سرمقاله
محمد عسلی
گندم نمایان جوفروش
به هنگام تحصیل در دانشکده حقوق، درسی داشتیم به نام جرم¬شناسی که موضوعات و مباحث مختلفی را در شناسایی انواع جرایم مورد تفسیر و تحلیل قرار می¬داد و استادی که خود نیز مسئولیتی در حد معاونت وزارت در آموزش و پرورش داشت.
کتابی هم خود تألیف کرده بود به نام جرم¬شناسی که دانشگاه تهران آن را چاپ و توزیع می¬کرد به سال¬های ۵۴ تا ۵۶ .
او در باب جرم یقه¬سفیدها چند جلسه داد سخن می¬داد و بر اهمیت آن تأکید می¬کرد.
به عنوان مثال می¬گفت: یقه سفیدها افراد تحصیلکرده و باهوشی هستند که وقتی صاحب قدرت و منصب می¬شوند با یک نیش قلم دزدی می¬کنند به ارقام نجومی، دستور قتل می¬دهند و یا دست به کلاهبرداری می¬زنند و در مواردی هم با صاحبان قدرت در ارتکاب جرایم عدیده شریک می¬شوند.
بعد از چند سالی و با پیروزی انقلاب اسلامی که به فرار بعضی از این به اصطلاح اساتید منجر شد، در اخبار آمد که او خود نیز از جمله یقه¬سفیدهای مجرم بوده است.
این روش معمولاً در دوره¬های مختلف تاریخی مرسوم بوده است. امروز هم شاهد جرم یقه¬سفیدهایی هستیم که خود می¬کشند و خود مرثیه می¬دارند؛ چه در اختلاس میلیاردها ریال و دلار و چه در کلاهبرداری و فریب خلق¬الله و گاه هم در وعده وعیدهایی که برای کسب منصب و قدرت می¬دهند به دروغ و به صرف اخذ رأی و گرفتن مجوز ورود.
یادم هست در دبیرستان درسی داشتیم با عنوان «ادبیات فارسی» که بیشتر شرح حال شاعران و نقد و بررسی اشعار آنان بود از جمله ابوالمجد مجدودبن آدم سنایی و قصیده معروف وی در باب تزکیه و خلوص. یکی از ابیات آن قصیده با عنوان و موضوع سرمقاله امروز ما مناسبت دارد:
«چو علم آموختی از حرص آنگه ترس کاندر شب
چو دزدی با چراغ آید گزیده¬تر برد کالا…» (ادامه…)