سرمقاله
اسماعیل عسلی- سردبیر
عیار آمریکا ستیزی
بعد از جنگ جهانی دوم و حتی پیش از آن منازعات جهانی و منطقه‌ای با عاملیت کشورهای توسعه یافته اغلب با محوریت اقتصاد و منافع ملی دنبال شده است؛ چنین رویکردی خصوصاً پس از این که ایالات متحده‌ی آمریکا در رأس جناح پیروز در جنگ بین‌الملل دوم قرار گرفت قوت گرفته و هر جا که شاهد رویکردهای ملی و عقیدتی به عنوان نیروی پیشران ملت‌ها بوده‌ایم نیز به لطایف‌الحیلی به سمت اقتصاد تغییر مسیر داده و به تدریج از گرمی و حلاوت آن کاسته شده است. دقیقاً به همین دلیل اغلب کشورهایی که سودای نشاط و توسعه اقتصادی را در سر پرورانده‌اند از احساسات و عواطف ملی در جهت تقویت بنیه‌ی اقتصادی خود بهره گرفته‌اند. چین، کره، ژاپن، هند، آلمان و برخی از کشورهای آسیای جنوب شرقی که ظرف نیم قرن گذشته همواره روندی رو به رشد داشته‌اند با چنین تمهیدی توانسته‌اند به توسعه و رشد اقتصادی دست یابند. پوشیده نیست که اگر چه موج آمریکا ستیزی اخیراً به اروپا نیز رسیده است اما چنین رویکردی با توجه به اشتراکات فرهنگی و اقتصادی اروپایی‌ها با آمریکا و تعاملاتی که در مسائل امنیتی، انرژی و محیط زیست با یکدیگر داشته و دارند هرگز به نقطه‌ی حساس و تعیین‌کننده‌ای نرسیده و در مجموع کمتر اتفاق افتاده که جهان سومی‌ها از رهگذر چالش‌های ناگزیری که قدرت‌های بزرگ اقتصادی با یکدیگر دارند به نوایی برسند!
در موضوع آمریکا ستیزی باید در نظر داشت که آمریکا کشوری متمایز از سایر کشورهاست به این معنا که ملیت و مذهب هرگز به عنوان نیروی پیشران تعیین‌کننده در این کشور مطرح نبوده چرا که این امر با مهاجرپذیری که عامل شکل‌گیری این کشور است در تضاد می‌باشد. (ادامه…)

سرمقاله
محمد عسلی
چرا چهل سال مرگ بر آمریکا؟
چهل سال زورآزمایی ایران و آمریکا، چهل سال تهدید، تحریم، زورگویی، فشار سیاسی و اقتصادی، چهل سال جوسازی‌های رسانه‌ای، چهل سال ترور شخصیت‌های نظام، چهل سال حمایت از مخالفان و دشمنان داخلی و خارجی انقلاب اسلامی، چهل سال توطئه برای به راه‌اندازی جنگ‌های داخلی و منطقه‌ای در جهت تضعیف انقلاب و نظام برای سرخوردگی مردم از مسئولان و نهایتاً چهل سال دشمنی‌های پنهان و آشکار آمریکا و متحدان منطقه‌ای‌اش نه تنها ملت شجاع، شریف و جهادگر ایران را از پای درنیاورد بلکه موجب تقویت بنیه دفاعی کشور و تلاش در جهت خودکفایی شد فشاری که تحمل آن برای بسیاری از ملت‌ها ناممکن می‌نمود.
و اما بعد:
بعضی از تحلیلگران داخلی و خارجی را عقیده بر آن بوده و هست که اگر مسئولان ایران در همان ابتدای انقلاب با آمریکا سر سازش می‌داشتند وضعیت اقتصادی و روابط تجاری ایران با غرب و شرق بهتر پیش می‌رفت و متحمل این همه خسارت‌های مالی و جانی نمی‌شدیم.
بعضی‌ها پای را فراتر گذاشته و گفته‌اند و می‌گویند که ما را چه به در افتادن با آمریکای ابرقدرت جهان که بزرگترین زرادخانه‌های اسلحه‌سازی را دارد و پیشرفته‌ترین ارتش مکانیزه جهان را به لحاظ سخت‌افزاری و نرم‌افزاری در اختیار دارد که ما در هیچ جنگی با او پیروز نخواهیم شد.
از آن گذشته صدای ما به گوش مردم جهان نمی‌رسد اما صدای آمریکا به لحاظ در اختیار داشتن بزرگترین و قوی‌ترین شبکه‌های خبری جهان گوش و چشم همگان را در اختیار گرفته و اذهان مردم جهان را بر علیه ما تحریک می‌کند. (ادامه…)

سرمقاله
اسماعیل عسلی- سردبیر
تا چه بازی رخ نماید
خبر دیدار سلطان قابوس با نتانیاهو به زعم برخی از رسانه‌ها غیرمنتظره تلقی و تفسیر شد در حالی که اگر رویدادهای رخ داده ظرف چند سال گذشته را در منطقه و جهان را مرور کنیم درمی‌یابیم که چنین اتفاقی قابل پیش‌بینی بوده است. سال‌هاست که بحران‌ها و چالش‌های خاورمیانه با محوریت و نقش‌آفرینی اسرائیل دنبال می‌شده و چنین روندی با سیاست‌های آمریکا و اغلب کشورهای توسعه یافته که نگاهی اقتصادی به سیاست خارجی رویدادها دارند همخوانی داشته و دارد چرا که اسرائیلی‌ها نبض اقتصاد جهان را از طریق سرمایه‌گذاری در کمپانی‌های بزرگ نفتی و صنعتی و اسلحه‌سازی در دست دارند به طوری که تأثیر لابی‌های یهودی بر تصمیمات جهانی و نهادهای بین‌المللی را نمی‌توان انکار کرد. در واقع اسرائیل را نباید در برگیرنده‌ی جمعیتی ۹ میلیونی در نظر گرفت که اکثرا در چارچوب یک باور دینی خواستار اقامت در سرزمینی هستند که آن را مقدس و متعلق به خود می‌دانند. اصولاً تأسیس کشور اسرائیل با هدف حل مشکل اروپایی‌ها کلید خورده و اغلب ساکنان یهودی آن شهروندان درجه دومی هستند که باورشان شده به آرزوی تاریخی خود رسیده‌اند در حالی که شهروندان درجه یک یهودی در آمریکا و اروپا به دور از غوغای جنگ ساکن هستند و اغلب به فعالیت‌های کلان تجاری و علمی و سیاسی اشتغال دارند و نیازی هم به سکونت در شهرک‌هایی که دائم در معرض تهدید است ندارند! قبل از ورود به موضوع صلح خاورمیانه باید بگوییم تمامی توفیقات اسرائیل ظرف ۷۰ سال گذشته ریشه در ضعف اعراب و مسلمانان داشته است و اما ماجرای طنزآمیز صلح! (ادامه…)