سرمقاله محمد عسلی ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۹
خود بیگانگی دینی
نماز میخوانیم ,روزه میگیریم ,خدا را صدا میزنیم و از امامان و پیشوایان مذهبی راهنمایی می طلبیم, به این و آن قسم میخوریم و چنین می نمایا نیم که مسلمانیم وبه مسلمانی خود افتخار میکنیم اما در دل اندیشه ا ی دیگر داریم ، اندیشه ای که وقتی به کار گرفته میشود و به عمل در می آید هیچ ارتباط و تطابقی با مسلمانی ندارد، نخست آنکه به راحتی و بدون هیچ تردید و خوفی دروغ میگوییم ،حتی به هنگام بیان مقدسات و خواندن آیات .گویی اعتقادات اسب راهواری برای سواری دروغ ، ریاکاری و کلاهبرداری است به قانون دروغ میگوییم ،به پلیس و قاضی و کاسب و معلم و مدرسه و به کوچه و بازار هم دروغ میگوییم ، به باران هم دروغ میگوییم وقتی جنگل ها راازبین می بریم تاسیل خانه خرابمان کند. آنقدر دروغ میگوییم که خودمان هم دروغ ها را باور میکنیم و در حالی که میدانیم طرف مقابلمان دروغ می گوید حرفهای او را تصدیق می کنیم و بر هوش و ذکاوت دروغین او درود میفرستیم .شعرهای ناقص و بی معنی سرهم می کنیم و به نام شعرای معروف جامی زنیم واشعارناب آنهارابنام خودثبت می کنیم تا به دروغ نشان دهیم که شاعریم .درعزای دوستان اشک تمساح میریزیم وچنین وانمود میکنیم که بسیارمتاثروغمگینیم ،امادردل خوشحال که چه خوب شد رقیبی ازسرراهمان برداشته شد .راستی ما کیستیم ؟ چه هدفی داریم؟ چراچنینن شده ایم؟
اگر نظم، اخلاقمداری و قانونمندی سه ضلع تعاملات اجتماعی هستند که وسیله آرامش، حق طلبی و عدالت محوری اند چرا در رعایت و عمل به آن ها طفره می رویم و تمام سعی مان این است که آنها را دور بزنیم و کارمانرا زرنگی، فرصت طلبی و آگاهی و توانمندی تلقی کنیم. در سر چهارراهها ساز بدستهای ناوارد دستی بر آرشه ویولن دارند اما آهنگ شان از نوار ضبط صوت پخش میشود! گل فروش های دوره گرد گل ها را رنگ میکنند و آنها را طبیعی جلوه میدهند! پرنده فروش ها گنجشک ها را رنگ میکنند تا به جای قناری قالب کنند. (ادامه…)
- جمعه ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۹
- سرمقاله
سرمقاله اسماعیل عسلی ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۹
این سخن پایان ندارد والسلام
بعضی از شخصیت های تاریخی که در دوران حیات با دشواری ها و ناکامی های فراوان روبرو می شوند پس از مرگ و به دنبال کشف زوایای تاریک و نهفته ی زندگی آنها مورد تجلیل قرار می گیرند و از آنها رفع اتهام می شود . اغلب شخصیت های علمی در این جرگه قرار می گیرند .
بعضی از شخصیت ها که در دوران حیات به دلیل برخورداری از قدرت و ثروت و شهرت توانسته اند با تبلیغات و در سایه ی مداحی های گزافه گویان از خود قهرمان بسازند پس از مرگ و زدوده شدن آثار قدرت آنها و حامیانشان و عقب رفتن ابرهای سیاهی که چهره ی حقیقت را پوشانیده اند توسط مورخین شناسانده می شوند و آینده گان به عمق جنایت آنها پی می برند . کسانی نظیر سلطان محمود غزنوی ، خود را شاه غازی و جنگجو معرفی می کرد که توانسته عده ی زیادی از بت پرستان را به یکتا پرستی دعوت کند . ولی بعدها معلوم شد که این جنایتکار چه تعداد از مردم هند را برای غارت بت کده های آنها و تصاحب طلاهایی که با تبر آن را قطعه قطعه می کردند قتل عام کرد. (ادامه…)
- چهارشنبه ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۹
- سرمقاله
سرمقاله محمد عسلی ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۹
نه گفتن های امام علی(ع)
آنگاه که همه از ترس سست شده و کنار کشیدند او قیام کرد و زمانی که همه خود را پنهان کردند . آشکارا به میدان آمد .وقتی که همه لب فروبستند سخن گفت و زمانی که همه باز ایستادند او با راهنمایی نور خدا به راه افتاد در مقام حرف و شعار صدایش از همه آهسته تر بود اما در مقام عمل برتر و پیشتاز بود وقتی زمام امور را در دست گرفت از همه جلوتر پرواز کرد و پاداش سبقت در فضیلت را برد همانند کوهی که تند بادها آن را به حرکت در نمیآورد و طوفان ها آن را از جای نمی کند.
کسی نتوانست عیبی در او بیابد و سخن چینی ،جای عیب جویی دراونمییافت. ذلیل ترین افراد در نزد او عزیزترین بود تا حق وی را باز ستاند . نیرومند در نظر او پست و ناتوان می نمود تا حق را از او باز ستاند .او نخستین کسی بود که پیامبر صلی الله را تصدیق کرد.
آری این بود امام راستین و نخست ما که افتخار پیروی و تبعیت از او را در شناسنامه داریم و خود را شیعه علی(ع) نام نهادهایم.
افسوس ! تنها گروهی به سوی او آمدند که آنها نیز ناتوان و مضطرب بودند .امامعلی فرزند آخرت بود به دنیا پشت کرد و عطایش را به لقایش بخشید. حکومت را از آب دهان بز بی ارزش تر و پستتر دانست و قدرت باعث نشد فساد و تباهی در خانه و دفترکار ش وارد شود و رشد کند (ادامه…)
- سه شنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۹
- سرمقاله