سرمقاله
محمد عسلی
برای دختران ایران
به بهانه روز دختران
وقتی چشم می‌گشایی و لبخند می‌زنی مثل خواهری و چون می‌دوی روی زمینی که به سختی تو را تحمل می‌کند مثل مادری.
ای خواهر مهربان و ای مادر عزیز بمان با همان احساس خواهری و مادری بمان برای همیشه بودن‌ها و تولیدها بمان که تو گل کاشتی و گندم برداشتی و گل‌های صحراها را به قالی‌هایی پیوند زدی که پاورچین پاورچین کودک ذوق از روی پرچین خاطره‌ها می‌گذرد، می‌خندد. روی دست‌های مرمرین، روی پنجه‌ها و انگشت‌های فرسوده. روی نگاه‌های خسته، روی خستگی‌ها و دلبستگی‌ها.
ای دختر ایران، ای عزیز، لطیف، احساس شرق، نجابت معصومیت تاریخ ای باور همیشه زندگی.
مرا به مادری افتخار فرزندی است و به خواهری سعادت برادری و به همسری عشق زندگی. راستی تو چه هستی؟
ای دختر ایران که تمامی راه‌های اندیشه به تو ختم می‌شود و مسیر باورها را ترسیم می‌کنی تا بودنت را بنمایی نه به زیبایی روی و برهنگی اندام بل به تقویت و موجودیتی که هیچ کس و هیچ چیز نمی‌تواند تو را انکار کند.
تو هستی را بهانه‌ای و بودنت یک ضرورت تاریخی است که اگر نبودی ما هم نبودیم و چون هستی مادر هست، همسر هست، خواهر هست و دیگران هستند.
و اما بعد: (ادامه…)