سرمقاله
محمد عسلی
چرا انقطاع فرهنگی
فرهنگ که معنای تحت‌اللفظی آن رفتار برتر است در کشور ما سابقه‌ای کهن دارد.
این رفتار برتر ریشه در هوش، استعداد، سنت‌های دیرپا، هنر، باورهای دینی و مذهبی، سواد اجتماعی و موقعیت‌های جغرافیایی دارد.
آنچه از گذشتگان به ما رسیده است از حکمت و فلسفه و دانش‌های گوناگون گرفته تا آثار هنری مانند شعر: روایات تاریخی، بازمانده‌های ساخت و سازهای شهری که معماری‌های کم‌نظیر آن هر بیننده‌ای را متحیر می‌کند و دست‌نوشته‌های استادانه همه حکایت از تلاش نوابغ ایرانی دارد در مقاطع مختلف تاریخی که در واقع کارنامه نسل‌های گذشته و حال‌اند و قابل رؤیت و یا در موزه‌های معروف کشورهای خارجی که اکثراً چشم و چراغ فرهنگ دیرپای ماست وجود دارند.
این رفتار برتر توانست به جوامع ایرانی در طول بیش از ۲۵۰۰ سال تاریخ نوشته عزت و افتخار دهد جدای از عملکرد پادشاهان که بعضاً جز کشورگشایی و استثمار مردم کاری نکردند و مهم‌ترین کار آنان حفظ مرزها و نام ایران بوده است.
و اما بعد:
امروز آنچه برای جهانیان در جهت پیشرفت و ارجگزاری ملت‌ها ملاک و محک ارزشیابی است رفتار برتر یا همان فرهنگ است.
تعاملات سالم اجتماعی، پیشرفت‌های علمی، نوعدوستی، تعاون، رفتارهای سازنده به دور از عوارض ناهنجاری‌های فردی، امید به زندگی و نهایتاً سلامتی جسمی و روانی نشانه‌ها و آثار فرهنگ‌اند در نگاه دیگر باورهای دینی و مذهبی که تبلور و تجلی آن در رفتار انسان‌ها قابل مشاهده است و از آنها تواضع، تدبیر، قناعت، مهر و محبت و انسان‌دوستی و آزادگی و استقلال حاصل می‌شود. نیز خود یک فرهنگ و رفتار برتر است اینک سؤال این است: (ادامه…)

سرمقاله
اسماعیل عسلی- سردبیر
کتاب مظلوم و غریب
آخرین فرستاده‌ی الهی پس از ۲۳ سال تلاش مستمر و تحمل کژتابی جاهل‌ترین ساکنان این کره‌ی خاکی که با تمدن و فرهنگ بیگانه بودند و به راه آوردن و وحدت بخشیدن به آنها با دشواری‌های بسیار بالاخره پس از چندین روز تحمل بیماری رحلت کرد و در حالی جهان را بدرود گفت که مجموعه‌ی آیات منسجم وحی شده از سوی خداوند را در قالب کتابی به نام قرآن بر جای گذاشت تا مسلمانان با تمسک به آن راه سعادت و خوشبختی را گم نکنند. از منظر پیامبر اکرم (ص) هیچ چیز بالاتر از قرآن نیست و مسلمانان هر جا که دچار اختلاف شدند باید به قرآن مراجعه کنند. حتی ایشان تأکید می‌کنند: “ای مردم آنچه از من برای شما نقل می‌شود چنانچه هماهنگ با قرآن بود بدانید گفتار من است و اگر مخالف با محتوای قرآن بود گفته‌ی من نیست”.
هم اکنون که یکهزار و چهارصد و چهل سال از هجرت پیامبر می‌گذرد مدعیان پیروی از آن حضرت به پنج شاخه‌ی اصلی و ده‌ها زیرشاخه‌ی فرعی تقسیم شده‌اند و هیچ کدام هم یکدیگر را قبول ندارند و هر روز که می‌گذرد به دامنه‌ی اختلافات آنها افزوده می‌گردد تا آنجا که گاه یکدیگر را تکفیر می‌کنند و می‌کشند و خون یکدیگر را مباح می‌دانند! حتی برخی از فرقه‌های معلوم‌الحال کامل بودن قرآن را نیز قبول ندارند، عده‌ای تنها به دنبال حدیث هستند و از قرآن غافل، عده‌ای عقل را تعطیل کرده‌اند و عده‌ای دیگر می‌گویند همه چیز باید مانند زمان پیامبر باشد و هیچ گونه تغییری را برنمی‌تابند و حاضر نیستند فرزند زمانه‌ی خودشان باشند. عده‌ای به ظاهر قرآن چسبیده‌اند و گروهی دیگر مدعی فهم باطن قرآن هستند به طوری که اگر بخواهیم مذاهب و فرقه‌های اسلامی را شمارش کنیم به عدد ۱۰۰ نزدیک می‌شویم. پر واضح است که بسیاری از مذاهب و فرقه‌های اسلامی تحت تأثیر جغرافیا و فرهنگ و آداب و رسوم بومی با حذف و اضافه‌هایی که در اسلام صورت داده‌اند شعبه‌ای از اسلام تأسیس کرده‌اند. برخی از جوامع که به هر دلیل اسلام را پذیرفته‌اند عادات و سنت‌های خود را نیز با آن درآمیخته‌اند. ضمن این که نحوه‌ی پذیرش اسلام در همه جا یکسان نبوده است. (ادامه…)

سرمقاله
محمد عسلی
رابطه ۱۳ آبان با تحریم‌ها
هر چند شعار مرگ بر شاه در تظاهرات و قیام آغازین امام خمینی(ره) در سال ۴۲ همراه با شعار مرگ بر آمریکا بود و همین دو شعار اساسی در طول تاریخ مبارزاتی مردم ایران بر علیه نظام شاهنشاهی کارساز شد و یکی از محوری‌ترین و اصولی‌ترین شعارها گردید اما پس از پیروزی انقلاب اسلامی اولین کشوری که انقلاب ایران را به رسمیت شناخت آمریکا بود. به این دلیل که تصور می‌کرد با همراه کردن افراد نفوذی ایرانی ساکن آمریکا می‌تواند بار دیگر در قالب کودتای خزنده برای اعمال سیاست‌های خود در ایران تأثیرگذار باشد ضمن آنکه امیدوار بود به وسیله افراد میانه حال که روش و منش اسلامی لیبرال را تبلیغ و تشویق می‌کردند بتواند نفوذ و موجودیت خود را در ایران حفظ نماید.
وقتی سفارتخانه آمریکا در همان ابتدای انقلاب اسلامی شد مرکز تحریک و توطئه بر علیه انقلاب ایران و مرکز رفت و آمد مخالفان انقلاب اسلامی بیم آن می‌رفت که با کمک مالی و تسلیحاتی در جهت خنثی سازی اهداف و دیدگاه‌های مردم انقلابی ایران استان‌های مرزی را تحریک به جنگ مسلحانه با دولت مرکزی کند و اختلاف بین شیعه و سنی را دامن زند که متأسفانه در همان سال‌های اول انقلاب مشخص شد دست به چنین اعمالی زده است.
بعد از آنکه مرحوم مهندس بازرگان با تأیید امام خمینی و حمایت مردمی به نخست وزیری رسید و حجم وسیعی از برنامه‌ریزی‌ها و اصلاحات روی دست ایشان تل‌انبار شد، مدت زمانی نگذشته بود که دانشجویان پیرو خط امام از دیوار سفارت آمریکا بالا رفتند و علی‌رغم حضور تفنگداران و نگهبانان مسلح آمریکایی در سفارت توانستند آنجا را اشغال نمایند و برای مدت ۴۴۴ روز اعضا و کارداران و دیپلمات‌های سفارت را به گروگان بگیرند.
عمل دانشجویان پیرو خط امام چند دلیل داشت:
یکم اینکه شاه فراری متقاضی سفر به آمریکا بود و اگر در آنجا سکنی می‌کرد احتمال اینکه آمریکا همانند ۲۸ مرداد ۳۲ با کودتایی نظامی دوباره شاه را به ایران برگرداند بود.
دو دیگر آنکه سفارتخانه آمریکا شده بود مرکز توطئه بر علیه امام و انقلاب زیرا با تحریک و رایزنی با سران مخالف انقلاب و یا تجزیه‌طلبان و بیم آن می‌رفت آمریکا از طریق مرزهای عراق و پاکستان و ترکیه که در هر سه کشور نفوذ داشت سران تجزیه‌طلب را حمایت مالی و تسلیحاتی کند. (ادامه…)