یادداشت سردبیر
اسماعیل عسلی
به رسم تبجیل
نشست خبرنگار در زوم که به همت دکتر کورش کمالی سروستانی سامان یافته و می رود تا به همایشی گفتمان ساز تبدیل شود و نقد از درون را برای اهل رسانه در مسیری منطقی و سازنده قرار داده و نهادینه کند، در شرایطی که کاملاً جا افتاده و از حواشی لبریز از تعارفات و تکلفات دست و پا گیر فاصله گرفته، این هفته به آقای سیروس رومی اختصاص پیدا کرده است. سیروس رومی به لحاظ پیشینه ی فعالیت های متعدد فرهنگی اش برای همگان چهره ای آشنا ست. تا آنجایی که من می دانم رویکرد ایشان به فعالیت های فرهنگی رابطه ای مستقیم و معنا دار با بسترهای موجود داشته و دارد بدین معنا که در فقدان بسترهای مناسب برای فعالیتی خاص خود را از پرداختن به موضوعات دیگر که فراخور ظرفیت های روزآمد قابلیت پیگیری دغدغه ای از جنس فرهنگ دارند، بی نصیب نمی سازد. سابقه ی آشنایی من با ایشان به سال های پیش از انقلاب بازمی گردد. در آن زمان من عضو گروه تئاتر نوجوانان در اداره فرهنگ و هنر بودم و زیر نظر افرادی نظیر آقای بختیاری، قاسم امین بیطرف، خانم زهرا سعیدی، گوهر خیراندیش و جمشید اسماعیل خانی و محمود پاک نیت که گاهی در کنار کارهای جدی و سنگین نیم نگاهی هم به تئاتر کودک و نوجوان و نمایش های مدرسه ای داشتند فعالیت می کردم و با وجود این که استعداد چندانی برای بازیگری نداشتم در چندین نمایش که این بزرگان کارگردانی می کردند کج دار و مریز اجرای نقش کردم و دست آخر هم به توصیه ی کارشناسانه ی زنده یاد جمشید اسماعیل خانی که به من گفت تو قلمت بهتر از دست و پایت می چرخد و اینکاره نیستی، با تئاتر خداحافظی کردم و رفتم سراغ شعر و نویسندگی. در آن سالها آقای سیروس رومی در کنار فعالیت های ورزشی و هنر خطاطی به نقد آثاری که در شیراز روی صحنه می رفت می پرداخت و نظر تماشاگران تئاتر را پیرامون نمایشنامه ها جویا می شد و در نهایت محصول نقد و نظر سنجی ایشان در ویترینی که کنار در ورودی تالار ابوریحان روی دیوار جا خوش کرده بود قرار می گرفت و علاقمندان خاص خودش را داشت. من هم هر وقت به کتابخانه ی عمومی سر می زدم نوشته های ایشان که جنبه ی آموزشی هم داشت را مطالعه می کردم که گاهی تایپ می شد و گاهی هم با خطی خوش قلمی می گردید. گذشت و گذشت تا این که سال ۷۵ پس از بازگشت به شیراز به دنبال ۶ سال کار در سرپرستی کیهان استان مرکزی افتخار همکاری با ایشان را در روزنامه عصر پیدا کردم. در آن زمان ایشان به اتکای تجاربی که از کار مطبوعاتی در روزنامه ی خبر داشت تلاش می کرد به عنوان سردبیر با توجه به چربش رویکرد فرهنگی روزنامه عصر بر سایر موضوعات از موقعیت پیش آمده برای رونمایی از پتانسیل های فرهنگی استان و معرفی چهره های فرهنگی شاخص آن خصوصاً شیراز استفاده کند. رویکردی که دغدغه ی اصلی مدیرمسئول روزنامه نیز بود در آن زمان با توجه به دستی بودن کار صفحه آرایی، نحوه ی مصیبت بار دریافت خبر از تلکس و لزوم پردازش اخبار و گزارش ها و مطالب و گرفتاری های جنبی دیگر سردبیری بیشتر به یک کار اجرایی شباهت داشت و با کنشگری در حوزه ی فرهنگ و حضور در حواشی و متن آن که ایشان طی سالها به آن انس گرفته بود همخوانی چندانی نداشت. همین امر موجب گردید که ایشان نهایتاً به این نتیجه برسد که خود را در موقعیتی قرار دهد تا مغایر با نقش کانونی اش که با دغدغه های متعدد همپوشانی داشت، نباشد. از این منظر جدایی ایشان از روزنامه ها منجمله روزنامه عصر مردم به معنای قطع همکاری نبود و ایشان همواره ارتباطی از جنس یک فعال مطبوعاتی با رسانه های استان داشته و دارد. آثار تالیفی سیروس رومی در حوزه تاریخ مطبوعات ضمن این که حاصل پیوندی هدفمند با اصحاب رسانه است، نتیجه ی مطالعاتی است که از یک سو سر در آبشخور تجارب عینی و فرصت های ایجاد شده دارد و از سویی دیگر به پژوهش های مبتنی بر عزمی راسخ برای به سرانجام رسانیدن چنین کاری باز می گردد. (ادامه…)

سرمقاله
محمد عسلی
دانش پزشکی و قسم نامه‏ها
روز پزشک هم بهانه‏ای است برای نقدی بر عملکرد پزشکان که امروز نه همیشه ما به پزشک و تشخیص و درمان نیازمند بوده و هستیم.
و اما بعد: پزشک را می‏توان هدیه خدا به حساب آورد. مثل آموزگاران که روان ما را آموزش می‏دهند و تربیت کنندگانی که جسم ما را می‏پرورند لیکن همانگونه که معلمان و سایر دانش‏پژوهان در وادی عمل مورد نقد قرار می‏گیرند پزشکان هم نیازمند نقد و نظارت‏اند.
ابن سینا یا همان ابوعلی سینا فیلسوف، دانشمند، پزشک و محقق بزرگ ایرانی از آنچنان شهرتی برخوردار است که مدت ۴۰۰ سال تحقیقات و نوشته‏های پزشکی و فلسفی او در دانشگاه‏های اروپا تدریس می‏شد و در رده‏بندی تیزهوشان جهان که آمریکایی‏ها اعلام کرده‏اند. او در رده دوم و یا سوم بعد از فرانسیس گالتون و آلبریت اینشتین قرار دارد. هر چند مشخصات ابن سینا برای تمامی عصرها و نسل‏ها قابل بررسی و تحقیق است اما امروز ما پزشکان و محققانی در علوم پزشکی داریم که اگر در جایگاه فعلی خود ارجح‏تر از ابن سینا نباشند، زحمات و تلاش‏های مجدانه آنان و میزان تأثیرگذاری تحقیقات آنان در علوم پزشکی در سلامت انسان‏ها کمتر از ابن سینا نیست.
خوشبختانه در ایران امروز به نسبت پیشرفت‏ها و فن‏آوری‏های جدید دانش پزشکی در ایران در زمینه خوب و عالی برخوردار است و مقالاتی که از طرف پزشکان ایرانی در نشریات مطرح و علمی چاپ و دنیا از آن بهره می‏گیرد کم نیست.
نگارنده این سطور هر چند در علوم پزشکی تخصصی ندارد و انتظار هم نمی‏رود به بحث و بررسی در آن ورود کند اما به لحاظ اهمیت عملکرد پزشکان در پذیرش و تشخیص و درمان بیماران لازم می‏داند نقدی بر این عملکردها داشته باشد. (ادامه…)

یادداشت سردبیر
اسماعیل عسلی
پیام های فرهنگی المپیک
برای ما که از فاصله چند هزار کیلومتری و با بهره گیری از ابزارهای نوین ارتباطی مسابقات بین المللی المپیک را در رشته های گوناگون به تماشا می نشینیم و پیش از آن نیز تجربه ی میزبانی چنین مسابقاتی را در کشور خود نداشته ایم، تصور عمق و گستردگی این رویداد بزرگ ورزشی در ابعاد گوناگون اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی کار آسانی نیست. این که یک کشور بخواهد در یک بازه ی زمانی محدود پذیرای هزاران ورزشکار در رشته های گوناگون که هر رشته ای امکانات و فضای مخصوص خود را طلب می کند باشد و همچنین قادر به ایجاد ظرفیتی باشد که بتواند انسان هایی با فرهنگ ها و باورها و اندیشه های گوناگون را در خود جای دهد و به موازات تامین وسایل رفاهی، غذایی، دارویی، امنیتی، مسکن، تسهیلات فرودگاهی و زمینی و دریایی جهت رفت و آمد همه ی ورزشکاران و مربیان و مدیران و سرپرستان اعم از زن و مرد، از پتانسیلی فراخور پذیرایی و تامین امکانات میلیون ها تماشاگر و بازدید کننده برخوردار باشد، نیازمند وجود بسترهای اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی مبتنی بر مناسباتی است که تسهیل کننده ی تعاملات گسترده و بی مرز انسانی است. بنابراین زمانی که ما به امکانات لازم برای برگزاری یک تورنمنت بین المللی در چنین سطح و عمقی اشاره می کنیم، تنها از فضا و وسایل و ابزار صوری و ارتباطی و مسافرتی سخن نمی گوییم، بلکه از ظرفیت هایی سخن می گوییم که جهانیان با تمام وجود آن را باور کرده باشند.
اگرچه کمیته های ملی المپیک از یک سو و کمیته های بین المللی مربوط به هر رشته ورزشی از سوی دیگر هماهنگی های لازم برای گزینش و شرکت ورزشکاران و مربیان و داوران را بر عهده دارند و بدین وسیله مقدمات این رویداد بین المللی را در هر کشور، منطقه و قاره فراهم می نمایند، اما تعریف چنین ساز و کاری برای برگزاری مسابقاتی که با حساسیت و هیجان و تعصب و استرس و جانبداری و گاه خشم و آسیب جسمی و روحی همراه است، کافی نیست. اهمیتی که مردم هر کشور برای نخبه های ورزشی خود قائل هستند، حساسیت آنها را نسبت به شرایطی که باید در یک بازه ی زمانی در کشوری دیگر داشته باشند، بالا می برد، کما این که خطر ابتلای عده ای به ویروس زیکا منجر به یک بسیج عمومی در شهرهای محل برگزاری مسابقات المپیک شد و تمهیداتی در نظر گرفته شد تا همه ی کشورها با اطمینان خاطر از وجود مراقبت های ویژه نسبت به اعزام ورزشکاران خود به مسابقات المپیک اقدام کنند. (ادامه…)