سرمقاله
محمد عسلی
رمضان آمد و …
رمضان ماه خدا و ماه آزمون بندگان خدا از راه رسیده و کوله‌بار خود را پشت دروازه دل‌ها گذاشته است. مردم مسلمان و شریف و رنج‌دیده ایران اسلامی همانند سایر مسلمانان جهان رمضان را گرامی داشته و در شرایطی که تحریم‌ها، سیل و گرانی‌ها را پشت سر گذاشته‌اند و کم و بیش با بسیاری از جوسازی‌های مسموم دشمنان مقابله می‌کنند خود را برای حضور در سر سفره خدا آماده می‌کنند.
وقتی من ده ساله بودم به سال ۱۳۳۸ رمضان را در زمستان کنار بخاری هیزمی درون باغی سپری می‌کردم که نه از برق خبری بود و نه از رادیو، تلویزیون و یا تلفن‌های ثابت و سیار کنونی.
در آن زمان فقر در شهرها و روستاهای ایران بیداد می‌کرد و جز نان و آبی نه چندان بهداشتی و بعضاً آبگوشتی آن هم نه همیشه ایرانیان را نصیبی از روزی نبود.
ذوق ما برای گوش دادن به خواندن اشعار و قصه‌ها و واگویه‌های پدر، آن هم در شب‌های طولانی زمستان سیری‌ناپذیر می‌نمود.
کتاب نسیم شمال هر چند رنجنامه‌ای بود از فقر و بیچارگی مردم و ظلم و بیداد شاهان را با اشعاری ساده و طنز بیان می‌کرد. اما برای ما که گوشی باز و فراغتی به نیاز داشتیم به مرهمی ماننده بود بر زخم‌هایی به دل که سالیان ظلم و استبداد را یادآوری می‌کردند: (ادامه…)