یادداشت سردبیر
اسماعیل عسلی
پیدا کنید پرتقال فروش را
رواج بی‌سابقه‌ی کتاب‌های کمک آموزشی گران‌قیمت و کلاس‌های خصوصی و تقویتی با هزینه‌های سرسام‌آور در زمانه‌ی کنونی برای کسانی که دوران دانش‌آموزی خود را در دهه‌های سی، چهل و پنجاه گذرانیده‌اند، به عنوان یک پرسش بزرگ مطرح است! این افراد که اکنون اغلب دوران میانسالی را نیز پشت سر گذاشته‌اند با مشاهده‌ی شیوه‌های متداول شده‌ی تعلیم و تعلم در مدارس از خود می‌پرسند چگونه است که ما در آن زمان با امکانات محدود از لحاظ دسترسی به لوازم‌التحریر مناسب و همچنین اشتغال به کار حین تحصیل و کمک به خانواده و همچنین طی مسافت خانه تا مدرسه با پای پیاده و تحصیل در مدارسی که اغلب فاقد وسایل خنک‌کننده و گرم‌کننده بود، بدون استفاده از کتاب‌های کمک‌درسی و انواع سی‌دی‌های آموزشی تحصیل می‌کردیم، آن هم در شرایطی که گاه تا نیمه‌های آبان معلم و برنامه درست و حسابی نداشتیم؟!
در خانه‌هایی شلوغ و پر فرزند زندگی می‌کردیم که اتاق جداگانه‌ای هم برای بچه‌ها تعریف نشده بود و گاهی برای مشق نوشتن و درس خواندن به پشت بام می‌رفتیم یا مسجد و کتابخانه‌های عمومی که تعدادشان از انگشتان دست هم کمتر بود و ورزش و تفریحمان هم در کوچه و بازار صورت می‌گرفت. (ادامه…)

سرمقاله
محمد عسلی
نمایشگاه مطبوعات و اما و اگرها
بیست و یکمین نمایشگاه مطبوعات در شرایطی برگزار و افتتاح شده است که تعدادی از مطبوعات و خبرگزاری‌های معترض در آن شرکت نکرده‌اند.
رئیس جمهور در سخنرانی افتتاحیه نقد منصفانه و پاسخ مسئولانه را پذیرفت و پیرامون آن مطالبی ایراد کرد. آنچه در این سخنان از همه مهمتر می‌بود و می‌باید وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی آن را پیگیری و به سرانجام رساند، تدوین و اصلاح قانون مطبوعات است، زیرا قانون فعلی در مواردی پاسخگوی سؤالات مراجع قضایی و دست‌اندرکاران مطبوعات و دیگر رسانه‌ها نیست.
به عنوان مثال: جمله تشویش اذهان عمومی در تشخیص جرم و تسری آن بر مندرجات مورد دعوی که بعضاً از آن تفسیر موسع می‌شود، جمله‌ای است که در انطباق آن بر جرم مطبوعاتی از دیدگاه قضات، متفاوت در تأیید یا رد آن احکامی صادر شده است و اصالتاً کلمه نقد در قانون معنی نشده و در عرف و رویه قضایی هم گاه یک قاضی مطلبی را نقد منصفانه تلقی کرده و قاضی دیگری همان را اشاعه اکاذیب یا تشویش اذهان عمومی تلقی کرده است. (ادامه…)

یادداشت سردبیر
اسماعیل عسلی
سری بدون کلاه
نقش‌آفرینی رسانه‌ها در دوران گذار جامعه‌ای که در حال پوست‌اندازی است، اهمیت فراوانی دارد چرا که رسانه به هم‌ترازی روزافزون آحاد مردم و رفع تشنگی آنها برای برقراری ارتباط کمک می‌کند، مردمی که به دنبال هم‌افزایی، تأثیرگذاری و تأثیرپذیری‌اند.
در جوامع سنتی از یک سو ساز و کارهای محدودی برای برقراری ارتباط وجود دارد که امکان شکل‌گیری گفتمان را دشوار می‌سازد و از سویی دیگر، همواره کسانی که از ایستایی و عدم تحرک فرهنگی مردم سود می‌برند خواهان به صدا در آمدن زنگ گفتمان نیستند و اگر گفتگویی را برتابند نیز یکطرفه و القایی است، خودشان پرسشی را فراخور ظرفیت‌های علمی محدود خویش مطرح می‌کنند و خودشان نیز به آن پاسخ می‌دهند و به مردم اجازه‌ی تمرین تفکر و مخالفت با چیزهایی که درست و نادرست بدان خو گرفته‌اند، نمی‌دهند و با چرا و اما و اگر مشکل اساسی دارند لذا رسانه‌ها اگر به دنبال ایجاد تحول و دگرگونی باشند، ناگزیر از مقابله با چنین فضایی هستند و وظیفه‌ی خود می‌دانند که هر نوع گفتمانی را در معرض پردازش و معیارسنجی قرار دهند. به همین جهت فضایی که رسانه‌های پیشرو در آن فعالیت می‌کنند، چالشی و کنش‌مدارانه است نه منفعلانه.
در گذشته‌های دور که مناسبات بین حکومت‌ها و مردم تابع قوانین مبتنی بر قدرت‌محوری و استبداد بود، جارچی‌ها به عنوان رسانه‌های یکطرفه منویات حکومتی را به گوش مردم می‌رسانیدند اما وظیفه‌ی خود نمی‌دانستند که دل‌نگرانی‌ها و دیدگاه‌های مردمی را نیز به گوش حکام برسانند. در نظام‌های مردم‌سالار که حرف، حرف مردم است و تلاش ارکان حکومتی باید در راستای اجرای خواسته‌های مردم با یکدیگر هماهنگ شود، رسانه‌ها دیگر نمی‌توانند صرفاً نقش جارچی را ایفا کنند، بلکه وظیفه‌ی اصلی آنها، ایده‌پردازی، گفتمان‌سازی و نقد و تحلیل روند امور است. طبیعی است که در این مسیر با مقاومت‌هایی مواجه می‌شوند و مانند رودخانه‌ای که مسیری ناهموار را برای رسیدن به دریا انتخاب کرده، حرکتی توأم با جوش و خروش و سر و صدا دارند تا آنجا که حتی مسیر حرکت خود را نیز دچار فرسایندگی و تغییر می‌کنند. (ادامه…)