سرمقاله
اسماعیل عسلی- سردبیر
هنر فهم زبان مردم
با وجود مشترکات زیادی که بین جوامع انسانی وجود دارد باز هم میتوان به نشانههایی در رفتار مردم هر جامعهای برخورد کرد که با سایر جوامع متفاوت است. به همین دلیل است که گاهی از عادات و رفتارهای شاخص عربها، ایرانیها، انگلیسیها، آلمانیها و روسها و … سخن میگوییم. این که ما بخواهیم چنین شاخصهایی را به تاریخ و تمدن و فرهنگ و ادیان و مذاهب رنگارنگ و همچنین در آمیختگی اقوام و نژادها گره بزنیم یا دلایل دیگری برای آن بتراشیم موضوع این یادداشت نیست. آنچه راقم این سطور به دنبال آن است تبیین ضرورت درک زبان مردم از سوی ادارهکنندگان کشور است. متأسفانه ما با مشکلی به نام تعریف “مردم” مواجه هستیم به این معنا که هر کسی تعریفی مطابق نظر خود از مردم ارائه میدهد و با استناد به آن رفتار خود را توجیه میکند. لذا تنها راهی که میماند این است که مسئولین به پالسهایی که مردم با رفتار خود مخابره میکنند توجه داشته باشند زیرا مردمی که تاریخی پرفراز و نشیب را ظرف هزاران سال پشت سر گذاشتهاند آموختهاند که به اقتضای زمان با چند زبان سخن بگویند. طبیعی است که وقتی زبان فارسی و زبان انتخابات برای ادارهکنندگان کشور مفهوم نباشد ناگزیر باید به زبان رفتار که طبیعیترین واکنش عمومی محسوب میشود سخن گفت. (ادامه…)
- شنبه ۲۵ اسفند ۱۳۹۷
- سرمقاله
سرمقاله
محمد عسلی
عید آمد و ما قبا نداریم …
روزنامه نسیم شمال سید اشرفالدین حسینی به هنگام درگیری مشروطهطلبان با مشروعهخواهان بیشتر به فقر و مسکنت و مشکلات مردم میپرداخت و با چاپ اشعار طنز و ساده، زبان گویای مردم بود.
اشعار جمعآوری شده سید اشرفالدین که خود تاریخچهای از اوضاع نابسامان اقتصادی و سیاسی مردم عصر مشروطه است بیشتر حکایت فاصله طبقاتی فقر و غنا و پردهدری از مدعیان دروغین خدمت است.
یکی از اشعاری که حال روز بعضی از مردم زمانه ما را هم حکایت میکند این شعر است که آن زمان در نسیم شمال به چاپ رسیده است. (ادامه…)
- جمعه ۲۴ اسفند ۱۳۹۷
- سرمقاله
سرمقاله
اسماعیل عسلی- سردبیر
نگرانی شکوهمند
این که هر فرد یا طبقهای نگران جایگاه خود نزد افکار عمومی باشد امری طبیعی است زیرا برخورداری از وجاهت اجتماعی و قدرت تأثیرگذاری، دغدغهی تمامی کسانی است که با صرف عمر و هزینه به تحصیل علم و کسب تجربه و تخصص و کار و فعالیت روی میآورند. از این رو آسیبشناسی تغییر جایگاه یک طبقهی اجتماعی به دلیل تأثیر مستقیم آن در مناسبات آن طبقه با مردم میتواند به عنوان یک دغدغه مطرح باشد. ناگفته پیداست که هر یک از اقشار تشکیلدهندهی جامعه، فراخور عملکردی که در راستای ارائهی خدمت به مردم در پیوند با تواناییها و تخصصشان دارند به منظور ارتقای جایگاه خود تلاش میکنند چون میدانند که مناسبات آنها با مردم نیز در همین چارچوب تعریف میشود. از جمله مسائلی که هم اکنون توجه طبقهی روحانیون را به خود معطوف داشته حس چندگانهای است که مردم نسبت به آنها پیدا کردهاند. این حس از یک سو سر در آبشخور انتظارات بالایی از این طبقه دارد که خود روحانیون در ایجاد آن دخیل بودهاند و چه بسا برخی از قابلیتهای دین را به خود نسبت دادهاند و از سویی دیگر نباید از فاصلهای که برخی روحانیون از ویژگیهای سنتی خود گرفتهاند غافل بود.
اصولاً نحوهی سلوک روحانیت ظرف سالهای متمادی در جامعه، این طبقه را با چهار ویژگی از سایر طبقات متمایز میکرد. در وهلهی اول زیطلبگی و سبک زندگی بود به طوری که حتی اگر آخوندی پیدا میشد که به دلیل وابستگی به خانوادهای ثروتمند از تمکن بالایی برخوردار بود تلاش میکرد زندگی ساده و بیپیرایهای داشته باشد. دوم تعلیم و تعلم مستمر، به این معنا که یک روحانی تحت تأثیر آموزههای دینی گمشدهی خود را در طول زندگی دانش و حکمت میدانست و در عین حال به موازات آن در حال آموزش دادن بود زیرا خود را ملزم به پرداخت زکات علم میدانست و عمده وجاهت خود را مرهون برخورداری از شأن معلمی بود. سومین ویژگی این طبقه ارتباط بدون واسطه و نزدیک با مردم خصوصاً تودههای مستضعف و آسیبپذیر بود که با استفاده از آن میتوانستند حرف خود را با کمترین هزینه پیش ببرند کما این که در جریان انقلاب نیز از آن سود جستند. در این جا باید به شاخصهای دیگر نیز اشاره کنیم و آن این که در گذشته اغلب روحانیون با درآمدی شناور و غیر رسمی که با بازار و کمکهای مردمی و نذورات و اوقاف و خمس و زکات و شهریه و درآمدهای متفرقه پیوند میخورد روزگار خود را سپری میکردند که ارزیابی میزان آن برای مردم امکانپذیر نبود و دوری روحانیون از کارهای سیاسی و اجرایی موجب میشد که کسی برای پی بردن به سرچشمهی درآمد آنها کنجکاوی زیادی نداشته باشند. (ادامه…)
- چهارشنبه ۲۲ اسفند ۱۳۹۷
- سرمقاله