سرمقاله

اسماعیل عسلی

توسعه ی متوازن کلان شهر شیراز

اغلب مسافران نوروزی که برای چندمین بار از شیراز دیدن می کردند متوجه تغییرات شکلی و ظاهری شهر شده بودند و از دگرگونی های ایجاد شده به عنوان حرکتی معنادار و مثبت به منظور احیای جایگاه جهانی پایتخت فرهنگی و تاریخی ایران عزیز یاد می کردند هر چند شگفتی خود را از وضعیت رقت بار بافت تاریخی و قدیمی پنهان نمی ساختند‏.‏ اصولاً کسی که شیفته ی شیراز باشد در هر شرایط آب و هوایی خود را از گشت و گذار در نقاط دیدنی و آثار و جذابیت های گردشگری آن محروم نمی کند‏.‏ خوشبختانه در نوروز ۹۶ مسافران به نشانه هایی که گویای غافلگیری مسئولان و متولیان امور شهری در برابر بارندگی ها باشد برخورد نکردند چرا که هم شهرداری و هم آموزش و پرورش تمهیدات لازم برای اسکان به موقع مسافران را در نظر گرفته بودند و استقرار اکیپ های ثابت در برخی از بوستان ها برای ممانعت از برپایی چادر نیز موجب گردیده بود که شاهد بی نظمی های ناشی از رفتار خودسرانه ی برخی مسافران عبوری نباشیم‏.‏ تجمع آب در برخی از حاشیه های رودخانه خشک نیز با توجه به حجم بالای بارندگی ها قابل اغماض بود‏.‏

ناگفته پیداست که ترافیک قابل ملاحظه در نقاط پیرامونی برخی از مناطق تاریخی شیراز تا زمانی که مسأله چگونگی ساماندهی بافت قدیم نهایی نشود کماکان قابل توجیه است‏،‏ هر چند ترغیب گردشگران به استفاده از وسایط نقلیه عمومی یا اجرای طرح پیاده گشت می تواند از حواشی این معضل بکاهد‏.‏ (ادامه…)

سرمقاله
اسماعیل عسلی
ترمیم فرهنگ کار در راستای تحکیم زیرساخت های اقتصاد مقاومتی
اگر کسی اهل ژرف نگری و مقایسه باشد پس از در کنار هم گذاشتن صحنه هایی که ساکنان جوامع گوناگون از فعالیت و تلاش به نمایش می گذارند، درمی یابد که اکثریت شهروندان ایرانی آنگونه که باید و شاید به کارهای درگیرانه و فیزیکی تن نمی دهند و اغلب میل به پشت میز نشینی و انجام کارهایی دارند که نیازی به تلاش بدنی نداشته باشد. با نهایت تأسف در اذهان بسیاری از مردم این گونه جا افتاده که افراد تحصیل کرده برای گریز از کار بدنی درس می خوانند و پس از فارغ التحصیل شدن باید به کارهای راحت و بدون دردسر که خستگی بدنی به دنبال نداشته باشد روی بیاورند. این در حالی است که در کشورهای صنعتی و پیشرفته حتی اساتید دانشگاه که صاحب کرسی و نظریه پرداز هستند در صورت نیاز بیل و کلنگ به دست می گیرند و کار عملی و درگیرانه را برای خود یک فرصت و امتیاز تلقی می کنند. ماشینی شدن بسیاری از کارها در غرب و کشورهای پیشرفته به این معنا نیست که آنها برای گریز از فعالیت بدنی از ماشین بهره می گیرند. بهره گیری از ماشین برای بالا بردن ضریب دقت و سرعت و یکنواختی و یکدستی محصول است. ضمن این که استفاده از ماشین و دستگاه های تمام اتوماتیک هزینه ی تمام شده ی تولید را کاهش می دهد و چنین رویکردی در بازار رقابتی جهان معاصر امری جاافتاده و قابل توجیه است. (ادامه…)

سرمقاله

اسماعیل عسلی

به یاد اولاد و غزل هایش

کوچ غلامحسن اولاد در اولین روزهای بهاری سال ۹۶ دوستان و یارانش را اندوهگین ساخت. هر چند با ذهنیتی که اغلب دوستان و نزدیکانش از روند بیماری و درمان وی داشتند چندان غیر منتظره نبود. خبر سفر بی بازگشت او را از همایون یزدانپور شنیدم. اولاد، سیمایی به ماندگاری غزل هایش داشت. جامعه ی ادبی و دانشگاهی و اصحاب فرهنگ و هنر اولاد را با غزل های متفاوتش می شناسند. غزل هایی خوش ساخت که همواره با مضامینی بکر و دست نخورده همراهی می شد. اولاد برای همین به دنیا آمده بود که غزل بگوید و زندگی شاعرانه ای داشته باشد. اهل نقد هم بود ضمن این که دستی از دور و نزدیک بر آتش طنز داشت که می توانست جولانگاهی برای روح سرکش و نا آرامش باشد. شخصیتی کاملاً متمایز از دیگران داشت و خود بر این تمایز اصرار می ورزید. انصافاً باید گفت در زمانه ای که با نمونه های فراوانی از سرهم بندی عباراتی تحت عنوان شعر و کتاب سازی روبرو هستیم، اولاد شاعری شش دانگ و صاحب سبک بود و آوازه اش را مدیون لابی گری و نان قرض دادن به این و آن نبود. گمشده ی اولاد مخاطبان شعرشناس بود. من از آنجا که بیشتر به عنوان یک روزنامه نگار با ایشان حشر و نشر داشتم و شنونده سخنانش بودم به جرأت می گویم  که هیچ نشانه ای از تمایل اولاد به برافراشتن بادبان کشتی زندگی اش در مسیر بادهای فصلی ندیدم. همواره از اصحاب قدرت دوری می جست و از ترس این که مبادا از مردم فاصله بگیرد دوست نمی داشت که هرگز سهمی در توفیقات و ناکامی های صاحب منصبان داشته باشد. همیشه شگفتی هایش از گردش روزگار را با طرح پرسش ابراز می کرد، بی آنکه اصراری برای پاسخگویی آن داشته باشد. تصورش این بود که همین طرح سؤال برای ایجاد مرزبندی بین واقعیت های تلخ غیر قابل تحمل با حقیقت کافی است. دوست می داشت دیده شود اما نه به هر قیمتی، به دنبال مخاطبان خودجوش بود و عادت نداشت به جایی که جمعیتی فراهم آمده هجوم ببرد و اصرار به شعرخوانی و سخنرانی داشته باشد. حاضر نبود بیتی از شعرش به بهای چاپ شدن حذف شود. (ادامه…)