سرمقاله
اسماعیل عسلی
مثلث انتظار
در پیوند با موضوع انتظار، انسان ها از سه حالت بیرون نیستند. گروه اول کسانی هستند که صرف نظر از این که چه کسی یا کسانی قرار است دنیا را بر اساس عدالت به نفع انسانیت تغییر دهند، در انتظاری عمومی به سر می برند. چنین افرادی ممکن است در هر کجای جهان سکونت داشته باشند. گروه دوم کسانی هستند که بر اساس فرمول های خاص اجتماعی و اقتصادی در خصوص چگونگی سرانجام انسان ها، پایان مشخصی را انتظار می کشند که با کمرنگ شدن مارکسیسم از تعداد آنها کاسته شده است و گروه سوم کسانی هستند که بر اساس آموزه های دینی و مذهبی نشات گرفته از ادیان شرقی و یا ادیان ابراهیمی، در انتظار یک نجات بخش با ویژگی های خاص ذکر شده در متون مقدس و آیات و روایات و احادیث مربوط به دین و آیین و مذهب خود هستند. بی گمان اگر گروه های متفاوت و معارض در جامعه ی بشری به جای صرف وقت و هزینه برای منازعات نافرجام به دنبال همگرایی جهانی در راستای کمک به تحقق امر ظهور باشند این مهم با اما و اگرهای فراوانی روبرو نخواهد شد. این سخن بدان معنا نیست که پیروان مذاهب گوناگون از اعتقادات ویژه ی خود در این خصوص دست بردارند بلکه به این معناست که پیروان هر آیینی به موازات پایبندی به باورهای مذهبی، نیم نگاهی هم به کارکردهای فلسفه ی ظهور و وجوه مشترک باورمندان به ظهور منجی داشته باشند. (ادامه…)

سرمقاله
اسماعیل عسلی
حرف حساب
هیچکس از کار فرهنگی انتظار بازخورد مالی و اقتصادی حداقل در کوتاه مدت ندارد اما اگر در قبال هزینه کرد سالیانه هزاران میلیارد تومان در بخش های غیر پاسخگوی فرهنگی که تحت عناوین گوناگون قد برافراشته اند و به کانون لابیگری و نان قرض دادن و سیاسی کاری تبدیل شده اند انتظار داشته باشیم که روی ارتقای شاخص های معنوی و رفتارهای اجتماعی تأثیری مثبت داشته باشند، توقع زیادی نیست ولی متأسفانه نه تنها شاهد چنین اتفاقی نیستیم بلکه روز به روز عقب گرد می کنیم. زمانی همین کسانی که با تأسیس بنگاه های فرهنگی رنگارنگ تحت عناوین نا آشنا و عجیب و غریب بخش قابل توجهی از بودجه کشور را می بلعند و پاسخگوی هزینه کردهای خود هم نیستند می گفتند هنر برای هنر نکوهیده و مذموم است و هنر باید در خدمت ایدئولوژی و مردم باشد؛ اما حالا باید از همین افراد پرسید آیا کار فرهنگی برای کار فرهنگی مذموم نیست؟ به راستی اگر قرار است با این همه کار فرهنگی و مؤسسات و سازمان های موازی که بودجه هایی کلان و بی حساب و کتاب به آنها داده می شود باز هم روز به روز شاهد وخیم تر شدن وضعیت فرهنگ و رفتارهای اجتماعی و سیر صعودی شاخص های منفی روی نمودارها و تندتر شدن شیب عدم اعتماد عمومی باشیم، چه دلیلی دارد که پول مردم را خرج مراکزی کنیم که تنها نام و عنوانی پرطمطراق دارند و عده ای را دور خود جمع کرده اند و در برخی از همین مراکز به اصطلاح فرهنگی شاهد رفتارهایی غیر فرهنگی نظیر ناخنک زدن به آثار دیگران و کپی برداری و چاپ آثاری که مصرف کاغذ را بالا می برند و به حجم کتاب هایی می افزایند که خواننده ی زیادی هم ندارد؟ جالب اینجاست هر شخصیت عنوان دار و بعضاً بیسوادی هم که در پاسخ به برخی پرسش های اساسی و زیربنایی کم می آورد می گوید نیازمند کار فرهنگی هستیم یعنی این که باید این روند توزیع پول مردم بین این گونه مؤسسات کماکان ادامه داشته باشد، بدون این که لحظه ای بیاندیشند که به موازات این همه تئوری پردازی باید عمل و الگوآفرینی هم در کار باشد و باور داشته باشند که تأثیر هیچ حرف و سخنی به اندازه ی عمل نیست.به قول معروف:
دو صد گفته چون نیم کردار نیست! (ادامه…)

سرمقاله
محمد عسلی
تیغ تیز اینترنت زیر گلوی کاربران
نشسته، ایستاده، خوابیده، بیدار، رونده و آرام و حتی در حال فرار مثل دستی که یاری¬ات می¬دهد و یا پایی که بلندت می¬کند همراه توست و وقتی از تو جداست که خاموش است.
فکر می¬کنی قلبت هست، کفش و کلاه و لباست هست یا معده¬ای که مدام انرژی می-طلبد؟ نه! هیچکدام!
تلفن همراهت هست. همین وسیله¬ای که تو را به هر آدم و عالم وصل می¬کند تا از حال و احوال جهان و هر آنچه در آن است آگاه شوی.
تو را می¬برد به داخل اتاق خواب محبوبی که هزاران کیلومتر با تو فاصله دارد.
می¬بردت به خانه خالی که کسی در آنجا نیست تا تو با فراغ بال هر آنچه می¬خواهی از آنجا سرقت کنی.
می¬بردت به شهر، روستا، بالای کوه¬ها، عمق اقیانوس¬ها، روی قبر مادرت که سفارش دسته گلی را که داده¬ای در آنجا ببینی.
یک کتابخانه به هر وسعت و به هر تعداد که بخواهی در همین گوشی کوچک تلفن دستی¬ات جا می¬گیرد که می¬توانی در لابلای هزاران صفحه یک کتاب هر کلمه را به فور بیابی و هر فیلم کوتاه یا بلند را در هر جا هستی تماشا کنی.
می¬توانی تمامی عکس¬های خودت و هر آنکس که میل را داری در آن ذخیره کنی.
راهنمایی¬ات می¬کند به هر نقطه دنیا که بخواهی بروی تا درِ خانه به هر آدرسی. (ادامه…)