سرمقاله
محمد عسلی
اربعینی به آب دیده برآر
مثل دریا طوفانی، مثل سیل خروشان، مثل صاعقه پرنور و مثل رعد پرصداست. این گام‌های استوار در جای جای خیابان عشق که ابتدا و انتهای آن در مسیر دل‌ها اندازه‌گیری می‌شوند، همه از یک چشمه مسیریابی می‌شوند. چشمه خودجوش دل‌های باورمند.
مثل دریا طوفانی است وقتی عزایش به هر فصل یا به هر سال که نه به هر ساعت و لحظه که یادآور می‌شوند. راویان مثل سیل، خروشانند اشک‌ها و دلواپسند چشم‌ها و محتاجند دست‌ها و رهوارند پاها و می‌جوشند و می‌خروشند باورها.
مثل صاعقه مهتاب را به سخره می‌گیرند و خورشید را نیز به تماشا می‌نشانند و ابرها را می‌بارانند. ابر چشم‌های پراشک و سینه‌های پرآه را در عزای حسین(ع).
رخ به میعادگاه معنی کن
اربعینی به آب دیده برآر
راستی میعادگاه معنی کجاست، در مسجد است؟ در حسینیه است؟ در خیابان پرشتاب شتاب‌کنندگان برای وصل به معشوق است در شب‌ها و روزهای عاشقی و یا در آتشگاه دل‌هاست که آتشی به این گرمی در آن سوز سینه را اشک طلب می‌کند تا آبی بر آتش باشد؟
و اما بعد: (ادامه…)