سرمقاله “اسماعیل عسلی” ۱ آذر ۱۴۰۰
فاصله دست و زبان
سخنرانی های مناسبتی برخی از مسئولین در ردیف اخباری است که بازخوردهای گوناگون به دنبال دارد. ما در سال تقریبا در هر هفته دو یا سه مناسبت داریم که برخی از این مناسبت ها ملی است ، برخی مذهبی و برخی مناسبت ها نیز جهانی است . همچنین در پیوند با بزرگداشت شخصیت ها ، مرگ هنرمندان و اهل علم و چهره های سیاسی و اجتماعی و مناسبت های جنبی از جمله حوادث غیرمترقبه نیز کسانی می آیند و حرف هایی می زنند و می روند .البته در مواردی اطرافیان مسئولین از آنها می خواهند که جمعیتی را با سخنرانی خود مفتخر کنند و بدین وسیله آنها را در شرایطی ویژه قرار می دهند و با تشویق و صلوات مسئولین را پشت تریبون قرار می دهند . انتظار معقول از مسئولین این است که از اظهار نظر پیرامون موضوعی که بر آن اشراف ندارند خودداری کنند زیرا کلی گویی چیزی به شنونده و مخاطب نمی افزاید . اجباری هم در کار نیست . چه ایرادی دارد وقتی مسئولی در یک مراسم حضور می یابد از فردی مطلع و آگاه دعوت کنند تا سخن بگوید و در ادامه نیز مسئول کشوری ، استانی و محلی اگر از اقدامات مرتبط با موضوع گردهمایی چیزی می داند و اطلاعاتی در اختیار او قرار داده اند ، اظهار نظر کند . (ادامه…)
- یکشنبه ۳۰ آبان ۱۴۰۰
- سرمقاله
سرمقاله “محمد عسلی” ۳۰ آبان ۱۴۰۰
بلای خشکسالی ها
آب که بعضی از فلاسفه آن را ماده المواد نامیده اند یکی از اصلی ترین عنصر لازمه حیات انسان، حیوان و گیاه هست. آب، هوا و نان سه رکن نیاز برای زیستن و زندگی کردن است که همه در یک کلمه خلاصه می شوند «آب».
تمام تمدن های کهن سرزمین ها در کنار رودها و رودخانه ها بنا شده اند به گونه ای که هر جا جوششی از چشمه ها بوده و یا روان آبی در دسترس، انسان در کنار آن خیمه زده و اسکان یافته است از این روست که باران را نعمت الهی و رحمتی از آسمان و اراده ای متعالی از خداوند دانسته اند و اهمیت آن بس که در قرآن آمده «و انزلنا من السماء ماء…»
[فرو فرستادیم از آسمان آب را…] (ادامه…)
- شنبه ۲۹ آبان ۱۴۰۰
- سرمقاله
سرمقاله “اسماعیل عسلی” ۲۹ آبان ۱۴۰۰
خطوط متنافر
باید منصفانه لب به اعتراف بگشاییم و صادقانه بگوییم سیاست هایی که در حوزه های گوناگون دنبال می شود با یکدیگر همخوانی ندارد . برای نمونه ما سالیانه میلیاردها تومان برای تربیت پزشک و تحصیلات عالی دانشجویان هزینه می کنیم اما نحوه ی تعامل ما با نخبگان جامعه و تحصیلکرده ها به گونه ای است که فرار را بر قرار ترجیح می دهند .در واقع ما برای آمریکا و اروپا نیروی انسانی نخبه تربیت می کنیم ، بدون آن که هزینه ای از آنها بگیریم ؛ ضمن این که با رفتن نخبگان به میزان قابل توجهی دلار هم از کشور خارج می شود . گاهی آدم به فکر فرو می رود و پیش خود می اندیشد که سهم مردم عادی و نظریه پردازان و متولیان برنامه ریزی از ۳۰ درصد افراد مبتلا به اختلالات روانی چقدر است ! از یکسو برای فرزند آوری تبلیغ می کنیم و از آن سو سالیانه هزاران نفر بر اثر ابتلا به مواد مخدر ، تصادفات جاده ای و شهری ، بیماری های قابل پیگشیری ، دعواهای خیابانی ، خودکشی و حوادث گوناگون از بین می روند . گاهی برای جبران کمبود مسکن باید نیم نگاهی هم به سبک زندگی داشته باشیم و سازگاری ها را بالا ببریم . بعضی از سالمندان در حالی در خانه های اعیانی و اشرافی با امکانات فراوان از تنهایی رنج می برند و در اثر دوری از فرزندانشان دق می کنند و می میمرند که در برخی از خانه های واقع در حاشیه شهرها بیش از ۱۰ نفر در یک اتاق بیتوته می کنند و غذای مناسبی برای خوردن ندارند. در حالی شاهد دورریز نان و انواع مواد غذایی هستیم که پس مانده های غذایی معادل نیازحداقل یک چهارم زیر خط فقری های گرسنه است . (ادامه…)
- جمعه ۲۸ آبان ۱۴۰۰
- سرمقاله