سرمقاله
محمد عسلی
اقتصاد و مردم
ادموند برک “Edmund Burk” می‌گوید: «عصر سلحشوران گذشته و عصر سفسطه‌گران، اقتصاددانان و حسابگران جانشین آن شده است…»
صرف‌نظر از اینکه این سخن در روزگار ما پذیرفته شود و یا پذیرفته نشود مردم ما در زندگی روزمره خود می‌باید اقتصاد را فهم کنند و به کار بندند. فرهنگ اقتصاد سنتی در دوره‌های مختلف تاریخی از شبانی گرفته تا کشاورزی، خدماتی و صنعتی بر اساس ایدئولوژی‌های دینی و مذهبی و تحت نظارت حاکمیت‌های قومی، قبیله‌ای، فئودالی و اینک سرمایه‌داری در کشورهای مختلف با توجه به موقعیت‌های کشاورزی و آب و هوایی پیوسته در حال تغییر و تحول بوده است.
تحولات ساختاری در نظام‌های حکومتی بر اساس رشد، توسعه و فن‌آوری‌های جدید به گونه‌ای است که اقتصاد بر زندگی روزمره امروز سایه افکنده و سیاست، فرهنگ و رفتارهای اجتماعی را تحت تأثیر قرار داده است.
تا قبل از پادشاهی ناصرالدین شاه قاجار در ایران سخنی از نفت و درآمد آن به میان نیامده و مردم ما از طریق دامداری، کشاورزی و صنایع دستی روزگار می‌گذراندند. نفت در مناطقی از جنوب آن قسمت که به صورت گاز فوران می‌کرده آتشکده‌هایی را پیوسته روشن نگاه می‌داشته و آن آتش مقدس بوده است.
اما در یک قرن و نیم گذشته به مرور چشم امید حاکمیت‌ها و مردم ایران به درآمد نفتی دوخته شده و دولت‌ها حساب و کتاب و بودجه‌بندی خود را بر اساس درآمدهای نفتی تنظیم می‌کرده‌اند هر چند درآمدهای غیرنفتی ناچیزی هم در کنار آن بوده است.
و اما بعد: (ادامه…)

سرمقاله
محمد عسلی
استاندار آینده فارس و اما و اگرها
فارس را پیوسته حاکمی بوده که یا به زبانی دیگر سخن گفته که همگان را فهم آن نبوده و یا پای ارادت به این دیار دراز برای درک اهل راز سست داشته و یا نیک‌مردی آمده که عمری کوتاه داشته هر چند خوش درخشیده اما دولت مستعجل بوده است.
از این روی سرزمین فارس علی‌رغم قابلیت‌ها و توانایی‌های فلاحتی و صنعتی گاه در تب و تاب خشکسالی سوخته و گاه بر کرامت مرکزنشینان چشم دوخته و یا از پس چندی اعلام نیاز برافروخته و بر خود دوخته است.
فی‌الحال می‌گویند کسانی از ناکجا آباد در ترازوی محک‌اند تا قرعه به نام که افتد و بر فارس چه پیش آید.
و اما بعد:
بارها شنیده و خوانده‌ایم و صاحبنظران نوشته‌اند که حق سعدی و حافظ بر گردن فارس و شیراز جنت طراز بسیار است که اگر شیراز را به آنان افتخاری نبود و از آن خاک بهره‌ای نمی‌بردند بی‌شک ادبیات کهن ایران زمین بسیار کم می‌داشت.
و اینک رسیده‌ام به این مهم که سعدی و حافظ نه فقط رمزگشای ادبیات و شعر و شاعری بوده‌اند بلکه مرده‌شان بیش از زنده‌شان در سیاست مملکتداری به کار می‌آید که دل خوش کنیم به زیارت تنی چند از مردمان جهانگردی که از دورتر مرزها می‌آیند و لذتی وافر از تماشای مقبره‌ها می‌برند و نام آن را می‌گذاریم صنعت گردشگری که در طول سالیانی چند نه چیزی به بهای شیراز افزوده‌اند و نه موجد برکت بازار شده‌اند به این مختصر رفت و آمدها. (ادامه…)

سرمقاله
اسماعیل عسلی- سردبیر
راز و رمزهای اربعین
در آموزه‌های دینی عدد چهل نماد کمال و پختگی و نقطه عطفی برای به ثمر نشستن تلاش‌های مستمر و هدفمند است. بر اساس آیات و روایات متعدد، ۴۰ روز و ۴۰ سال فرصتی است که می‌تواند به نهادینه شدن یک رفتار در صورت تکرار و مداومت بیانجامد. شاید این که در روایات از قول نبی اکرم(ص) آمده است که خداوند می‌فرماید: وقتی بندگان من به سن چهل سالگی می‌رسند دو فرشته رفتارهای شایسته و ناشایسته‌ی آنها را ثبت می‌کنند ناظر بر همین معنا باشد. همچنین آنجا که پیامبر اکرم(ص) در جایی دیگر فرموده‌اند: “زمانی که یک فرد به سن چهل سالگی می‌رسد به او سخت بگیرید” نیز در پیوند با چنین رویکردی مفهوم پیدا می‌کند. توقف و بیتوته‌ی چهل شبه‌ی حضرت موسی در کوه طور برای دریافت ۱۰ فرمان و مبعوث شدن پیامبر در سن چهل سالگی به نبوت نیز گمانه‌زنی‌ها در خصوص اهمیت عدد چهل را قوت می‌بخشد. در آیه‌ی ۲۶ سوره‌ی مائده از چهل سال ممنوعیت بنی‌اسرائیل برای ورود به سرزمین مقدس و چهل سال آوارگی آنها در بیابان یاد شده است. از قول پیامبر(ص) نقل گردیده که اگر کسی ۴۰ حدیث از من حفظ کند و آن را نقل نماید خداوند او را دانشمند و آگاه محشور می‌کند. به همین دلیل برخی از علما نسبت به نوشتن کتاب چهل حدیث صحیح به نقل از پیامبر اقدام می‌کنند. این که اگر به ۴۰ مؤمن دعا کنیم سپس حاجت خود را از خداوند بخواهیم اجابت می‌شود نیز سر در آبشخور راز و رمزهای عدد چهل دارد.
در روایات آمده است اگر کسی چهل روز از اعمال و رفتار ناشایست دست بردارد خداوند نوری در دل او می‌تاباند و چشمه‌های حکمت از درون او می‌جوشد. حافظ در یک غزل اشاره‌ای به این موضوع دارد:
سحرگه رهروی در سرزمینی
همی گفت این معما با قرینی
که ای صوفی شراب آن گه شود صاف
که در شیشه برآرد اربعینی (ادامه…)