سرمقاله
محمد عسلی
خاورمیانه جدید به تعبیر آمریکا
خاورمیانه جدید یعنی افغانستان، عراق، یمن، بحرین، سوریه و در آینده نه چندان دور عربستان و دیگر کشورهای اسلامی با وضعیت فعلی.
خاورمیانه جدید یعنی تحریک ملت‏های مسلمان برای آزادی و تشکیل حکومت دمکراتیک که حاصل آن با دخالت آمریکا می‏شود برادرکشی، تفرقه و جدایی، جنگ اقوام و جنگ مذاهب علیه یکدیگر.
خاورمیانه جدید یعنی تحریک و تشویق عربستان به دخالت نظامی در یمن و بحرین و سوریه برای هزینه کردن دلارهای نفتی بلوکه شده در بانک‏های آمریکا جهت خرید اسلحه بیشتر و راه‏اندازی جنگ‏های فرسایشی که حاصل آن خالی شدن انبارهای اسلحه است برای خرید اسلحه بیشتر.
خاورمیانه جدید یعنی نشان دادن سبوعیت و درندگی دست پرورده‏هایی چون داعش برای اسلام‏هراسی، کودک‏کشی و نمایان کردن چهره‏هایی زشت از تعصبات دینی و مذهبی تا مسلمانان از مقبولیت و پیشرفت بازمانند.
خاورمیانه جدید یعنی ترکیه باید بداند که اگر در برابر عملیات وحشیانه رژیم صهیونیستی در غزه اخم و قهر کرد و در کنفرانس داووس گفت: رژیم صهیونیستی کودک‏کش است باید شاهد وضعیتی باشد که کشور و ملتش روی آرامش نبینند و مدام شاهد انفجارات پی‏درپی باشند تا صنعت گردشگری و اقتصاد آن به خطر افتد و در برابر خود دشمنی داشته باشد در دست آمریکا به نام گولن.
خاورمیانه جدید یعنی تحریک و تطمیع گروه‏های کرد مخالف دولت ترکیه به منظور بر هم زدن نظم و ایجاد رعب و وحشت با وعده‏های کشور آزاد و جدا شدن از پیکره عراق، ترکیه، سوریه و ایران. (ادامه…)

یادداشت سردبیر
اسماعیل عسلی
این قصه سر دراز دارد
در عرف سیاسی ترور نشان دهنده ی عدم موازنه ی قدرت است‏. از گذشته های دور کسانی که توانایی مقابله ی رو در رو را نداشتند به کشتن در خفا و قتل غیرمنتظره روی می آوردند‏. در افسانه های ایرانی کشتن رستم به دست نابرادری اش شغاد گونه ای قتل برنامه ریزی شده است که با همدستی بهمن پسر اسفندیار صورت می گیرد‏. کشته شدن ژولیوس سزار نیز تعبیری جز ترور ندارد‏. شاخص ترین ترورها در ایران قدیم توسط هواداران حسن صباح صورت می گرفته که نمونه ی بارز آن قتل خواجه نظام الملک است‏. ترور ولیعهد اتریش به روشن شدن آتش جنگ جهانی اول انجامید‏. در آن سوی آب ها نیز آبراهام لینکلن و جان اف کندی قربانی رویه ی سیاسی خود شدند‏. در تاریخ اسلام نیز با رواج خلیفه کشی التهابی به امت اسلامی تزریق شد که از آن پس چرخش آسیاب قدرت با خون مسلمانان را موجب گردید و خشونت را در آن نهادینه کرد و بهانه ای به قدرتمندان داد که خود را پشت زره نقیبان و پرده داران و محافظان و کاخ های تو در تو پنهان سازند و دستاویزی برای تجمل و اشرافیگری داشته باشند و مانعی برای ارتباط تنگاتنگ آنها با مردم در میان باشد‏.
و اما حکایت تروریسم در خاور میانه سر در آبشخوری کاملاً متفاوت دارد که نتیجه ی درهم تنیده شدن عوامل گوناگون است لذا عبور از چالشی که مسلمانان هم اکنون با آن دست به گریبان هستند با فرمولی واحد و منحصر به فرد ممکن نیست و کسانی که مدعی حل این بحران با توسل به شیوه ی خاص خودشان هستند‏، درهم تنیده گی سرچشمه های آن را درک نکرده اند‏. به همین دلیل هر چه بیشتر دست و پا می زنند بیشتر فرو می روند.
نباید فراموش کرد که غرب دیگر نمی تواند مناسبات سیاسی و اقتصادی خود را با کشورهایی که مزه ی ثبات چند دهه ای را در قلب خاورمیانه چشیده اند و ذخایر پولی آنها در بانک های کشورهای پیشرفته سر به آسمان می زند تنظیم نماید‏. ضمن این که انبار اسلحه های خریداری شده و دپو شده در کشورهایی نظیر عربستان‏، لیبی‏، مصر‏، سوریه و عراق باید تخلیه شود و سلاح های جدیدی جای آنها را بگیرد‏. از سویی دیگر خاورمیانه ی جدید از منظر غربی ها جغرافیای متفاوتی خواهد داشت‏. فرضاً با تقسیم عراق به سه بخش شیعه نشین‏، کردنشین و سنی نشین سه کشور ایجاد می شود که روی صف بندی های منطقه ای تأثیرگذار خواهد بود و ناامن شدن عربستان سعودی نیز بازار باج خواهی غرب را گرم تر خواهد کرد‏.
به موازات این جریان ها جوانان مسلمانی که در سراسر اروپا و آمریکا از یک سو و کشورهای مسلمان از سوی دیگر در توهم بازگشت به گذشته و احیای امپراتوری اسلامی به سر می برند و عده ای بنیاد گرای سلفی عنان افکار آنها را در اختیار گرفته اند با توجه به انرژی درونی بالا و همچنین حمایت مالی و لجستیکی و نظامی زیرپوستی غرب آماده هستند تا با عضویت در گروه های سلفی متکی به ترور و حرکات انتحاری این پازل را تکمیل کنند‏. در این ماجرا غرب با یک تیر دو نشان می زند اول این که با پیوستن جوانان مسلمان به گروه داعش از شر تندروی های آنها در غرب خلاص می شود و دوم به کمک آنها کشورهای اسلامی هدف را ناامن کرده و به خود مشغول می سازد که بر اساس ضرب المثل مرگ خر، عروسی سگ است‏، اسرائیلی ها را هم خشنود می سازد‏. (ادامه…)

سرمقاله
محمد عسلی
تروریسم وسیله‏ای برای تجاوز و باجگیری
تاریخ نوشته و نانوشته بشر ترورهای بسیاری را ثبت کرده و یا به فراموشی برده است. ترور شخصیت‏های سیاسی و فرهنگی، ترور نظامیان تأثیرگذار، ترور غیرنظامیان، ترور ناشی از کودتاهای نظامی و خزنده و نهایتاً ترورهای کور و تصادفی. اما امروز تروریسم مکتب پذیرفته شده‏ای است از طرف قدرت‏های استعماری به منظور فشار بر حاکمیت‏های مردمی که حاضر به باج‏دهی و زیر بار زور رفتن نیستند.
این وسیله ارزان و در دسترس که به طمع کسب قدرت و انتقامجویی از میان ملت‏ها با برادرکشی ظاهر می‏شود از همان ابتدا توسط واسطه‏های قدرت‏های استعماری شکار می‏شود تا در جهت منافع مشترک به خدمت درآید و از حمایت‏های مالی، تجهیزات نظامی و پشتوانه سیاسی و تبلیغاتی برخوردار شود.
یک گروه کوچک چند نفره که شاخه نظامی تشکیل داده و آموزش دیده باشند ظرف مدت کوتاهی به یک ارتش مسلح پنهان و پیدا تبدیل می‏شوند و در خدمت بیگانگان قرار می‏گیرند.
جنایت‏ها نخست با ترور شخصیت‏های سیاسی رقم می‏خورد و به مرور از فرد به گروه و از گروه به جمع بزرگ و بزرگ‏تری ارتقاء یافته مورد حمایت قرار می‏گیرند و به نام جبهه‏های آزادیبخش، حکومت‏های در تبعید، مخالفان دولت مرکزی، آزادیخواهان مقابل استبداد، مبارزان ضد ستم و ستمگری و گاه با حربه سربازان حقوق بشری پا به میدان می‏گذارند.
امروز آمریکا یکی از شاخص‏ترین کشورهای حامی تروریسم برای ایجاد تغییر و حفظ منافع خود در کشورهای آسیایی و آفریقایی است که بیشتر کشورهای اسلامی مستقل را در تیررس دارد.
تاریخچه تأسیس و به وجود آمدن القاعده، طالبان، داعش، بوکوحرام و سایر شاخه‏ها و بنیادهای تروریستی نشان دهنده حمایت‏های اولیه مالی و نظامی آمریکا به واسطه یا بی‏واسطه کشورهای همراه و اقماری است که تعصبات کور دوره جاهلیت وسیله فریب آنهاست. تروریست‏هایی که سر از اروپا در آورده‏اند، عصیانگرهای دست‏پرورده قدرت‏های بزرگند که از حلقه و زنجیره هدایتی آنها بیرون پریده هدف‏هایشان را خود انتخاب می‏کنند و بعد از آن یکی‏یکی دستگیر و یا کشته می‏شوند.
و اما بعد: (ادامه…)