یادداشت
محمد عسلی
پای لنگ فرهنگ
آب بود و باغ، کوه و سبزه و آسمان پاک آبی، پرستوهایی که در آب روان پر میشستند. خانهها و دیوارهای گِلی و چوب بستهایی که سقفها را نگه میداشتند و چنان بود که در زوایای خالیشان پرندگان لانه میکردند.
آدمها و موشها و بادامها زندگی مشترکی داشتند، زمستان که میشد هیزمهای خشک درختان اتاقکها را گرم میکردند و دودها ویروسهای سرماخوردگی را میکشتند تا بچههای پابرهنه در میانه سیلابها جان سالم به در برند.
مسجد در همسایگی بود که چون ندای اذان سر میداد فرزندان به دنبال پدر روانه مسجد میشدند و در آنجا محیطی گرم بود تا در کنار بخاری و اجاق به داستانهای کوتاه و بلندی که به اوصاف امام علی (ع) در جنگها میپرداخت گوش دهند و شبها خواب پهلوانان و قهرمانان ببینند. قناعت بود که کاسه انتظار را پر میکرد و سفرهای که گاه در آن جز نان نبود و گاه همان هم نبود.
هیچ چیز چنان رنگ تعلق نداشت که کسی را عصبانی کند تا به دلشوره وا دارد، همه قانع بودند به رزق مرسوم و معمول که همسایگان را چندان تفاوتی نمیبود در نداشتنها و خواهشها. (ادامه…)
- یکشنبه ۱۷ آبان ۱۳۹۴
- سرمقاله
یادداشت سردبیر
اسماعیل عسلی
بازبینی یک شعار
از جمله شعارهای راهبردی که آبشخوری مردمی داشت و از آنجا به متن قانون اساسی راه پیدا کرد و سپس به عنوان یک معیار برای اندازهگیری موضعگیریها و همچنین ترسیم دورنمای توسعهی کشور مطمح نظر تئوریسینهای انقلاب قرار گرفت شعار “استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی” بود، شعاری که به لحاظ جایگاه قانونیاش هنوز هم کلید بسیاری از درهای بسته تلقی میشود.
با تأمل در اجزای تشکیل دهندهی این شعار درمییابیم که ترتیبی بسیار منطقی دارد و بسیار مهندسی شده و متکی بر اندیشهای واقعبینانه است، چرا که استقلال مقدم بر آزادی و جمهوری اسلامی قرار گرفته است. ناگفته پیداست که یک کشور تا زمانی که استقلال نداشته باشد، چارچوبی که برای آزادی در آن ارائه میشود جهتدار نخواهد بود، از طرفی بدون استقلال و آزادی، جمهوری آن هم از نوع اسلامیاش محقق نخواهد شد. اگر واقعیتهای نهفته در این شعار را مد نظر قرار دهیم اعتراف خواهیم کرد که ما در حال تمرین دموکراسی هستیم و هدف اولیه ما دستیابی به استقلال است. استقلال نیز چتر گستردهای دارد، استقلال اقتصادی، استقلال فرهنگی و استقلال سیاسی. هر چند برخی از رجل سیاسی اصرار دارند که استقلال در انواع گوناگونش را همزمان محقق شده ببینند اما باید اذعان داشت که استقلال فرهنگی و استقلال سیاسی در گرو تحقق استقلال اقتصادی است و تا زمانی که یک کشور نتواند حداقل از لحاظ تأمین کالاهای استراتژیک به خودکفایی برسد نمیتواند با دهان پر از استقلال سیاسی و فرهنگی سخن بگوید. نباید از نظر دور داشت که اتخاذ مواضع استقلالطلبانه برای کشوری که هنوز به استقلال اقتصادی دست نیافته در مواردی غیرممکن و در مواردی بسیار هزینهبر است. در حال حاضر یکی از دغدغههای مسئولین نظام مسأله نفوذ فرهنگی است، در حالی که بخشی از آنچه به نفوذ فرهنگی منجر میشود، از مسیر سلطهی اقتصادی طرف مقابل میگذرد. چرا پس از بیش از سه و نیم دهه هنوز هم برخی از ارزشهای غربی در اذهان طیفهایی از مردم تابو هستند، پاسخ روشن است، زیرا احساس نیاز ما به تولیدات آنها چنین کرنشی را در دل مردم نسبت به غربیها ایجاد میکند، هر چند ما بسیاری از این تابوها را خصوصاً در مراکز علمی و مجامع دانشگاهی شکستهایم اما تا زمانی که صنایع پایه و صنایع جنبی و اقماری و مکانیسم ایجاد ارزش افزوده بالا در بازار کار داخلی ایران نهادینه نشود و چرخش کارخانجات ما در گرو تکنولوژی و قطعات بیرونی باشد نمیتوانیم در برابر موج تبلیغات غربی مقاومت کنیم و به مردم خود اعتماد به نفس ببخشیم. (ادامه…)
- شنبه ۱۶ آبان ۱۳۹۴
- سرمقاله
یادداشت سردبیر
اسماعیل عسلی
غرض از مزاحمت
فضای پارک خلدبرین از ساعت پنج و نیم صبح جولانگاه قدمهای استواری است که بیش از پنجاه سال کارخانهها و کارگاهها و ادارات و سازمانها و کوچهها و خیابانها را درنوردیدهاند و چون روزگار غدار را به سلامت و پرهیز گذرانیدهاند، هنوز هم قلب مهربانشان در سینههای گشاده میتپد و خون پاکشان را در رگهای به غیرت خو گرفته به جریان میاندازد.
آن سالدیدگان خوشفکر که همواره عمر گرانمایه را به تکاپو و کنکاش و کار و زحمت و کسب روزی حلال گذرانیدهاند، با تکیه زدن بر بالش بازنشستگی دادن میانهای ندارند، هر چند استخوان ساییدگیها، کمسویی چشمها و نابسامانیهای مزاجی گهگاه به آنها دندان نشان میدهند و رخ مینمایانند اما این بازهای نشسته هرگز پرواز را از یاد نمیبرند. از پیادهروی گرفته تا بدمینتون بازی و پینگپنگ و نرمش و گپ و گفتهای نوستالوژیک که یادآور دوران جوانی و گذشتههای دور است گرفته تا حرف و حدیث پیرامون اوضاع و احوال معیشت و بازار و تحریم و برجام و حادثه منا و بابک زنجانی و دکلهای گم شده و ثروتهای بر باد رفته و رد و بدل کردن پیامکها و تصویرها و جملات قصار و مطایبهآمیز از جمله دلمشغولیهای بازنشستگانی است که پارک خلد برین را برای دیدار با یکدیگر انتخاب کردهاند. (ادامه…)
- پنج شنبه ۱۴ آبان ۱۳۹۴
- سرمقاله