یادداشت سردبیر ” اسماعیل عسلی”

عنوانی فراخور گذشته و حال شیراز
اگر از ما بپرسند انتخاب شیراز به عنوان پایتخت جوانان جهان اسلام چه تأثیری بر شاخصه  های کمی  و کیفی این شهر خواهد داشت چه پاسخی برای آن داریم؟ برای پاسخ به این پرسش باید پیش از آن نگاهی به بسترها و زمینه  های این انتخاب داشته باشیم! اصولاً  یکی از اهدافی که در انتخاب  یک شهر به عنوان پایتخت جوانان جهان اسلام دنبال می  شود، وحدت پذیری فرهنگ حاکم بر آن شهر است؛ از این رو باید نشانه  های این وحدت را که در قالب همزیستی مسالمت آمیز پیروان ادیان و مذاهب گوناگون جلوه گر می  شود در شیراز ببینیم. شیراز مرکز استانی است که اهل سنت در بخش  هایی از جنوب آن در کنار شیعیان زندگی می  کنند و با  یکدیگر تعاملات اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی دارند که البته دامنه  ی این تعاملات به شیراز نیز کشیده می  شود چرا که شیراز کانون همگرایی متولیان تدبیر امور استان است. فراتر از چنین ظرفیتی، در شهر شیراز در کنار صدها مسجد و حسینیه و امامزاده، کنیسه  یهودیان و کلیسای ارامنه و عبادتگاه ویژه زرتشتی  ها هم در بافت قدیمی  شیراز و هم در بافت جدید وجود دارد که محل تجمع و بجا آوردن آداب مربوط به آیین پیروان ادیان توحیدی است و این رویکرد محدود به زمانه  ی کنونی نیست بلکه شیراز از دیرباز چنین ظرفیتی داشته است. از منظری دیگر وقتی آثار حافظ و سعدی را که از مفاخر این دیار هستند مرور می  کنیم به نمونه  های فراوانی از تبلیغ همزیستی انسان  ها فارغ از سلایق و رویکردهای درونی شان برمی  خوریم تا آنجا که جهانیان نیز با کشف این ویژگی در آثار این دو بزرگوار، آنها را شخصیت  هایی جهانی و متعلق به جامعه  ی انسانی دانسته اند. از خاک عبیرآمیز شیراز هرگز شخصی چون ترامپ برنخواهد خاست که بگوید ما غیرمسلمانان را در این شهر تحمل نمی  کنیم. اینجا شهر سعدی است که جهان انسانی را به همگرایی فرا می  خواند و می  گوید: (ادامه…)