سرمقاله
اسماعیل عسلی- سردبیر
تا از تنور چه بیرون آید!
گاهی در گرماگرم کش و قوس‌های سیاسی که به دنبال روی کار آمدن دولت‌ها شاهد آن هستیم شعارهایی مطرح می‌شود که سایر شعارها را به محاق می‌برد و یا تحت‌الشعاع قرار می‌دهد. از منظری دیگر نیز می‌توان گفت در واقع دولتمردان برای به نمایش گذاشتن درجه واقع‌بینی خود شعارهایی مطرح می‌کنند که عبور از برخی چالش‌ها را در گرو توجه به آن می‌دانند. طرح شعار دسترسی آزاد به اطلاعات که سر در آبشخور شفاف‌سازی دارد از سوی مدیران میانی دولت تدبیر و امید در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی باز طرح گردید و زمینه‌ی تبدیل آن به یک گفتمان ملی فراهم شد. از جمله اهداف جنبی پیگیری چنین شعاری ترمیم خدشه‌هایی بود که در جریان بازخوانی برخی از پرونده‌های مالی و سیاسی بر اعتماد عمومی وارد شده بود. طبیعی بود رسانه‌ها خصوصاً رسانه‌های نوشتاری که سال‌ها با چالش‌های ناشی از کاهش مخاطبان دست و پنجه نرم می‌کنند بیش از همه به استقبال چنین شعاری بروند و پیگیر تسریع در روند اجرای آن باشند. اما پر واضح است که داستان شفاف‌سازی پیچیدگی‌های خاص خود را دارد و به سادگی طرح آن نیست!
باید اذعان داشت در پیوند با موضوع دسترسی آزاد به اطلاعات ما با تعارضاتی مواجهیم که در تعریف‌های گوناگون ارائه شده از آن نهفته است. به هر حال تعریف رسانه‌ها از دسترسی آزاد به اطلاعات بسیار سخاوتمندانه است برعکس قوای سه‌گانه و متولیان امورکه به هزار و صد دلیل نمی‌توانند به راحتی سر کیسه‌ی اطلاعات را شل کنند چرا که ظرف ۸ سال جنگ که موجب گردیده بود بسیاری از اخبار و اطلاعات با توجه به احتمال سوءاستفاده دشمن از آن جنبه‌ی امنیتی پیدا کند فضایی به وجود آمد که رسوبات آن هنوز هم پا برجاست و دیدگاه اغلب مدیرانی که در این فضا رشد کردند و قد کشیدند تغییر نکرده است. اصولاً اگر بخواهیم مشتریان دسترسی آزاد به اطلاعات را از لحاظ میزان تشنگی و خواهندگی اولویت‌بندی کنیم مردم در صدر این فهرست قرار می‌گیرند چرا که با وجود ماهواره‌ها و فضای مجازی که هر گونه خبری را فارغ از میزان صحت و سقم آن منتشر می‌سازند هیچ منبع خبری قادر نیست اشتهای سیری‌ناپذیر طبقات مختلف اجتماعی را پاسخگو باشد. بدیهی است که منظور پیشنهاددهندگان و تصویب‌کنندگان قانون دسترسی آزاد به اطلاعات این نبوده که مسئولین و نهادها و رسانه‌ها برای راضی نگه داشتن مردم تحت هر شرایطی مبادرت به خبرپراکنی کنند. بنابراین ما نیازمند معیاری هستیم که از یک سو به بی‌در و دروازه بودن اخبار منجر نشود و از سویی دیگر ساخته و پرداخته‌ی تشنگان بازیگری در عرصه‌ی قدرت و باندبازها و کسانی که قاشق خالی در دهن مردم می‌گذارند نیز نباشد. (ادامه…)