سرمقاله
اسماعیل عسلی- سردبیر
آشفتگی در رفتار طبقاتی
از جمله پیامدهای ناشی از گرانیها و کاهش قدرت خرید، جابجایی لایهها و طبقات اجتماعی از نظر برخورداریهای مادی است به این معنا که اگر کارمندی به دلیل دریافت حقوق ثابت ماهیانه تا دیروز عضو طبقهی متوسط قلمداد میشد امروز زیر خط فقر قرار گرفته و سبد هزینههایش تغییر کرده است. اما نباید فراموش کرد که او هنوز هم از لحاظ فرهنگی در ردیف طبقهی متوسط قرار دارد و کیست که از قدرت تأثیرگذاری طبقهی متوسط از لحاظ فرهنگی بیخبر باشد. در طول تاریخ نیز این گونه بوده است که قرار داشتن در طبقهی متوسط همواره سکوی پرش برای افراد بوده است زیرا این طبقه در میانهروی و پایبندی به اصول و اخلاق و ارزشها سرآمد سایر طبقات است به طوری که اغلب نه در معرض آسیبهای ناشی از فقر است و نه تحت تأثیر ثروت زیاد دچار افراط در مصرف و سوء رفتار میشود. هر چند ظرف چند دههی گذشته به دلیل زیر و بالا شدنهای بسیار، برخی از ویژگیهای اخلاق طبقاتی کمرنگ شده و از بین رفته است. برای نمونه اگر چه ممکن است کسی که یک شبه راه صد ساله رفته و ثروتی از طریق ورود به دایرهی قدرت و لابیگری به هم زده و مدرک تحصیلی سفارشی هم برای خود جور کرده خود را عضو طبقات خاص اجتماعی قلمداد کند اما وقتی میبینیم از لحاظ نحوهی برخورد اجتماعی و ادبیات محاورهای مثل یک داش مشتی کوچهگرد سخن میگوید و گاه تعابیری به کار میبرد که هیچ سنخیتی با جایگاه طبقاتیاش ندارد متوجه میشویم که این همان آدم قبلی است با این تفاوت که نشانی محل سکونت، نوع وسیلهی نقلیه و رژیم غذاییاش تغییر کرده است. زیرا کسی که از پنجرهی خودرو آشغال به خیابان میریزد هیچ تفاوتی با کسی که آب دهانش را در پیادهرو میریزد ندارد. این که یک وزیر یا رئیس بانک و یا مدیر عالی رتبه که برخی از آنها هم اکنون دستگیر شده و یا در زندان هستند رفتاری مانند افراد راهزن داشتهاند هیچ جای تعجبی ندارد زیرا این افراد در واقع بر اساس نوع تربیتی که داشتهاند رفتار کردهاند. (ادامه…)
- دوشنبه ۹ مهر ۱۳۹۷
- سرمقاله
سرمقاله
محمد عسلی
خودزنی سیاسی و خودفراموشی مقاومتی!
یکی از ظرفا میگفت:
ما به خانوادهای میمانیم که از بیرون تهدید به توپباران شدهایم و از درون بر علیه یکدیگر سنگپرانی میکنیم.
در چنین حالی اندیشه مقابله با دشمنان بیرونی سخت میشود و فراموشی میآورد. دشمن با صدای بلند در بلندگوهای رسانهای جهان فریاد میزند چنانتان میکوبم که بلند نشوید در حالی که روباهصفت لبخندی بر لب دارد و ادعای دوستی میکند. از یک طرف بر طبل تحریم و تهدید میکوبد و از طرفی ملت را خطاب قرار میدهد که این تهدیدها و تحریمها برای ساقط کردن رژیم است. گویی رژیم از کشور دیگری آمده و بر ملت ایران تحمیل شده است!
به ملت سوریه، لیبی، افغانستان و عراق هم همین حرفها را زدند که ما برای حمایت از شما بر علیه رژیمتان قیام کردهایم و شما را به یاری میطلبیم، اما میبینیم که چه بر سر ملتهای مسلمان آوردند و چه فقر، آوارگی و نظامگسیختگی را به آنان تحمیل کردند تا از چاله به چاه افتند و نتوانند حتی با فقر بسازند و در خانه خود بمانند.
و اما بعد: (ادامه…)
- یکشنبه ۸ مهر ۱۳۹۷
- سرمقاله
سرمقاله
اسماعیل عسلی- سردبیر
تا کی ؟!
با اجرایی شدن طرح عدم بکارگیری بازنشستگان ظرف دو ماه آینده شاهد منها شدن چندین هزار بازنشسته که بعضاً مدعی، سهمخواه، صاحب نفوذ، تازه به دوران رسیده و رانتباز هستند خواهیم بود. هر چند نمیتوان منکر وجود بازنشستگانی شد که بهرهگیری از تجارب، دانش و دنیا دیدهگی آنها عامل اصلی تداوم حضورشان در مناصب اداری بوده است. به هر تقدیر افزوده شدن مجموعهای به خیل بازنشستگان که برخی از آنها اهل لابیگری و ارتباط با افراد فعال در دایرهی قدرت هستند میتواند تأثیرات زیادی بر کیفیت کانونهای بازنشستگی از یک سو و ترکیب تشکلهای مردمنهاد از سوی دیگر داشته باشد. اگر چه برخی از این بازنشستگان ممکن است با توجه به پشتگرمی اداری و ذخایر و اندوختههای مادی که دارند به تأسیس شرکت و بانک، راهاندازی گروههای فعال اجتماعی، انتشار روزنامه و مجله و همچنین تجارت خارجی، خاطرهنویسی و سیر و سیاحت روی بیاورند.
خیلی کم اتفاق میافتد که رؤسای وزارتخانهها و ادارات و سازمانها از نیروهای با تجربهی بازنشسته برای تشکیل اتاق فکر و تقویت بدنهی کارشناسی حوزهی کاری خود استفاده کنند چرا که اولاً اغلب رؤسا تداوم شیوههای نهادینه شده را به دلایل قابل قبول و بعضاً غیرمنطقی برنمیتابند و ثانیاً بهرهگیری از چنین پتانسیلی در گرو برنامهریزی دقیق و حساب شده و تعهد به حرفشنوی از اتاقهای فکر است که در فرهنگ اداری و سازمانی ما جایگاه درخور اعتنایی ندارد و بیشتر به یک شعار شباهت دارد تا این که بخواهد در عمل محقق شود. (ادامه…)
- شنبه ۷ مهر ۱۳۹۷
- سرمقاله