سرمقاله
محمد عسلی
باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است؟
رایت امام حسین (ع) در این محرم هم بر فراز کوی و برزن، مغازهها و خیابانها و مهمتر از همه بر فراز قلبهای دوستدار حسین (ع) به اهتزاز درآمده است و به سنت همیشگی در مساجد و حسینیهها و تکایا مراسم سوگواری و سینهزنی بر پا شده است. رسانهها هم از این شور و حال به دور نیستند و هر کدام به سهم خود و با بضاعتی که دارند خود را در برگزاری هر چه بهتر مراسم عزاداری و یادآوری حماسههای کربلا سهیم و شریک میکنند.
و اما بعد:
هر آنچه این نهضت جاودانه را در تاریخ و دل شیعیان حسینی زنده و جاوید کرده است. نخست پیام عاشوراست و دوم مظلومیت سرور آزادگان و ۷۲ تن از یاران اوست.
اول پیام امام حسین (ع) تأسی به سنت پیامبر اسلام (ص) در حقگویی و حقطلبی است و مبارزه با ظالم و ستمگر است به هر بهایی در هر شرایطی و با هر توانی.
بعد از گذشت قرنها توسل به سنت اصیل اسلامی که همان سنت امام حسین (ع) است مردم مسلمان ایران توانستند رژیم ستمشاهی را براندازند و جمهوری اسلامی را بنا نهند. دلاوران مسلمان ایرانی با باور عاشورایی توانستند دشمن بعثی را از سرزمینهای اشغالی برانند و در جنگ تحمیلی ۸ ساله به صدام سیلی بزنند.
پیام دوم امام حسین (ع) عمل به تکلیف بود؛ هر چند نتیجه آن نهضت به ظاهر شکست در جنگ بود اما روسیاهی و شکست نهایی برای یزید و سران لشکرش رقم خورد. (ادامه…)
- سه شنبه ۱۳ مهر ۱۳۹۵
- سرمقاله
یادداشت سردبیر
اسماعیل عسلی
دو بال برای پرواز
هیچ واقعه ی تاریخی تأثیرگذار و تعیین کننده ای نیست که در معرض تحریف، تفسیر جانبدارانه و حذف و اضافه قرار نگرفته باشد. آفاتی از این دست که ماجرای تأثیرگذار کربلا را تهدید می کنند الزاماً تنها از سوی جناح باطل، هدایت و برنامه ریزی نمی شوند، بلکه گاهی کسانی هم که پرچم دفاع از مظلوم را در این ماجرای تأسف بار برمی افرازند، تحت تأثیر احساسات دردمندانه، تشفی خود را در رفتارهایی جستجو می کنند که پیوندی منطقی با روح نهضت ندارد. در واقع به گونه ای از متن شیفتگی و اشتیاق و دلدادگی به حاشیه ی اغراق و رفتارهای وهن آمیز افتاده و تدریجاً از هدف اصلی که استخراج الگوهای قابل تأسی از دل یک واقعه ی تاریخی است و قرار است به نماد رودررویی حق و باطل تبدیل شود، فاصله می گیرند. چنین رویکردی به شناخت مرزهای موجود بین دو جریان حق و باطل کمکی نمی کند. به دنبال ماجرای کربلا از آنجایی که اختلاف زاویه ی نگاه معترضین و حاکمان که آمران و عاملان این جریان بودند به اندازه ی زیاد بود که امکان حل و رفع و محاکمه و به دنبال آن مجازات جنایتکاران وجود نداشت و قیام های پی در پی شیعیان نیز به جایی نرسید و نتوانست آبی بر آتش خشم آنها بپاشد، نقل سینه به سینه ی این تراژدی تاریخی در دستور کار شیعیان قرار گرفت و اظهار تاسف که گریه بر شهدای کربلا نماد آن بود به عنوان نشانه ی طرفداری از جریانی حق طلب به رهبری امام حسین (ع) مانند پرچمی در اجتماعات شیعیان به اهتزاز درآمد. در اقلیت بودن شیعیان از یک سو و سرکوب مداوم آنها از سوی حکام وابسته به خلفای اموی و عباسی از سوی دیگر با مصائبی همراه بود که عزاداری ها را به عنوان یک راهبرد مطرح می کرد. (ادامه…)
- دوشنبه ۱۲ مهر ۱۳۹۵
- سرمقاله
سرمقاله
محمد عسلی
حافظ ناشنیده پند…
حافظ هم در این روزگار وانفسا و اوضاع و احوال کجدار و مریز که دیگر رایحه دلآویز گلی در هرم هوای آلوده شهری مشامی را تحریک نمیکند و بوی خوشی از کنار جوهای خشکیده بلند نیست واژههای عطرآگینش که به رنگ گلهای هفت رنگ وحشی کوهستانهای باصفاست، بیشتر به رؤیا و خیال میماند و آرامشی است موقت برای فراغتی لحظهای، چرا که نه کنار آبی دست میدهد و نه پای بیدی پیداست و نه طبع روان شعری که برای ساقی گلعذار بسراید از مهر، لطف، دوستی، صفا و طیب خاطر.
با این حال به هر سال سالگردی بهانه میشود تا کوتاه ساعتهایی از غروب تا پاسی مانده به پایان شب، شاعران سرودهای قرائت کنند و هنرمندان به سبک دلنشین سنتی بنوازند و خوانندگان ترانههایی با صوت خوش بخوانند که از این رهگذر جماعتی دل به طرب سپارند و گوش هوش به آهنگ سروش بدهند. و همیشه اینگونه است که کسی از مقامات میآید نوشتاری در وصف حافظ و اشعارش میخواند و به تبع آن دیگرانی هم همان مطالب را با کم و کاست و گاه اضافه میگویند و مجلس تمام میشود تا سالی دیگر با همان حافظ.
و اما بعد:
آنچه امروز جامعه ما بدان نیازمند است یک رویکرد اخلاقی است که اگر بنا باشد مهر و محبتی از تعاملات اجتماعی را شاهد باشیم در فضای بمباران اطلاعاتی، استمرار اشعار و کلماتی است که مدام بار خود را در اذهان پیاده کنند. اگر تابلوهای عریض و طویل تجاری در چهارراهها پردهپوش اخلاقیات نباشند و حواس همه را به خرید و تبلیغات تجاری پرت نکنند. (ادامه…)
- یکشنبه ۱۱ مهر ۱۳۹۵
- سرمقاله