یادداشت محمد عسلی ۲۴ اسفند ۱۳۹۹
یاد پروین اعتصامی و تمثیلاتش

در دبستان بابت کوزه ای که شکست بارها گریستم، شب که قرار بود صبح، آن کودک و کوزه را در کلاس بخوانم، احساس می کردم داخل آب انبار قدیمی، شب تاریک با آن پله های عریض و طویل و خوفناک چگونه کوزه سنگین پر آب را بالا بکشم. با آن انگشتان ظریف و کوچک سرد و وهمی که در فضای پرتلاطم برکه سیاه به سراغم آمده بود. و اگر می شکست چه می شد؟
یادم آمد که: (ادامه…)

سرمقاله سردبیر “اسماعیل عسلی” ۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۹
یک معمای پیچیده

حذف کالاهای لوکس و تزیینی از سبد خرید اکثریت اقشار جامعه به موازات کاهش ارزش پول ملی ، ممنوعیت سفرهای نوروزی و در اولویت قرار گرفتن تهیه کالاهای استراتژیک و اقلام غذایی ، رویداد مهمی بود که حاصل هم آغوشی تحریم ها و جهش های زنجیره ای ویروس کروناست . بی گمان در صورت تداوم این وضعیت باید منتظر تغییر و تثبیت سبک های نوین زندگی و اتفاقاتی باشیم که جهان آن را در شرایط ایجاد شده پس از جنگ های جهانی تجربه کرده است . نباید از نظر دور داشت که کشورهای توانمند در تولید واکسن تلاش می کنند با ایجاد مصونیت همگانی اقتصاد خود را از خطر رکود و رشد منفی نجات دهند . محرومیت کشورهای فقیر از دسترسی به واکسن اگرچه در وهله ی اول شهروندان چنین کشورهایی را با بحران مواجه می کند اما نمی توان منکر لطمه ی غیرمستقیم چنین وضعیتی به اقتصاد کشورهای توسعه یافته و ثروتمند نیز شد . ممنوعیت مسافرت از جوامع درگیر با کرونا به جوامعی که بتدریج در حال خداحافظی با این بیماری واگیردارهستند و بالعکس بیش از هر چیز تهدیدی برای صنعت گردشگری است . پذیرش اجباری عدم برگزاری مراسم جشن و سوگواری و تسلیم شدن در برابر پروتکل های بهداشتی در حال تبدیل شدن به یک رویه است که از جهاتی مفید و از برخی جهات به حذف تنوع در زندگی منجر می شود . خودداری از حضور در اجتماعات از هرنوعی مردم را برای پاسخگویی به نیازهایی که در اجتماع برطرف می شد به سمت فضای مجازی سوق داده آن هم در شرایطی که این فضا برای گشت و گذارهای بی حساب و کتاب مناسب نیست و طبیعتا کسانی که از مهارت کمتری برای برقراری ارتباط و جذب مخاطب برخوردارند کم کم به حاشیه رانده می شوند . (ادامه…)

یادداشت طنز سردبیراسماعیل عسلی ۲۰ اسفند ۱۳۹۹
عروسی نارنج

ننه ی سلندر اسفند دود کرده بود و می خواست اگه آتیش هم از آسمون بباره و بلای ناگهونی هم نازل بشه ، نارنج خونه شون رو عروس کنه ، عروس کردن نارنج بعد از این که درخت قهر می کنه و میوه نمیده به چشم شیرازی های قدیمی ردخور نداره و حتما باید بساطش راه بیفته . چند تا زن پا به سن گذاشته و دخترای دم بخت همین که چشم آقاشونو دور دیدن ، بچه های شیطون رو میفرستن پی نخود سیاه و توری سفید رنگی از تو یخدون رخت و لباساشون درمیارن و چهار طرفشو دست میگیرن و بالای شاخه های نارنج قهر کرده نگه میدارن و با نقل و نبات ریختن روی سر درخت و کل زدن و واسونک خونی ، دلخوری های چند ساله ی درخت رو برطرف می کنن و ازش قول میگیرن که لب به خنده باز کنه و شکوفه بده و پا به راه آشتی بگذاره و درخت خوبی باشه و سر به هوا بازی درنیاره. (ادامه…)