سرمقاله
اسماعیل عسلی- سردبیر
گذرگاه پیش رو
مدتی است که پیرامون عدم تجاوزگری ایران نسبت به همسایگان در طول تاریخ مطالبی در تریبون‌ها و مصاحبه‌ها عنوان می‌شود. این مهم خصوصاً ظرف ۲۰۰ سال گذشته نمود و برجستگی بیشتری داشته است. اما باید دید خوی تجاوزگری تا چه اندازه ریشه در فرهنگ دارد و عوامل دیگر از جمله جغرافیا و شرایط اقتصادی و حتی مواضع ایدئولوژیکی چه نقشی در مهاجم بار آوردن یک ملت ایفا می‌کند. همچنین جا دارد این پرسش را مطرح کنیم که چرا برخی کشورها موجودیت و اقتدار خود را مرهون خوی تجاوزگری هستند و اینکه مرزهای به رسمیت شناخته شده برای تعیین حریم کشورها چگونه تنور منازعات نظامی را روشن نگه می‌دارند. در یک یادداشت کوتاه نمی‌توان به تمامی این پرسش‌ها پاسخ داد اما شاید بتوان گفت کسانی که ریشه روحیه تجاوزگری را بیشتر در فرهنگ جستجو می‌کنند و از نقش اقتصاد، موقعیت ژئوپولتیک و همچنین انگیزه‌های قومی و قبیله‌ای و ایدئولوژیکی کمتر سخن به میان می‌آورند از واقعیت فاصله دارند.
تصور کنیم در یک چهارراه پررفت و آمد چاله‌ای وجود داشته باشد. بی‌گمان وجود چنین چاله‌ای امنیت عابرین پیاده و همچنین امنیت استفاده‌کنندگان از انواع وسایط نقلیه را تهدید می‌کند. یک انسان گرسنه به اندازه‌ی چنین چاله‌ای خطرناک است زیرا میل به زندگی و ترس از مرگ هر گرسنه‌ای را به تکاپو برای یافتن غذا وامی‌دارد. وقتی چنین تکاپویی از طریق قانونی و هنجارمند امکان‌پذیر نباشد، شخص گرسنه به دزدی، قتل و دست‌اندازی به غذای دیگران روی می‌آورد. جوامع و کشورهای گرسنه نیز چنین حکمی دارند. بر اساس آمار و مطالعات صورت گرفته بالاترین ضریب امنیتی در جوامعی یافت می‌شود که حداقل امکانات و خدمات در نظر گرفته شده برای شهروندان و ساکنانش تأمین‌کننده‌ی رفاه نسبی آنها باشد. (ادامه…)