سرمقاله
محمد عسلی
حضرت محمد (ص) پیامبری که هنوز هم ناشناخته است
قریب ۱۵ قرن از تولد پیامبر اسلام(ص) می‌گذرد.
علی‌رغم این همه سال که اسلام از گردنه‌ها و گذرگاه‌های خطرناک تاریخ گذشته و بخش اعظمی از جمعیت جهان را زیر چتر خود در آورده است و مسلمانان دین اسلام را افتخاری برای خود می‌دانند اما هنوز تحلیلگران دینی اعم از مسلمانان و غیرمسلمانان با اما و اگرها روایت‌های گوناگونی از اسلام دارند تا جایی که امروز بعضی از مغرضین دین اسلام را دینی سیاسی، خشن و سنتی قلمداد می‌کنند و سعی دارند با چاپ کتاب‌هایی نظیر آیات شیطانی توسط سلمان رشدی اسلام را از قداست و اعتباری که بیش از ۱۴ قرن از عمر پرافتخار آن می‌گذرد بیاندازند زیرا مسلمانان برای حفظ منافع امپریالیست‌ها سد و مانع و خطری بالقوه و بالفعل به حساب می‌آیند.
و اما بعد:
اگر امروز پیامبر اسلام(ص) در حیات بودند و می‌توانستند با مسلمانان به صحبت بنشینند قطعاً در مقابل مسلمانان منحرفی که برای کسب شهرت، مقام و ثروت دست به هر کار ضداسلامی می‌زنند می‌ایستادند.
داعش و طالبان و هم القاعده و تکفیری‌ها و وهابی‌ها خود را مسلمان دو آتشه می‌نامند و با رفتار و دیدگاه‌های بسیار افراطی عملکرد خود را به سنت پیامبر و اصحاب او نسبت می‌دهند و با شعار «النصر فی‌الرعب» به طرز فجیعی برادران مسلمان خود را به خاک و خون می‌کشند و هر مسلمانی را که با آنها همدل و هماهنگ نباشد را ملحد و کافر و مشرک قلمداد می‌کنند.
این جنگ‌های مذهب علیه مذهب که با پشتیبانی مالی، سیاسی و تبلیغاتی کشورهای آمریکا و انگلیس و نهایتاً دولت‌های استکباری و متحدان آنها در حال انجام است از اسلام چهره‌ای خشن، غیرقابل انعطاف و اسیر و متعصب به جهانیان نشان داده و اقدام رسانه‌ها و البته به مغرضین و فرصت‌طلبان بر علیه اسلام و مسلمانان رجزخوانی می‌کنند.
و اما بعد: (ادامه…)

سرمقاله
اسماعیل عسلی- سردبیر
حکیمانه‌های یک شبگرد
سه‌شنبه شب حوالی ساعت هفت به اتفاق یکی از دوستان در حالی که خیابان عفیف‌آباد را طی می‌کردم، سر و صدایی حاکی از تعقیب و گریز توجه مرا به خود جلب کرد. با نزدیک شدن به جمعیت کنجکاو و اغلب بیکاری که پیرامون جوانی رنگ پریده ازدحام کرده بودند متوجه شدم که تنی چند از کسبه‌ی محل جوانی که مدعی بودند تلفن همراه زنی را قاپیده کتک می‌زدند. جوان که معلوم نبود مرتکب چنین حرکتی شده باشد با صدای بلند منکر دزدی بود اما حلقه‌ی جمعیتی که پیرامون او شکل گرفته بود هر لحظه تنگ‌تر می‌شد. در فاصله‌ی چند قدمی از این جمعیت درگیر، کنجکاو و اغلب بیکار و اهل گشت و گذار، زنی متوحش که تلفن همراهش را سرقت کرده بودند در حال برقراری ارتباط با همسرش بود. از دیالوگ‌های نه چندان مؤدبانه‌ای که بین جمعیت رد و بدل می‌شد، عطر احساس پیروزی مسرت‌انگیزی تراوش می‌کرد گویی که شاه دزدان را دستگیر کرده بودند. یکی با پس گردنی و دیگری با لگد در کار نوازش متهم به دزدی بودند و دو نفر هم از دو سو لباس‌های او را می‌کشیدند که هوای فرار به سرش نزند. در این میان مردی که به نظر می‌رسید نقش پیسکسوت دزدبگیرها را ایفا می‌کند مشغول تفهیم اتهام به دزد فرضی بود و جوانک زرد چهره هر چه می‌گفت من دزد نیستم به او می‌گفتند اگر دزد نبودی چرا فرار می‌کردی؟ دیگری ادامه می‌داد که بگو ببینم موبایل را کجا پرتاب کردی و شخصی که به نظر می‌رسید از دیگران عاقل‌تر است مشغول تماس با ۱۱۰ بود تا مسئولین قانونی و کسانی که بابت این کار حقوق می‌گیرند را خبر کند تا بیایند و به این امر رسیدگی کنند و گاهی هم جوان‌های احساساتی را اندرز می‌داد که او را نزنید. این غوغای ناتمام ادامه داشت تا این که یک نفر در حالی که با صدای بلند حرف می‌زد به جمعیت نزدیک شد و گریبان جوان متهم را گرفت و یقه‌اش را چلانید و گفت: تمام دزدی‌های این خیابان زیر سر همین پست فطرت است. (ادامه…)

سرمقاله
محمد عسلی
جنگ هفتاد و دو ملت …
حقیقت جنگ انکارناپذیر است اما نه جنگ نظامی، بلکه جنگی که در ذات و فطرت موجودات اعم از آب و خاک و باد و آتش تا گیاه و حیوان و انسان عامل حرکت، رشد و تعالی است.
وقتی کین جای مهر، خشونت جای ملاطفت، دشمنی جای دوستی و حسادت جای تعاون را می‌گیرند جنگ اجتناب‌ناپذیر می‌شود.
آتش کم فروغ دشمنی بین ملت‌ها نخست در اندیشه‌ها شکل می‌گیرند. فرهنگ و اخلاق به مثابه بارانی می‌توانند در خاموش کردن آتش کینه و دشمنی کارساز شوند. اما امان از وقتی که اخلاق در ناباوری‌ها و دل‌های سنگ دولتمردان اثر نمی‌کند و جنگ راه ظهور پیدا می‌کند.
دولت‌هایی که زرادخانه‌های صنعتی خود را روز به روز گسترش می‌دهند و جنگ‌افزارهای قدرتمندی به بازار می‌آورند، آتش‌بیاران مرگ و نیستی، خرابی و وحشت‌اند و این وسایل نو به نو را ابزاری برای قدرت‌نمایی و باجخواهی، سلطه و استعمار و استثمار قرار می‌دهند. تبلیغ و تشویق به جنگ به یک پشتوانه نظامی و سیاسی و اقتصادی که بتواند این جنگ‌افزارها را انبار کند نیاز دارد.
در طول تاریخ نانوشته و نوشته انسان‌ها در روی این کره خاکی اخبار پیدا و پنهانی از جنگ‌های کوچک و بزرگ را نقل کرده‌اند که خرابی‌های آثار بناهای باقیمانده همه حکایتگر و راویان جنگند.
و اما بعد: (ادامه…)