چرا از اخلاق دور افتاده  ایم؟
سبکسری، وقاحت، خشم و بدرفتاری، دروغ و غیبت و دیگرآزاری در تعاملات اجتماعی به وضوح قابل مشاهده است گویی همه از یکدیگر طلبکارند و حرمت اشخاص همانند کالایی است که در منافع شخصی قابل معامله است.
دل  مشغولی در فضاهای مجازی گذشته از بضاعت کم اطلاعات علمی و تجربی که بسیاری از آنها منابع درستی ندارند و با سلایق اشخاص غیرمسئول نسخه  پیچی می  شوند سبب شده که حریم  های شخصی و خانوادگی بسیاری شکسته شوند و تصاویر و مطایبه  های وقیحانه فرصتی ایجاد کرده  اند تا از کودک ۳ ساله  ای که تازه زبان باز کرده تا پیرمردان ۹۰ ساله  ای که جسم و جان چندانی ندارند به چشم  چرانی تصاویر برهنه  ای بپردازند بدین احساس که خود را محک زنند چند مرده حلاجند!
از طرفی دیگر زیرنویس تبلیغاتی بسیاری از شبکه  های فارسی  زبان بیگانه هم داروهای گیاهی و شیمیایی محرکی برای لذت بردن از اعمال جنسی را به رخ می  کشند.
خلاصه همه چیز جمع است و مهیا تا انسان  ها فقط به شکم   بارگی بیاندیشند و زن  بارگی که گویا فلسفه خلقت چنین اقتضا می  کند و تاکنون همه در حال غفلت بوده  اند و حالا درهای بهشت گشوده شده است.
و اما بعد:
سالیان پیش که در دوره دبیرستان مطالب کلیله و دمنه را به قرائت می  خواندیم و برای به اصطلاح باسواد شدن گهگاهی از روی آن مطالب به ما املاء هم می  گفتند؛ هنوز بعضی از آن مطالب در حافظه نوجوانی دارم که: (ادامه…)

سرمقاله
محمد عسلی
همه ایرانی آباد می¬خواهند، اما
وقتی در ایران انقلاب شد کشور با چند بحران مواجه گردید که چند عامل مهم و تعیین کننده¬ در ایجاد آن مؤثر بودند. نخست، فرار سرمایه و سرمایه¬گذارانی که نه آنان با انقلاب اسلامی میانه خوبی داشتند و نه انقلابیون از عملکرد قبل و بعد از انقلاب آنان راضی بودند.
دوم، خروج ارز مهار گسیخته¬ای که ابتدا بانک مرکزی در همان سال¬های ۵۶ و ۵۷ لیست بلندبالایی از اسامی ارزبران را رسانه¬ای کرد و موجب سقوط پلکانی ارزش ریال شد.
سوم، در مواضع دفاعی قرار دادن دولت¬های بعد از انقلاب به منظور حفظ اتحاد ملی، حفظ مرزها، مقابله با گروه¬ها و احزابی که از انقلاب اسلامی سهم¬خواهی داشتند و برای کسب قدرت و حضور در ترکیب دولت چانه¬زنی می¬کردند و در استان¬های مرزی با ایجاد تفرقه و جنگ¬های داخلی نیروی دولت انقلابی را برای ایجاد امنیت دل¬مشغول مقابله و مواجهه با ترفندهای خارجی با استفاده از نیروهای ناراضی داخلی نمودند که واقعه کردستان، گنبد، خوزستان و آذربایجان نمونه¬هایی از بحران¬های بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ایران بود به گونه¬ای که اگر ۳۸ سال به عقب برگردیم و اظهارات و نوشته¬ها و مصاحبه¬های سران احزاب و گروه¬های افزون بر سی و چند تایی از سهم¬خواهان را مطالعه نماییم هر کدام با تکیه بر اهداف و تلاش¬های ایدئولوژیک خود از مادیون گرفته تا ملیون و مذهبیون ساز خود را می¬زدند و ادعای انقلابی بودن و حمایت از ملت و محروم¬زدایی داشتند. مجموعه¬ای که همانند چند خط متنافر به مرور از یکدیگر فاصله می¬گرفتند و با انحراف از معیارهای انقلاب در طی چندین سالی که از پیروزی انقلاب اسلامی گذشته بود برای حفظ سازمان یا گروه علیرغم مواضع راهبردی خود به دامن امپریالیسم هم پناه بردند. (ادامه…)

سرمقاله

اسماعیل عسلی

گفت و گو را از خود آغاز کنید

فعالیت های علمی، هنری، صنعتی و ورزشی چهار ستونی است که سقف و ساختمان تمدن و فرهنگ بر روی آنها بنا می شود. فعالان این حوزه ها هر چه مستقل تر باشند خلاقیت بیشتری از خود بروز می دهند. منظور از استقلال عدم برخورداری از حمایت های مالی و داشتن جایگاه ویژه در برنامه ریزی ها و ردیف های بودجه ای نیست. بلکه منظور این است که شأن هر یک از این گرایش ها باید مورد احترام باشد به این معنا که مثلاً تصمیم گیری های ماهیتاً تخصصی در باره ی اهل علم و دانشگاه ها را باید به دانشگاهیان سپرد و اجازه داد که خاک خورده های میادین ورزشی برای ورزشکاران تصمیم بگیرند و کسانی که می خواهند هنرورزی کنند در چنبره ی خط و خطوط فکری این و آن که محدود به برداشت شخصی آنها از زندگی و هستی و دین است گرفتار نباشند و بیگانگان با هنر برای هنرمندان نسخه نپیچند و صنعتگران آلت دست کسانی که با روح اقتصاد بیگانه اند و مناسبات درهم تنیده ی حزبی و جناحی و قومی و باندی دارند نباشند. اگر همه چیز بر مدار خود باشد شاهد برخوردهای خطی و حذفی نخواهیم بود و توسعه ی متوازن به تدریج رخ می نمایاند؛ در غیر این صورت رشته ی امور از یکدیگر گسسته می شود و آنچنان در هم می پیچد که با سرانگشت تدبیر هم گشودنی نخواهد بود. کما این که نشانه های این فروپاشیدگی از هم اکنون هویداست. (ادامه…)