سرمقاله اسماعیل عسلی

تا چه پیش آید

از جمله آثار کرونا تغییر سمت و سوی اقدامات نوعدوستانه و نیکوکارانه بود به طوری که بی گمان پس از فروکش کردن موج کرونا و بازگشت به شرایط عادی افراد نیکوکار و توانمند توجه خاصی به احداث نقاهتگاه های اضطراری ، توسعه فضای پیرامونی درمانگاه ها و بیمارستان ها و عنایت ویژه ای به تامین مسکن کادر درمانی خواهند داشت . یکی از مشکلاتی که در بحبوحه ی اوج گیری کرونا و لزوم حضور تمام وقت کادر درمانی بیش از همیشه به چشم آمد فاصله زیاد بین خانه و محل کار پرسنل بیمارستان و پراکنده گی آن بود . در صورتی که اگر هنگام احداث یک بیمارستان به ساخت واحدهای مسکونی ویژه کارکنان در کنار آن اقدام می کردند چند خاصیت داشت یکی این که پزشک و پرستار ناگزیر به طی فاصله ی زیاد خانه تا محل کار و درگیر شدن با ترافیک و خستگی ناشی از آن نمی شدند و با نشاط در محل کار حاضر می گردیدند و دیگر این که در مواردی که بیمارستان به آنها نیاز داشت ، حضور آنها در کمترین زمان ممکن صورت می گرفت . اجرای چنین طرحی نه تنها برای بیمارستانها بلکه برای تمامی نهادها و سازمان ها مفید است چرا که هم از رفت و آمدهای درون شهری و استفاده از خودرو می کاهد و هم آلودگی را کم می کند و هم این که همزیستی در زمان کار و استراحت برای کارکنان یک موسسه و نهاد و بیمارستان به استحکام ارتباطات عاطفی و صنفی می انجامد . زنده یاد محمد نمازی که بدون تردید انسانی خدوم و آینده نگر بود به این مهم توجه داشت به طوری که هنوز هم شاهد استفاده ی برخی از کادر درمانی شاغل در بیمارستان از خانه های ویلایی ساخته شده پیرامون بیمارستان نمازی هستیم . (ادامه…)

سرمقاله محمد عسلی
فضای سیاه و سفید
بعضی از فلاسفه بر این باورند که حقیقت آن است که باید باشد و واقعیت همان است که هست. پس هر حقیقتی واقعیت نیست و هر واقعیتی حقیقت!
ویلیام جیمز می گوید: حقیقت آن است که در عمل مفید افتد. حال چه طرفدار اصالت وجود باشیم و چه طرفدار اصالت عمل یا تاریخ یا هر مکتب فلسفی و یا دینی دیگر باید فرق حقیقت و مجاز را از هم تشخیص دهیم و به افکار مجازی و فضاهای مجازی تردید کنیم و تا به یقین نرسیده ایم در پذیرش آنها خوددار باشیم.
تقریباً تا ۵۰ سال قبل تعاملات و مراودات اجتماعی محدود به خانه و کوچه و خیابان بود و بیشتر مسافرت هایی که پیش می آمد بسیار کم بود.
مردمان بیشتر خبر از همسایگان و حال و وضع آنها داشتند و احساسات عاطفی و مهربانی در روابط فرد و جامعه، پیوندهای انسانی را محکم می کرد و اگر رادیو یا تلویزیون در همان حال و هوای نوظهور خود خبری می دادند همانند امروز امواج آن از کوه و در و دشت عبور نمی کرد و شب نشینی های لحظه ای لس-آنجلسی را به درون خانه های پشت کوه دور افتاده اقصی نقاط جهان نمی فرستاد. افراد بشر با تجهیزات و امکاناتی که در اختیار دارند به زوایای زندگی و روح و کارکرد یکدیگر سرک می کشند و ذهن و حافظه خود را به انباشت حقیقت و مجاز عادت داده اند. (ادامه…)

طرحی ساده برای جهش تولید

اسماعیل عسلی

بلا به دور ، این روزها که خرد و کلان از ترس کرونا پستونشین و عزلت گزین شده اند و کاری دندان گیر هم در چهاردیواری خانه برای مردان مفلوک پیدا نمی شود که بتوان با توسل به آن از چنگال بیکاری گریخت ، بالطبع ذهن نقاد و بهانه گیر آدمیزاد از فرط ملولی به سراغ فضولی می رود و چها که از سرش نمی گذرد . بنده خدایی می گفت : دیروز که به فرمان مطاع کدبانوی خانه سرگرم غبار زدایی از بلورجات و ظروف چینی و آت و آشغال های چشمگیر تعبیه شده در ویترین کمد شیشه ای منزل بودم ناگهان به چاه ویل این پرسش افتادم که فلسفه ی وجودی این ظروف بلامصرف که حتی با هجوم مهمان فراوان نیز مورد بهره برداری قرار نمی گیرند چیست ؟ آیا کسانی که در کارگاه های تولید اینگونه ظروف استخوان فرسایی می کنند نیز از بلامصرفی محصولات خود خبر دارند یا نه ؟ همینطور که سیل پرسش هایی از این دست به ذهنم هجوم می آورد با خود اندیشیدم که راستی این چرخ خیاطی مدل زن ژاپنی که با وام ۱۸ درصد و با قید دو فوریت خریداری شد و چند سالی است که در گوشه ای دنج از اتاق خواب جاخوش کرده به چه درد می خورد ؟ (ادامه…)