سرمقاله
محمد عسلی
قلم‌ها را نشکنیم
دهان‌ها را نبندیم
سخنان رئیس جمهور در نمایشگاه مطبوعات بیشتر به یک گله و شکوه از رانت اطلاعاتی حکایت داشت و اینکه امنیت خبرنگاران را پاس داریم.
اما رئیس جمهور نگفت چگونه این امنیت می‌باید نهادینه شود. تفاوت‌ها، تبعیض‌ها و واسطه‌ها را چگونه می‌توان از میان برداشت و میدان را برای همه روزنامه‌نگاران باز گذاشت. حمایت‌های یارانه‌ای چگونه عادلانه و به حسب کم و کیف مطالب تقسیم شود و فاصله تهران تا اقصی نقاط کشور برای ارتقاء و اعتلای فرهنگ روزنامه‌خوانی تا چه میزان کاهش می‌یابد؟
با نگاهی گذرا به بیست و دومین نمایشگاه مطبوعات در محل مصلای تهران فقر و غنای مطبوعاتی به خوبی قابل درک است.
اگر هدف از تشکیل نمایشگاه مطبوعات ارائه دست‌‌آوردهای یکساله و ایجاد فضای سالم رقابتی در اطلاع‌رسانی باشد، ما هنوزا هنوز به این هدف نزدیک نشده‌ایم. زیرا رقابت‌ها کاملاً یکطرفه است و رقابتی در میان نیست.
بسیاری از نشریات شهرستانی به علت مشکلات مالی قادر به حضور در نمایشگاه نشده‌اند و آن تعدادی هم که از استان‌های مختلف آمده‌اند نتوانسته‌اند به نحوی وارد رقابت شوند که به چشم آیند جز اندک و انگشت شمار.
تنها دو روزنامه قدیمی کیهان و اطلاعات غرفه‌های خود را با تولیدات آرشیوهای صحافی شده و کتاب پوشش داده‌اند و دست به ساخت و ساز نزده‌اند.
مابقی روزنامه‌های سراسری مطرح، خبرگزاری‌ها و مؤسسات مطبوعاتی و بعضی از مجلات حضورشان را با آذین‌بندی و غرفه‌سازی‌های عریض و طویل به نمایش گذاشته‌اند.
و اما بعد. (ادامه…)

یادداشت سردبیر
اسماعیل عسلی
شاخصه ‌های قطب پزشکی بودن
در فرهنگ کهن ایرانی، پزشکی پیشه ای چونان پیشه های دیگر نبوده و مردم پیرامون چهره و سیمای پزشکان هاله ای از تقدس و معنویت می دیدند و همواره میان پزشکی و ژرف اندیشی و حکمت و دانایی و نوعدوستی و رفتارهای مهربانانه پیوندی نزدیک وجود داشته تا آنجا که مردم پزشکان را سنگ صبور و محرم اسرار خود می دانستند و این احساس محرمیت ریشه در گونه ای باورمندی نسبت به منش والا، سعه ی صدر و ژرفایی روح پزشکان داشته است. در واکنش به چنین نگاهی پزشکان نیز پاداش کار خود را در رضایتمندی مردم نسبت به خود جستجو می کردند و از آنجایی که هم پزشکان و هم مردم نمی توانستند روی چنین کار سترگ و ارزشمندی که انجام درست و نتیجه بخش آن نیازمند دانش، حذاقت، شکیبایی و تحمل کژتابی های بیمار بود، قیمت گذاری کنند؛ دستمزد به عنوان دغدغه ی مشترک پزشک و بیمار مطرح نبود. هر چند افراد برخوردار و فرمانروایان دادگر حمایت مالی از حکیمان و خردمندان جامعه را وظیفه بدیهی و مسلم خود می دانستند و حتی فراتر از نیاز متعارف حکیمان به آنان پیشکش می دادند و کم اتفاق می افتاد که حکیمی حاذق با تنگنای مالی مواجه باشد یا خانه و سرایی بزرگ و در خور جایگاهش در اختیار نداشته باشد.
رابطه پزشک و بیمار در گذشته فراتر از دیداری کوتاه به قصد معاینه و تجویز دارو بوده و پزشکان با حوصله ای مثال زدنی آنچنان با بیمار سرگرم گفتگو می شدند که پیش از تشخیص بیماری و تجویز هر گونه دارویی، رابطه ای عاطفی بین آن دو برقرار می شد به گونه ای که بیمار احساس می کرد با عمل به توصیه های مشفقانه ی پزشک، نسبت به او ادای دین کرده و سخنانش را ارج نهاده است و مهم تر آن که چنین رابطه ای بین بیمار و پزشک محدود به بازه ی زمانی خاصی که بیمار از عارضه ای رنج می برد نبود، بلکه پزشک برای افزودن به تجارب خویش و اطمینان از تأثیر دارو کماکان خود را موظف به پیگیری روند بهبودی بیمار می دانست. از این منظر هیچ تفاوتی بین بیماران عادی و بیماران صاحب منصب وجود نداشت. (ادامه…)

یادداشت سردبیر
اسماعیل عسلی
شیوه های گوناگون استکبارستیزی
از آنجایی که دستیابی به استقلال توسط کشورهای عقب نگه داشته شده و بعضاً در حال توسعه مستلزم رهایی از قیود سیاسی، فرهنگی و اقتصادی است و این قید و بندها توسط کشورهای پیشرفته به دست و پای ملت های ضعیف بسته می شود، پدیده ی استکبارستیزی فراتر از یک گفتمان انقلابی به یک تلاش عینی رهایی بخش تبدیل گردیده که فراخور بسترهای فرهنگی موجود در کشورهای عقب نگه داشته شده ممکن است نمودهای متفاوتی داشته باشد. از این رو ما نباید انتظار داشته باشیم که با شیوه های مشابهی از استکبارستیزی در آمریکای لاتین، بخش هایی از آسیا، خاورمیانه و آفریقا مواجه باشیم یا قید و بندهایی که به آنها اشاره کردیم یکسان باشند. ضمن این که استعمار تنها به قید و بندهای اقتصادی اکتفا نمی کند بلکه بیشترین سرمایه گذاری روی قید و بندهای فرهنگی است.
در بحث مبارزه با استکبار در کشورهای مختلف بن مایه های فرهنگی و ایدئولوژیکی نقش تعیین کننده ای دارند. در شرق و جنوب آسیا، شکیبایی و تلاش و کار طاقت فرسا به موازات ایستادگی در برابر بدترین نوع خشونت ها از شاخصه های استکبارستیزی است. زمانی که از یک زن معلول ویتنامی که فرزندان خود را نیز در جریان جنگی خانمانسوز از دست داده سئوال می کنند که برای انتقام گرفتن از آمریکا چه خواهی کرد می گوید به مزرعه می روم و بیش از پیش کار می کنم و برنج می کارم.
هندی ها نیز با نهادینه سازی ریاضت اقتصادی راه خود را برای غلبه بر ترفندهای استعماری انگلیس هموار کردند.
بهره گیری از ایدئولوژی های سرشار از بن مایه های انقلابی برای مقابله با استعمار و استکبار در ایران و عراق ظرف سده ی گذشته چندین بار تجربه شده هر چند افت و خیزهای ناشی از اختلافات قومی و قبیله ای و عدم دستیابی به ساز و کاری مطمئن برای تداوم بخشی به روند رو به رشد استکبارستیزی در بعد اقتصادی با تلاش های صورت گرفته در ابعاد فرهنگی و عقیدتی سازگاری چندانی نداشته و بحران هایی را به این دو کشور تحمیل کرده که در برخی از مقاطع زمانی ناگزیر به حاکمیت افرادی نظیر صدام و پهلوی ها تن داده و از مقصود خود فاصله گرفته اند و در مسیر مبارزه با استکبار به دام چنین دیکتاتورهایی افتاده اند.
تفاوتی ندارد که شما استکبارستیزی را معادل با چه کلمه ای قرار دهید. کلمات دشمن، رقیب، چپاولگر، کافر، بیگانه و هر کلمه ای که با نفرت همنشین باشد می تواند معادلی برای استکبار تلقی شود. آنچه در این میان بیش از هر چیز حائز اهمیت است این که ما در جریان مبارزه از شرایطی که منجر به تفوق اقتصادی و فرهنگی و سیاسی کشورهای توسعه یافته می شود فاصله بگیریم و معادلات مبتنی بر نگاه شمال و جنوب و فقیر و غنی را به هم بزنیم. فراموش نکنیم که دام های زیادی در این مسیر گسترده شده و رهایی از چاه، تضمین کننده افتادن به چاله نیست. زیرا اگر چه ممکن است کشورهایی نظیر آمریکا و انگلیس به عنوان شاخص ترین نمادهای غارتگری مطرح باشند اما نباید از هیولاهایی نظیر چین، روسیه، فرانسه و آلمان که آنها نیز آماده بهره برداری از خلأ به وجود آمده در غیاب آمریکا و انگلیس هستند، غافل شد. برخی از کشورهای آمریکای لاتین چوب چنین رویکردی را خورده اند. (ادامه…)