سرمقاله
محمد عسلی
چرا انقلاب کردیم؟
در آن زمان که با صرف میلیونها دلار اسب، شتر و گاومیشها توسط کارشناسان فرانسوی برای نمایش مضحک رژه سربازان دورههای مختلف شاهنشاهی در ایران نگهداری و آموزش داده میشدند تا در کنارههای دیوار باقیمانده از خرابههای تخت جمشید شاهان و امیران دعوت شده، شاهد شکوه و جلال تاریخ ۲۵۰۰ ساله ایران باشند، زنان روستایی مرودشت با فاصله چند کیلومتر از خوشباشان غافل از ملت محروم در گنداب بازمانده از آب باران سالیان رخت میشستند زیرا حتی برای عوامفریبی هم که شده هیچ روستایی در اطراف تخت جمشید از آب لولهکشی، برق، گاز و جاده آسفالته سهمی نداشت.
در شرایطی که با صرف میلیونها دلار غذای مهمانان جشنهای ۲۵۰۰ ساله با هواپیما از فرانسه به شیراز و سپس به تخت جمشید وارد میشد تا همزمان صرف ناهار، شام و صبحانه، گرم باشد و با ذائفه شاهان و امیران همخوانی داشته باشد، جاده باریک و تنگ شیراز به مرودشت در گردنه باجگاه زمستانها یخ میبست که بارها اتوبوسها و مینیبوسهای مسافربری در سرازیری لیز میخوردند و از مسیر خارج میشدند. وضع جاده به گونهای بود که حتی یک مهمان جشنهای ۲۵۰۰ ساله با اتومبیل از فرودگاه شیراز به تخت جمشید آورده نشد و همه را با هلیکوپتر میآوردند. (ادامه…)
- جمعه ۱۱ بهمن ۱۳۹۸
- سرمقاله
