یادداشت طنز سردبیر اسماعیل عسلی ۶ دی ۱۳۹۹
صد رحمت به کرونا

ننه ی غضنفر ، فضه خانم ، دده کلثوم و آغا بی بی از وقتی تو روزنومه ها دیدند که نوشته شده نزدیک ۳۰ درصد مردم مشکل روحی روانی دارند ، مطمئن شدند که خواهر آقا مرتضی هم با این حرکاتی که ازش سر میزنه بی چون و چرا حالش خوب نیست و بدون برو و برگرد جزو همین ۳۰ درصد هست و روی همین حساب دست به یکی کردند که اگه شده حتی دست و پاشو رو ببندند ، ببرندش پیش روانپزشک بلکه توفیری تو احوالاتش پیدا بشه ! فضه خانم می گفت : تو روزنومه نوشته حتی مسئولین هم به مشاوره روانی احتیاج دارن ، خواهر آقا مرتضی که دیگه جای خود داره ! ننه ی غضنفر سر گذاشت تو گوش فضه خانم و گفت : میگم والله یه کم یواشتر حرف بزن که دیوار موش داره ، موش هم گوش داره ، مثل این که آخر پیری تو هم دلت هوای پند و اندرز روانشناس کرده ! فضه خانم هم نه گذاشت و نه ورداشت و گفت : از بس دست به عصا رفتیم همه فکر می کنن قوزی هستیم ، به من چه مربوطه ، تو روزنومه نوشته ! (ادامه…)

سرمقاله محمد عسلی ۴ آذر ۱۳۹۹
آزمودنی به بهای جان پرستاران و پزشکان

نگاهت کردم، نگاهی از سر ناامیدی که امیدی به ماندنت نبود، آشفته حال و لرزان در تب بالا، عرق از پیشانیت سرازیر بود و چشمان خسته ات طعم شوری را حسن می کردند که از پس چندین روز به عادت، چونان زخمی چرکین روی پلک هایی که مدام خارش داشتند راه گریز نداشتند. نفست به شماره افتاده بود و نای دم و بازدم نداشتی، زانوانت سست و قدرتی برای بلند شدن نداشتی. گویی مرگ را پاسخی مثبت می دادی و زندگی را به فراموشی می بردی به سختی از جای بلندت کردم و شانه هایم را به زیر سنگینی تن بی رمقت بردم تا افتان و خیزان راهی بیمارستان شوم، در میانه راه دل آشوبت را و تمامی هر آنچه به سختی بالا می آوردی روی گردنم احساس کردم و وقتی سردی هر آنچه از میانه مهره های کمرم به پائین سرازیر می شدند را فهم کردم به یاد کودکی افتادم که در بغل مادر بارها شیر خورده را بالا می آورد و به پشت گردن نازنین می ریخت و مادر بود که با مهربانی و قربان صدقه تو را زمین می گذاشت تا خود را تمیز کند. (ادامه…)

سرمقاله سردبیر اسماعیل عسلی ۳ دی ۱۳۹۹
چالش های پیش روی فضای مجازی

دیگر حتی به اندازه ی سر سوزنی هم تردید وجود ندارد که تکنولوژی چند سالی است هجوم بی سابقه ی خود را برای تغییر سبک زندگی ، جابجایی مولفه های تشکیل دهنده ی فرهنگ ، ایجاد زلزله ی اقتصادی ، بروز نشانه های واگرایی در دنیای سیاست و همگرایی در برخی موضوعات بنیادین اجتماعی آغاز کرده است . این که شما بتوانی بدون کمترین سرمایه گذاری ( به استثنای تخصص و زمان ) در خانه بنشینی و درآمد داشته باشی اگر چه اتفاق جدیدی نیست اما با ژرفایی و گستره ی کنونی آن سابقه نداشته است . این که سیاستمداری مانند ترامپ بتواند با حاشیه سازی پیرامون نتایج انتخابات در آمریکا و مقاومت در برابر پذیرش چنین واقعیت غیرقابل انکاری از طریق توئیت کردن و ترغیب طرفدارانش به دنبال کردن دیدگاه های او در فضای مجازی ، درآمدی میلیون دلاری داشته باشد ، مسئله ای در خور تامل است .
این که کسانی بتوانند با هک و نفوذ در سایت ها ، محصول سالها تحقیق و پژوهش سایر افراد و یا دولت ها و شرکت های خصوصی و کانون های علمی را سرقت کرده و با کپی برداری از آنها سود فراوانی کسب کنند نیز یک اتفاق تازه است که چند سالی بیشتر از عمر آن نمی گذرد ! (ادامه…)