سرمقاله
محمد عسلی
صلح مسلح و جنگ مفرح
چشم امید قدرت¬های فرامنطقه¬ای به خاورمیانه به علت ویژگی¬های قومی و مذهبی برای ایجاد اختلاف و شکاف بین همسایگان بعد از جنگ جهانی دوم تا به امروز در جهت حفظ منافع و رقابت در فروش اسلحه ادامه داشته و برای دسترسی به گنجی نهان و آشکار هر یک از قدرت¬های مادی و نظامی با ترفندهای سیاسی توانسته¬اند خود را در حفره¬های عمیق این اختلافات پنهان کنند.
از این رو از دیرباز تاکنون امپریالیسم شرق و غرب در رقابتی چندسونگرانه توانسته¬اند خاورمیانه را به بازاری پررونق برای فروش اسلحه تبدیل نمایند و سیاست¬های نفاق¬افکنانه خود بین کشورهای این منطقه را اعمال نمایند.
صلح مسلح که در جریان جنگ جهانی دوم، عنوانی برای آماده¬سازی و تجهیز نظامی کشورهای متخاصم دو گروه متفقین و متحدین بود اینک در خاورمیانه شاهد آنیم با این تفاوت که رجزخوانی به جنگی لفظی و سرد تبدیل شده و کشورهای افتاده در دامن اختلاف و دشمنی هر کدام به دیگری با ارائه آماری از جنگ¬افزارهای پیشرفته نیش دندان نشان می¬دهند.
و اما بعد: (ادامه…)

به کجا می رویم؟
تعریفی که ظرف نزدیک به چهار دهه  ی گذشته از هنجارمندی و تقیدهای خاص در سطح جامعه و محیط های کاری ارائه شده اگر چه مورد تأیید قشرهایی از مردم بوده و متعاقب آن عده  ی دیگری را نیز با خود همراه ساخته اما همواره هستند کسانی که علیرغم پای بندی ظاهری به معیارها و الگوهای رسمی اعلام شده در خصوص نحوه  ی پوشش و برخی رفتارها، تمایلی ندارند که خود را به صورت همه جانبه با چنین معیارهایی هماهنگ نشان دهند؛ شاید به این دلیل که به زعم خود نتوانسته اند بین باورها و دیدگاه های خود و آنچه به عنوان هنجار از آن  یاد می شود رابطه ای منطقی برقرار کنند. اما از آنجایی که الزامات حاکم بر فضای جامعه و محیط کاری و اداری همگان را ناگزیر به رعایت معیارهای حداقلی می کند آنها ناگزیر خود را همرنگ نشان می دهند و اگر کسی نگاهی ظاهری به جامعه داشته باشد تصور می کند همه چیز همان گونه که مسئولین و متولیان فرهنگی و دینی می خواهند پیش می رود هر چند اصالت پایبندی به برخی شعائر دینی و مذهبی در محافل خصوصی، مسافرت های برون مرزی و همچنین شرایط خاصی که احساس شود نظارت و بازدارندگی آنچنانی وجود ندارد زیر سؤال می رود. زیرا در آنجا دیگر خودشان هستند و نقابی بر چهره ندارند! ناگفته نماند که به موازات قبض و بسط فضای سیاسی و اجتماعی شاهد تغییراتی در نحوه  ی پوشش و برخی رفتارها هستیم که نشان می دهد متولیان امور نیز در مورد برخی الگوهای رفتاری اتفاق نظر ندارند و برخی با توجه به تنوع باورها و دیدگاه ها معتقد به تساهل هستند و سختگیری را نه تنها برنمی تابند بلکه آن را لوث کننده ارزش ها و زیانبخش به حال فرهنگ می دانند. به هر تقدیر باید اذعان داشت جمعیت کسانی که آمادگی خروج از چارچوب های رسمی را دارند کم نیست، در همین راستا گاهی شاهد به راه افتادن امواجی هستیم که سر در آبشخور فضای مجازی دارد و بیشتر دامن چهره های هنری و بعضاً علمی و ورزشی را می گیرد که خود را به شهرت رسانیده اند! اینجاست که گاهی شنیده و  یا دیده می شود پوشش غیرمنتظره  ی  یک هنرمند  یا نوشیدنی و خورد و خوراک و رفتار  یک مجری در خارج از ایران به خبر اول رسانه های مجازی تبدیل می شود. (ادامه…)

سرمقاله
محمد عسلی
مدارس غیردولتی از سراب تا واقعیت
نخستین مدرسه ابتدایی و متوسطه در تهران به سال ۱۲۷۶ شمسی در زمان سلطنت مظفرالدین شاه قاجار تأسیس شد. این مدرسه چندین بار به علت مخالفت¬ها باز و بسته شد تا آنکه مظفرالدین شاه مؤسس مدرسه را به تهران دعوت کرد و مورد حمایت قرار داد.
در سال ۱۲۸۵ شمسی برای نخستین بار پس از انقلاب مشروطیت مدرسه¬ای به نام دوشیزگان توسط بانو بی¬بی خانم وزیراف گشایش یافت که با وجود ایستادگی وی تعطیل شد.(۱)
و اما بعد:
به نظر می¬رسد روند تأسیس مدارس غیردولتی که نخست به عنوان مدارس غیرانتفاعی و پس از آن با نام مدارس غیردولتی پس از پیروزی انقلاب اسلامی در سال ۱۳۶۷ نهایی و تصویب شد روندی شبیه به تأسیس مدارس جدید به جای مکتبخانه را تاکنون طی کرده که در طول ۳۷ سال گذشته تاکنون با مخالفت¬ها و موافقت¬های بسیاری روبرو شده است.
شورای نگهبان در سال ۱۳۶۳ در زمان وزارت مرحوم پرورش در پاسخ به این سؤال آقای وزیر که طبق اصل سی¬ام قانون اساسی که اشعار می¬دارد: «دولت موظف است وسایل آموزش و پرورش رایگان را برای همه ملت تا پایان دوره متوسطه فراهم سازد و وسایل تحصیلات عالی را تا سرحد خودکفایی کشور به طور رایگان گسترش دهد…» آیا مانعی برای تأسیس مدارس غیردولتی هست؟ اعلام نمود مغایرتی ندارد.
پس از اعلام این نظر شورای نگهبان با تأخیر ۴ سال مدارس غیردولتی بر اساس یک مصوبه که هدف از تأسیس مدارس غیرانتفاعی کمک به آموزش و پرورش توسط اولیای دانش¬آموزان است اجازه داده شد تأسیس شوند. (ادامه…)