سرمقاله سردبیر اسماعیل عسلی ۱۰ شهریور ۱۴۰۰
چاشنی باروت ها
از جمله دلایل مالیخولیایی رویکرد گروه های سلفی و بنیادگرا و جناح های رادیکال اسلامی به بازآفرینی شرایط حاکم بر نیم قرن اول هجری این است که از قدرت اجتهاد لازم برای فهم و استخراج احکام اسلامی و تطابق شرایط گذشته با حال برخوردار نیستند و یا این که تحت عنوان مبارزه با بدعت، دستیابی به چنین قدرتی را از خود سلب کرده اند .به زبان ساده تر گروه های سلفی نظیر طالبان معتقدند که زندگی ما باید عینا مانند پیامبر (ص) و صحابه و تابعین باشد و چیزی از آن کم نکنیم و یا بر آن نیفزاییم . این گروه مخصوصا بر حفظ شکل و ظاهر احکام انطباق داده ی خود با زمان پیامبر برای حصول اطمینان به حراست از محتوا تاکید دارند در حالی که در اغلب موارد شکل و محتوا لازم و ملزوم یکدیگر نیستند لذا این گونه افراد هر جا که با مشکلی در فهم آیات قران برخورد کردند به سنت پیامبر(ص) و شیوه صحابه و تابعین مراجعه می کنند و چندان توجهی به عقل و اجماع و اجتهاد ندارند و در حالی که برخی از اصحاب پیامبر(ص) در مقابل یکدیگر ایستاده و هزاران نفر را به کشتن داده اند باز هم تبعیت از همه ی آنها را لازم می دانند . (ادامه…)
- سه شنبه ۹ شهریور ۱۴۰۰
- سرمقاله
سرمقاله محمد عسلی ۹ شهریور ۱۴۰۰
رابطه هنر با قدرت
هنر قدرت خلاقانه ای است که به حسب شرایط، محیط، وراثت و نیاز، ظهور انگیزه ها و توانایی هوشمندان را به عرصه نمایش می رساند.
هنر تابع زمان و تغییرات و تحولاتی است که نیروی محرکه آن نیاز فردی و جمعی است اما آنچه ظهور آن را تسریع می کند قدرت حاکمیتی است که تمایل دارد زیبایی های شکل داده شده را به نام خود ثبت کند.
سعدی هر چند دارای نبوغ و آگاهی و تجربه در کسب فضائل و ادبیات فارسی و عربی بود و به قول خودش از هر خوشه ای خرمنی گرد آورد، آنچه به او انگیزه داد تا هنر خود را عرضه دارد سعدبن زنگی حاکم قدرتمند خطه فارس بود که سعدی تخلص خود را از نام او گرفت. (ادامه…)
- دوشنبه ۸ شهریور ۱۴۰۰
- سرمقاله
سرمقاله سردبیر اسماعیل عسلی ۸ شهریور ۱۴۰۰
پیرامون یک جمله
تاکنون بسیار اتفاق افتاده است که مردم و یا مسئولین از لزوم کار فرهنگی برای نهادینه کردن ارزش ها و سمت دهی به اندیشه و رفتار مردم و هنجارمند ساختن جامعه سخن گفته اند . برداشت غالب مسئولین از کار فرهنگی این است که دولت و گردانندگان کشور با بهره گیری از ذوق و ذائقه نویسندگان و هنرمندان و اصحاب فرهنگ که اثر بخشی بالایی دارد آثاری پدید آورند که تبیین کننده ، برانگیزانده ، هشدار دهنده و توجیه کننده وضع موجود باشد یا این که مردم را برای همگامی با برنامه هایی خاص مهیا سازد. چنین برداشتی از کار فرهنگی ضمن این که بسیار هزینه بر است ، در دراز مدت هم به ضد خودش تبدیل می شود زیرا بر بخشنامه و دستور از بالا متکی است و بدان می ماند که ما برای مکان یا سرزمینی صفتی در نظر بگیریم و سپس به همگان بگوییم برای رسانیدن این مکان به جایگاهی که چنین صفتی زیبنده اش باشد تلاش کنید !معمول و متعارف این است که صفت شخصیت ها و افراد پس از بررسی دانش و خدماتشان به آنها داده می شود ولی متاسفانه در جامعه ما صفاتی که در بر گیرنده فضایل معنوی فراوان است به افرادی داده می شود که هنوز جوهر خود را در پیچ و خم های زندگی نشان نداده اند. (ادامه…)
- یکشنبه ۷ شهریور ۱۴۰۰
- سرمقاله