یادداشت سردبیر
اسماعیل عسلی
از تجزیه تا ترکیب مجلس
در جریان شکل گیری ترکیب کمیسیون ها به عنوان مؤلفه های زیرساختی مجلس دهم، تحلیل های گلایه آمیزی از جای خالی نمایندگان فارس در برخی کمیسیون ها از جمله کمیسیون کشاورزی و فرهنگ ارائه گردیده و از این که چرا صف عضویت در برخی کمیسیون ها با ازدحام مواجه بوده و برخی کمیسیون ها با کمبود نامزد عضویت روبرو شده اند، سخن به میان آمده است.
مرور تحلیل هایی از این دست به برخی شائبه های معطوف به فرصت طلبی های نهفته در زیر پوست اشتهای زایدالوصف نمایندگان برای عضویت در برخی کمیسیون ها دامن می زند که البته با وجود آن که قابل انکار نیست اما عمومیت ندارد و تسری دادن آن به تمامی نمایندگان و یا نمایندگان حوزه ای خاص به انصاف نزدیک نیست. هر چند اطلاع از کم و کیف تلاش های صورت گرفته برای عضویت در برخی کمیسیون ها و یا تصدی ریاست و سخنگویی چند کمیسیون پر ارجاع، ضرورت آسیب شناسی چنین تحرکاتی را برجسته تر می کند. ناگفته نماند که مشابه چنین تحلیل هایی را پیرامون عملکرد نمایندگان برخی حوزه ها در محافل سیاسی و مطبوعاتی سایر استان ها نیز شاهد هستیم و طبیعی است که بازار چنین مباحثی در فارس به عنوان یکی از قطب های مطبوعاتی کشور گرم تر باشد. اصولاً با توجه به اهمیت کمیسیون ها در تعیین سرنوشت برخی از طرح ها و لوایح در جریان بررسی های کارشناسانه توأم با رایزنی و لابی گری، شخصیت های محوری و کانون های فعال هر استان حساسیت قابل توجیهی نسبت به کیفیت شکل گیری مؤلفه های زیربنایی مجلس که نقش بی بدیلی در سمت دهی روند امور تقنینی و اجرایی دارد، از خود بروز می دهند. البته برخی از این موضع گیری ها در مواردی می تواند رنگ و طعم انتخاباتی داشته باشد که با توجه به در پیش بودن انتخابات ریاست جمهوری چنین گمانه زنی هایی دور از انتظار نیست. (ادامه…)
- پنج شنبه ۳ تیر ۱۳۹۵
- سرمقاله
جُستار
محمد عسلی
نفت، جنگ و دیگر هیچ
وابستگی نظامهای مرتجع غربی منطقه خاورمیانه به حمایت نظامی و سیاسی و اقتصادی غرب، منجمله آمریکا یعنی شراکت در جنگی که فقط منافع غرب را تأمین میکند و از قدرت اقتصادی و نظامی اعراب و کشورهای اسلامی میکاهد و آنها را در شرایطی قرار میدهد که پس از شکستهای پیاپی بار دیگر دست خود را بیشتر به سمت آمریکا دراز کنند و از دستبوس میل به پایبوس نمایند.
افزایش بهای نفت در دهه گذشته که ذخایر ارزی کشورهای عربستان، قطر، کویت و امارات را به نحو بارزی افزون کرد بیم آن میرفت که بالاخره این درآمدها صرف چه نیازهایی خواهد شد.
با توجه به اینکه عمده خریداران نفت این کشورها آمریکا و کشورهای اروپایی بودهاند و این افزایش را باری سنگین بر دوش اقتصاد خود میدانند، راه حل کاهش و یا صرف تمامی آن را در کوتاهمدت با جنگ و فرش سلاح رقم زدهاند. جنگی نیابتی که اگر ابتدا چندان بلندمدت تصور نمیشد، اما آتشی بود که چون شعلهور شد خاموش کردن آن به سادگی امکانپذیر نبود.
حمایت از گروههای تکفیری وهابی به منظور خدشهدار کردن امنیت و بر هم زدن نظم عمومی پیوسته از سیاستهای زیربنایی عربستان و دیگر کشورهای عرب تابع سیاستهای پادشاهان سعودی بوده است تا جایی که دانسته یا ندانسته وارد مصافی شدهاند که رد پای آنان در حملات سپتامبر سیاه به برجهای دوقلوی نیویورک هم اکنون ورد زبان تحلیلگران آمریکایی و پژوهشگران علتیاب آن واقعه میباشد. (ادامه…)
- چهارشنبه ۲ تیر ۱۳۹۵
- سرمقاله
یادداشت سردبیر
اسماعیل عسلی
بردگی فکری
اگر چه پیشینه ی برده داری به هزاران سال می رسد و امروزه ظاهراً به نظر می آید که از برده و برده داری خبری نیست اما با نگاهی خالی از تعارف و تکلفات دست و پا گیر باید اذعان داشت که برده داری تنها در قالب و شکل خود دچار تحول شده ولی محتوای آن تغییری نکرده و درب باغ سبز دنیا کماکان بر همان پاشنه می چرخد. در گذشته معیارهایی وجود داشت که بر اساس آن اشخاص آزاد به برده تبدیل می شدند و در مواردی نیز بردگان این فرصت را پیدا می کردند که به آزادی دست یابند.
برده زاده بودن، اسیر شدن در جنگ، درماندگی و ناتوانی در پرداخت غرامت، ورشکستگی و گرسنگی و خطر مرگ، در راه ماندن و گم کردن مسیر سفر و دور افتادن از شهر و دیار و به دست حرامیان افتادن و… در گذشته معمولاً سرنوشتی جز بردگی را برای انسان ها رقم نمی زد و کسانی که به هر دلیل به بردگی تن می دادند در انتخاب جا و مکان و شغل و همسر و در مواردی حتی غذا و پوشاک از خود اختیاری نداشتند و سفر کردن بدون اجازه ی ارباب نیز برای آنها حکم سرکشی و طغیان را داشت. بردگان در بسیاری از موارد ناگزیر به کتمان اعتقادات، باورها، احساسات و استعدادها و آرزوهای خود بودند و بعضاً مانند حیوانات نشانه گذاری می شدند تا صاحب و مالک آنها مشخص باشد و اگر مثلاً در جریان جنگ ها و مسافرت ها و مأموریت هایی که انجام می دادند کشته می شدند یا خطایی مرتکب می شند، تکلیف آنها روشن باشد.
بردگان در صورت لزوم و به دستور ارباب خود با کسانی می جنگیدند که شخصاً با آنها هیچگونه دشمنی و خصومتی نداشتند، آنها معمولاً ناگزیر به انجام رفتارهایی بودند که به آن باور نداشتند، از غذا خوردن، ازدواج کردن، مسافرت و گاه حتی گفتگو کردن لذت نمی بردند چرا که تصمیم گیری برای جنگ و صلح و رفتار و گذران زندگی و ازدواج و مسافرت و تجارت و سخن گفتن آنها به اراده و خواست و منافع اربابشان بستگی داشت. (ادامه…)
- سه شنبه ۱ تیر ۱۳۹۵
- سرمقاله