سرمقاله
محمد عسلی
شکست سکوت
«اگر به سکوت گوش دهی به هیچ صدای دیگری گوش نخواهی داد…» آری سکوت را مزیتی است از آن دسته عارفانه و هم گاه در هنر شنیدن و سخن گفتن چنانکه سعدی گفت:
دو چیز طیره عقل است. دم فرو بستن به وقت گفتن و گفتن به وقت خاموشی…
و اما بعد:
در عصر ما که میتوان آن را عصر صدا نامید حتی از زوایای پیچ در پیچ امواج ناپیدا صدا پیداست با تصویر و بیتصویر، کوتاه و بلند، در تمامی لحظات تا آنجا که در شعر فروغ هم خواندیم: «تنها صداست که میماند…»
اینک صداهای خاموش نجواگر فریادند از آنچه بر سر انسان آمده در کشاکش زندگی ماشینی و در عصر ارتباطات که جهان به دهکدهای ماننده است با صداهای متنافر و متضاد. به گونهای که هر کس فریادی دارد بر آمده از داشتنها و نداشتنها. خواستنها و نخواستنهاست.
یکی مطالبه حقوق عقب مانده میکند دیگری آوازخوان دورهگری است که صدا را وسیله معاش کرده است اما در این میان چند چیز را سکوت روا نیست.
نخست ستم و ستمگری دولتمردان که قدرت زر و زور را به شمشیری برّان بر گردن این و آن بدل کردهاند تا موقعیت خود را حفظ و صندلی ریاست را پیوسته مادامالعمر از آن خویشتن کنند.
فرقی نمیکند در کدام نقطه از این زمین ستم دیده باشد که گر چه مدام در حرکت و چرخش است اما قادر نیست از زیر بار سنگینی انسانها خلاصی یابد.
دوم بیعدالتی که وقتی تسری پیدا میکند که هیچ چیز در جای خودش نباشد. (ادامه…)
- جمعه ۲۵ آبان ۱۳۹۷
- سرمقاله
طنزواره
اسماعیل عسلی- سردبیر
آن طرح و این کشف
آدم خل وضع مجهولالهویهای که سیاست را ریاضت تلفظ میکرد و از فوتبال تنها و تنها آب معدنی خوردنش را بلد بود و دوران کودکیاش را در قله قاف گذرانده و ایام شباب در منطقهی سیبری با گرگها همنشین بوده و کمی تا قسمتی با انگلوساکسونها احساس خویشاوندی داشت با اعتماد به نفسی ستودنی مدعی حل و رفع معضلات جهانی شده بود و میگفت: من میتوانم در کمتر از ۲۴ ساعت بر مشکل خاورمیانه و رژیمهای دیکتاتوری، اختلاف تجاری چین و آمریکا، معضل کمبود بودجه اعضای پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو)، بحران شبه جزیرهی کره، کسر بودجه ایتالیا، پدیدهی نامیمون تروریسم، مافیای مواد مخدر و اختلاف نظر سران کشورها پیرامون موضوعات گوناگون خط بطلان بکشم. ابتدا تصور کردم تحت تأثیر وارونگی هوا دچار هذیانگویی ناشی از گرسنگی و تحریمهای ظالمانه شده و به پرت و پلاگویی افتاده اما همین که دیدم یک نفس به مقدسات سوگند یاد میکند به او گفتم: خدا وکیلی بیا کج بنشین و راست بگو ببینم تو چگونه میخواهی این کلاف در هم پیچیده جهانی را با سرانگشت تدبیر باز کنی و برای این که او را به رمزگشایی از این معمای مکتوم تحریض و تشویق نمایم موکداً به او یادآوری کردم که تو با همهی کم عقلی قابل اعتماد هستی چرا که نه درس سیاست خواندهای و نه با انگلیسیها سر و سری داری و نه حقوقت را به دلار میگیری و نه پول مردم را به کانادا منتقل میکنی و خلاصه کلام این که میتوان به تو امید بست. به قول سعدی علیهالرحمه:
گاه از صد هزار دانشمند
بر نیاید درست تدبیری
گاه باشد که کودکی مسکین
به غلط بر هدف زند تیری (ادامه…)
- جمعه ۲۵ آبان ۱۳۹۷
- سرمقاله
سرمقاله
اسماعیل عسلی- سردبیر
مراقب باش
برخی نکتهبینیها با وجود این که ظاهراً چندان در خور اهمیت به نظر نمیرسد میتواند به بهبود و استانداردسازی رفتارهای اجتماعی یاری برساند. برای نمونه اگر به نحوهی تبلیغات صاحبان برخی مشاغل و پیشهها نگاه کنیم متوجه میشویم که تا چه اندازه زیانبار و توهینآمیز است. الصاق لیبلهای تبلیغاتی روی درب خانهها که اغلب به تخلیه فاضلاب، باز کردن لوله، نصب شوفاژ، خرید و فروش لوازم دست دوم، قالیشویی، معاملات ملکی، مدارس غیرانتفاعی، تدریس رشتههای گوناگون هنری، ترحیم و مراسم یادبود، پیتزا فروشی، سوپر مارکت و پرستاری در خانه و امثال ذالک مربوط میشوند ضمن این که نمای درب منازل را زشت جلوه میدهد به خسارات زیادی منجر میگردد. جالب اینجاست که نصبکنندگان چنین اعلامیههایی حتی در مواردی که آپارتمانها و خانهها صندوق پستی دارند بدون توجه به وجود چنین امکانی باز هم آگهی خود را روی درب خانهها و دیوار کناری مغازهها میچسبانند و متأسفانه مانعی هم در سر راه آنها وجود ندارد. چند روز مانده به تحویل سال، صاحبان بسیاری از خانهها با آب و کاردک به جان در و دیوار میافتند و با کندن اعلامیهها به شستشوی آثار برجای مانده میپردازند که از این رهگذر مقدار معتنابهی آب به هدر میرود ضمن این که در مواردی مردم ناگزیر به ترمیم و رنگآمیزی درب ورودی خانه و آپارتمان خود میشوند و هزینهی زیادی برای زیباسازی صرف میکنند.
هر چند شهرداری شیراز برای مقابله با این نازیبندگیها مبادرت به ایجاد تابلوهایی ویژه الصاق آگهی در خیابانها کرده اما کوچهها و خانهها کماکان با این معضل دست و پنجه نرم میکنند. متأسفانه علیرغم امکان بهرهگیری از فضای مجازی برای تبلیغ- (البته با اجازهی صاحبان خطوط تلفن همراه)- هنوز هم بسیاری از صنوف و مراکز تأسیساتی با نادیده انگاشتن حقوق شهروندی و بدون اجازهی صاحبان خانهها و مغازهها به چنین کار زشتی دست میزنند؛ این در حالی است که تلفن محل کار و ارائهی خدمات چنین بنگاهها و کارگاههای خاطی روی اعلامیهها نوشته شده و امکان برخورد قضایی با چنین افرادی وجود دارد که اتفاقاً در بدو امر درآمد سرشاری نیز بابت جریمه عاید دولت میکند. ماهیتاً هیچ تفاوتی میان پارک خودرو روبهروی ورودی یک خانه و الصاق آگهی روی درب خانه وجود ندارد چون در هر دو مورد برای مردم ایجاد زحمت میکند. حتی پاکبانهای محلی نیز از این نظر تحت فشار هستند. چرا که در مواردی مردم با دیدن چنین اعلامیههایی روی درب خانهها، آن را پاره کرده و در کوچه رها میکنند و پاکبانی که تا یک ساعت پیش کوچه را تنظیف کرده ناگزیر است دوباره کاری کند یا پاسخگوی ایرادهای مقام بالادستی خود باشد. تجربه ثابت کرده است که با توصیه و قربان صدقه نمیتوان برخی رفتارهای زشت جا افتاده در جامعه را تغییر داد کما این که برای پایین آوردن تلفات ناشی از تصادفات درون شهری نیز پلیس راهور ناگزیر به نصب دوربین و اعمال جریمه شد و نتیجهاش هم خوب بود. کاهش تصادف در بزرگراه چمران، بلوار دارالرحمه و امیرکبیر نتیجهی ترس رانندگان از جریمه ناشی از ثبت تخلف توسط دوربین است. کسانی که بدون اجازهی صاحبان خانه مبادرت به الصاق آگهی با انواع چسبها و لیبلها میکنند عملاً رفتاری خسارتبار دارند و ضامن هستند و باید جریمه شوند. اگر محاسبه کنیم که سالانه چند هزار لیتر آب قابل شرب، تینر و بنزین و رنگ روغن برای زیباسازی و شستن درب خانههای زشت نما شده مصرف میشود آنگاه به تبعات منفی ناشی از چنین رفتاری پی میبریم! چه دلیلی دارد روی درب منزلی که به شبکه آب و فاضلاب متصل است و نیازی به تخلیه چاه ندارد بیش از ۲۰ تا ۳۰ لیبل تبلیغاتی مربوط به تخلیه چاه چسبانیده شود. حتی صدا و سیما هم میتواند به این موضوع ورود کند و مردم را توجیه نماید. اصولاً به صاحب پیشهای که برای حقوق مردم احترام قائل نیست نمیتوان اعتماد کرد. من مطمئن نیستم که قانونی برای برخورد با چنین تخلفاتی وجود نداشته باشد. اگر چنین قانونی وجود دارد باید به مردم اطلاعرسانی شود تا در صورت مواجهه با مواردی از این دست متولیان مربوطه را برای برخورد و اعمال جریمه در جریان قرار دهند. بیشک اگر پای جریمه آن هم به صورت جدی به میان کشیده شود ظرف کمتر از شش ماه بساط این رفتار زشت جمع خواهد شد. جالب اینجاست که در مواردی نصبکنندگان این گونه آگهیها قبل از نصب و الصاق آگهی خود با حالتی حق به جانب آگهی رقیب را در صورت امکان محو میکنند که همین امر به آلودگی در و دیوار میافزاید. شاید کسانی بگویند نویسندهی این مطلب هم عجب آدم خوشبینی است که در وانفسای ببر ببر و بچاپ بچاپ که منجر به تشکیل هزاران پروندهی دزدی و اختلاس و رشوه و تبانی و احتکار و قاچاق و نایده انگاشتن حقوق شهروندی گردیده و اساساً به رأی و نظر مردم بها داده نمیشود و برخی کوچکترین حقی برای مردم قائل نیستند و معلوم نیست در این مملکت چه کسی چه کاره است، فیلش یاد هندوستان کرده و میخواهد رفتار غلط ولی نهادینه شده و جاافتاده را که اغلب نسبت به آن بیتفاوت هستند اصلاح کند. اما چنین کسانی نمیدانند در صورتی که برای اصلاح جامعه از همین جزئیات شروع کنیم به جاهای خوبی میرسیم. مردم اگر یاد بگیرند که به یکدیگر احترام بگزارند بازی نمیخورند و بر سرشان کلاه نمیرود! این همه بازی خوردنها برای این است که ما از کنار برخی مسائل به ظاهر کوچک عبور میکنیم. یکی از دوستان بامدادی که هر روز او را در پارک خلدبرین میبینم میگفت: عدهای آمدند چند هزار تن آش پختند و فیلم هم گرفتند و خبرش را هم در همه جا پخش کردند و حتی پایشان به گینس هم کشیده شد ولی یادشان رفته که چربیهای چسبیده به سنگفرش پارک خلدبرین را تمیز کنند! مراقب باش وقتی به این قسمت میرسی با شتاب حرکت نکن که زمین خوردن همان و خانه نشین شدن همان. مراقب باش.
- سه شنبه ۲۲ آبان ۱۳۹۷
- سرمقاله