توان ادعا کرد که کل جمعیت ساکن در شیراز را می توان در نیمی از خانه ها و آپارتمان ها جای داد اما به شرط مهربانی و رعایت اصل همزیستی مسالمت آمیز. در توجیه شرایط کنونی خیلی چیزها می شنویم. می گویند نسل جدید عاقل تر شده است! تفاوت سبک و سیاق زندگی، همراهی و همزیستی نسل ها را ناممکن ساخته و نمی توانند یکدیگر را تحمل کنند. دایره حریم خصوصی تنگ تر شده به طوری که حتی گاه زن و شوهرها نیز سرکشی به زوایای نهفته ی زندگی یکدیگر را برنمی تابند! اما با قبول تمامی این فرض ها این سئوال مطرح است که با این همه هزینه ای که صرف سبک جدید زندگی می شود، کیفیت آن چقدر است؟ نسل جدید مدعی است که طول زندگی مهم نیست بلکه باید به عمق آن توجه کرد. مثلاً برای آنها اهمیت ندارد که در چه سن و سالی ازدواج کنند بلکه آنچه مهم است این است که تا چه اندازه با یکدیگر تفاهم داشته باشند. طبیعی است که با این فرض پس از احساس عدم تفاهم نیز طلاق می گیرند. نسل قدیم، سبک و سیاق زندگی نسل جدید را به باد تمسخر می گیرد و مدعی است که با وجود این همه درگیری و ناسازگاری و طلاق و جدایی چگونه می توان از تفاهم دم زد؟ نسل جدید هم استدلال می کند که زندگی به سبک قدیم با وجود وسعتی که داشته اما عمق نداشته است و زن و شوهرها بیشتر یکدیگر را تحمل می کرده اند و اگر چه ناگزیر زیر یک سقف زندگی را همگام با یکدیگر به پایان برده اند اما هرگز آن طور که دوست داشته اند زندگی نکرده اند! (ادامه…)
- چهارشنبه ۱۱ مرداد ۱۳۹۶
- سرمقاله