سرمقاله
اسماعیل عسلی- سردبیر
شباهتی دقیق
شما با کمتر کسی در زندگی برخورد می‌کنید که با صدای بلند از بی‌قانونی و آنارشیسم دفاع کند ولی کم نیستند کسانی که در عمل مروج هرج و مرج هستند زیرا یا تاب تحمل قانون را ندارند و یا این که قادر به مدیریت عادلانه‌ی جامعه نیستند زیرا آنارشیسم آبشخوری جز بی‌قانونی و ظلم ندارد. ما وقتی با یک شخص گرسنه که برای انجام هر کار سختی با هدف گذران آبرومندانه زندگی آمادگی دارد ولی در عین حال بیکار است از احترام به حق مالکیت دیگران، رفتار اقتصادی قانونی و به تعبیر اخلاقی آن از روزی حلال سخن می‌گوییم در واقع تلاش می‌کنیم او را متقاعد سازیم که بی‌هیچ مقاومتی تسلیم مرگی تدریجی شود. نام آن را هم کار فرهنگی و آموزش اخلاقی می‌گذاریم در حالی که در آموزه‌های دینی، جامعه کافر ولی عادلانه پایدارتر از جامعه‌ی فاقد عدالت است. یکی از نشانه‌های بروز بحران در جامعه این است که رفتار بزهکارانه بسیاری از افراد، ترحم‌انگیز جلوه کند و مردم با خواندن سرگذشت خلافکاران در صفحه‌ی حوادث روزنامه‌ها با آنها همذات‌پنداری کنند. چند روز پیش خبری خواندم که دو جوان تحصیلکرده با ایجاد تغییراتی در کارت مترو، اعتبار آن را برای ۴۷ سال تضمین کرده‌اند. چنین کاری هر چند بزهکارانه باشد نیازمند دانش و توانایی ذهنی منحصر به فردی است و این پرسش را مطرح می‌کند که چرا چنین جوانان مبتکری در کارگاه‌ها و کارخانجات و مراکز علمی و پژوهشی به کار گرفته نمی‌شوند و برعکس بسیاری از اشخاص فاقد تخصص صرفاً به دلیل قوم و خویش بازی و رانت و مناسبات پشت پرده بهترین پست‌ها را اشغال کرده‌اند. برخی از شگردهای رایج برای کلاهبرداری نشان می‌دهد که عوامل آن دارای استعدادهای خارق‌العاده‌ای هستند. (ادامه…)

سرمقاله
محمد عسلی
افسون کلمات یا تصاویر در انتقال دیدگاه‌ها
تنها صداست که می‌ماند. صدای باد، رعد، باران، پرنده، حیوانات و صدای آب …
انسان برای پاسخ به نیازها و دردهایش به صدا متوسل شد. صداها به مرور معنی‌دار شدند با تصویر. بین صدا و تصویر رابطه برقرار شد و انسان عامل این رابطه بود. تصاویر به حروف تبدیل شدند و حروف در قالب کلمات جان گرفتند، خط از دل نقاشی در آمد و نقاشی از احساس مایه گرفت. آدم‌ها آموختند با بکارگیری کلمات نیازها و تمایلات یکدیگر را درک کنند اینک از پس میلیون‌ها سال که از هبوط آدم می‌گذرد کلمات هستند که افسون می‌کنند و هر کس نیکوتر سخن گوید و سخن عالمانه بر زبان آورد و از آن سخنان کتاب، نوشته و شعر تولید کند به نسبت تأثیرگذاری بر افکار عمومی سهم دارد.
سهم اشاعه دانش، اخلاق، تجربه و بیان احساسی که نیروی محرکه عشق، کار، جهاد، جنگ، قتال، محبت، جنایت و دوست داشتن باشد.
و اما بعد: (ادامه…)

سرمقاله
اسماعیل عسلی- سردبیر
داغ طرح‌های نیمه تمام
اهالی رسانه با مشاهده‌ی طرح‌های نیمه تمام به یاد اعتبارات جذب نشده، خوردن کفگیر هزینه به ته دیگ بودجه، رفت و آمد مسئولین، لجبازی‌های جناحی، اختلاف سلیقه، غیرکارشناسی بودن طرح‌ها، موازی‌کاری‌ها، ناهماهنگی بین نهادها، خرج‌تراشی‌های جدید، مدیریت غیر واحد شهری، تغییر رویه، جابجایی اولویت‌ها، اشکالات فنی و مهندسی و ضعف نظارت مدیران بالادستی می‌افتند.
تصور نشود که وقتی از طرح‌های نیمه تمام سخن می‌گوییم صرفاً ساخت و سازهای قابل رؤیت در سطح شهر را مد نظر داریم. خیر، در این مملکت گل سنبلی الی ماشاءالله شاهد طرح‌های نیمه تمام هستیم که برخی هنوز به فرجام نرسیده، زنگ آغاز طرحی دیگر به صدا درمی‌آید. نظام آموزش و پرورش و دانش‌آموزان و معلمان بلاتکلیف داغ چندین طرح تحول آموزشی را بر پیشانی دارند که هیچکدام هم به سامان نرسیده است. ظرف چند دهه‌ی گذشته تاکنون چندین طرح برای تأمین مسکن بی‌خانمان‌ها در مجلس و دولت پیشنهاد و دنبال شد اما حکایت همچنان باقی است. نه این که اتفاقی نیفتاده باشد. اتفاقاً چند روز پیش یکی از مسئولین با صدای بلند اعلام فرمود که در ایران معادل ۹۱ میلیارد دلار خانه‌ی خالی وجود دارد یعنی ۱۱ درصد خانه‌ها در ایران بلااستفاده است بلااستفاده یعنی طرح احداث خانه که هدفش سکونت بی‌خانمان‌ها بوده به هدف خودش نرسیده! وجود هزاران تحصیلکرده‌ی بیکار یعنی یک طرح نیمه تمام دیگر. اتمام ظاهری یک طرح و عدم دستیابی به اهداف تعیین شده برای آن یعنی طرحی نیمه تمام. کنفرانس‌ها و جشنواره‌هایی که جز هزینه‌تراشی دستاوردی ندارند یعنی طرح‌های نیمه تمام. (ادامه…)