یادداشت طنز سردبیر اسماعیل عسلی ۱۵ بهمن ۱۳۹۹
نامه ی ننه ی غضنفر به “جو بایدن”

از وقتی ننه ی غضنفر بعد از مرگ کرونایی کل صفدر به عضویت شورای محل پذیرفته شد و از انگ عضویت علی البدل خلاصی پیدا کرد ، برو و بیاهای مشکوک همسایه ها به بهانه ی رسوندن آش نذری شروع شد و نگاه حساس اهل محل برای زیرآب زنی و کشف کاسه های زیر نیم کاسه ، میخ شد به در خونه ی ننه ی غضنفر .
از اون روز به بعد صغیر و کبیر زاغ سیاه ننه ی غضنفر رو چوب می زدند تا ببینند چه آشی براشون می پزه ! کل صفدرقبل از مرگش به ننه ی غضنفر که میدونست جاشو میگیره گفت : شورای محل کاسه ی چربیه ، نون خالی هم که توش بگردونی پروار میشی ، فقط هوش و حواست رو جمع کن ببین کجا میخواد آباد بشه ، کجا قراره پل بزنن ، کدوم ده کوره به شهر می چسبه و …خلاصه این که باید کلاه فرفره دار بذاری سرت تا معلومت بشه باد از کدوم طرف میاد. (ادامه…)

سرمقاله محمد عسلی ۱۴ بهمن ۱۳۹۹
انقلاب اسلامی ایران و اما و اگرها

امروز بعضی ها این سئوال را مطرح می کنند که اگر در ایران انقلاب نمی شد ما چه وضعی به لحاظ اقتصادی و سیاسی و فرهنگی می داشتیم؟
بعضی ها که علل ظهور و بروز انقلاب اسلامی را با آگاهی و مطالعات جامعه شناختی دنبال کرده اند انقلاب را در ایران اجتناب ناپذیر تلقی کرده اند.
بعضی از تحلیلگران و نویسندگان داخلی و خارجی، انقلاب اسلامی را همانند سیب رسیده ای در بالای درخت تصور کرده اند که دستی بلند و اراده ای قوی برای چیدن آن به کار گرفته شد.
با مرور و بررسی دیدگاه های مختلف موافق و مخالف با انقلاب اسلامی ایران می توان چنین نتیجه گرفت که محمدرضا شاه، آخرین پادشاه سلسله پهلوی با انحراف از معیارهای قانون اساسی و مذهب رسمی کشور زمینه نارضایتی عمومی را فراهم کرد و با تکیه بر قدرت ارتش و سازمان امنیتی ساواک هرگونه مخالفت با عملکرد دولت خود را سرکوب نمود و هر حرکتی را که با رفتار، اندیشه و عملکرد او به مخالفت برمی خاست آن را مولود ارتجاع سیاه و یا ارتجاع سرخ می دانست و پیوسته بر این امر تأکید می کرد که اگر سلطنت در ایران فرو بپاشد، کمونیست ها بر ایران حاکم خواهند شد. این سخنان بیشتر مصرف خارجی داشت و دولت های غربی به ویژه آمریکائی ها را حساس می کرد تا به حفظ و تقویت تسلیحاتی و امنیتی و سیاسی وی بپردازند که در واقع از زمان فرار رضاشاه و به سلطنت رسیدن وی دولت های غربی به حمایت همه جانبه از وی اقدام کردند. (ادامه…)

سرمقاله سردبیر اسماعیل عسلی ۱۳ بهمن ۱۳۹۹
حواله ای به نسل های آینده

برخی بر این باورند که گذشت بیش از چهار دهه از انقلابی که منجر به فروپاشی یک سیستم حکومتی فاسد و تاسیس نظامی متفاوت گردیده ، زمان کافی برای داوری پیرامون دستاوردهای آن به حساب نمی آید چرا که انقلاب تنها با اهداف صرفا سیاسی یا اقتصادی رخ نداده و لزوم دگرگونی های اجتماعی و فرهنگی نیز پیوست آن بوده که زمانبر است ؛ ضمن این که برای ارزیابی آثار منطقه ای و جهانی انقلاب نیز باید حساب جداگانه ای باز کرد . شناسنامه ی انقلابی که در ایران رخ داد را نباید صرفا در چند فراز تاریخی خاص با فواصل زمانی چندین ساله محدود کرد زیرا عقبه ی تاریخی چنین رویدادی قابل ردیابی تا چندین قرن است . یعنی دقیقا از زمانی که ایرانیان احساس کردند از گذشته های باشکوه خود فاصله گرفته اند و اغلب خواص جامعه به جای پرداختن به دغدغه های مشترک و تلاش در راستای منافع ملی به دنبال حفظ سیستم ملوک الطوایفی هستند که لازمه ی چنین رویکردی، پاره پاره کردن مردم و سمت وسوی نژادی و زبانی و قبیله ای و فرقه ای دادن به ملتی بزرگ بوده آن هم درکشوری که با برخورداری از ظرفیت های بالای فرهنگی اقوام و باورمندان به یکتا پرستی  و خرده فرهنگ ها و آداب و رسوم گوناگون را در خود جای می داده است . این درک تاریخی زمانی حاصل شد که امکان مقایسه شرایط ایران با سایر کشورها در سایه ی اعزام جویندگان دانش به اروپا ، ارتباطات کنسولی و همچنین رواج روزنامه ها و تاسیس نشریات و ورود انواع کالاهای مصرفی که روی سبک زندگی تاثیر بسزایی داشت فراهم گردید . (ادامه…)