سرمقاله محمد عسلی

چرا خبرنگار خوب حکم کیمیا دارد

استعداد و خلاقیت قبل از آنکه اکتسابی باشد نیرویی درونی و فطری است .انسان اصالتاً موجودی جستجوگر و کنجکاو است حس کنجکاوی وقتی با دانش و تجربه به میدان می آید، زمینه و شرایط بروز خلاقیت و استعداد ها را فراهم می کند .عشق نیروی محرکه تمایلات نفسانی است که آدمی را تا سرحد موفقیت و یا جنون و ناکامی پیش می برد کسی که تن به خطر برای تحقق خواسته هایش می دهد از نیروی عشق برخوردار است حس کنجکاوی همراه با مسئولیت پذیری به قصد هشدار و اطلاعرسانی است که فردی خواسته یا ناخواسته پا در میدان قلمفرسایی میگذارد قلم وسیله ای است که به فرمان دل و عقل به حرکت در می آید .دل همان نهانگاه عشق است و عقل چراغ راه .خبرنگار دلداده به تنویر افکار عمومی می تواند هم زنگ خطر باشد و هم پیام رسان شادی و امید و هم چراغی روشن برای نور انداختن برسایه ها و تاریکی هایی که معمولاً از چشم بسیاری پنهان است. (ادامه…)

سرمقاله محمد   عسلی
به بهانه غدیر

«سوگند به خدا، معاویه از من سیاستمدارتر نیست، اما معاویه حیله گر و جنایتکار است. اگر نیرنگ ، ناپسند نبود من زیرک ترین افراد بودم…»
این سخنان امامی است که اگر امروز در میان ما بود و ملت مسلمان را رهبری می کرد ما با او چگونه رفتار می کردیم؟
امامی که خاک مرقد او را توتیای چشم می کنیم و تمامی احساس و عقلمان را در گرو دوستی و ولایت او نثار می کنیم. به نام او از پا برمی خیزیم، به نام او قسم یاد می کنیم و به یاد او نیرو می گیریم اگر به ما فرمان می داد که چنین نکنید و چنان نباشید تا چه میزان سخنان او در ما تأثیر می گذاشت و در عمل ، نمود آن را شاهد بودیم؟
مگر نه اینکه بیش از ۱۴۰۰سال است وفاداری خودمان را در ولایت بی کم و کاست به امام علی(ع) و اولاد او به اثبات رسانده ایم؟ پس چرا بسیاری از خواسته ها، باورها و دیدگاه های پیامبر اعظم(ص) و ائمه معصومین را در عمل مشاهده نمی کنیم؟ (ادامه…)

سرمقاله سردبیر اسماعیل عسلی

از کجا به کجا
برای کسانی که به دلیل دغدغه های شغلی ناگزیر به عبور و مرور در خیابان ها و کوچه ها هستند تشخیص تنوع تدریجی ماسک ها کار دشواری نیست . عده ای از شهروندان از ماسک هایی با قابلیت و کیفیت بالا استفاده می کنند و عده ی زیادی هم از ماسک های معمولی استفاده می کنند . در مورد برخی بانوان انتخاب نوع ماسک صرفا به کیفیت آن محدود نمی شود بلکه رنگ ، شکل و همخوانی آن با رنگ لباس نیز مطرح است . علت چنین رویکردی باورمندی به این واقعیت است که کرونا به این زودی دست از سر ما برنمی دارد .اما با یک نگاه زیرپوستی نکته ی دیگری هم قابل دریافت است و آن این که هر پدیده ای که به نوعی وارد زندگی ما می شود تحت تاثیر نگاه ، سلیقه و انتخاب عموم مردم تنوع پیدا می کند . ماسک های مدل دار ابتدا از خانه ها سردرآوردند چرا که لزوم بکارگیری سرعت برای تولید ماسک ، فرصت لحاظ کردن سلایق مردم را از تولید کنندگان می گیرد . تولید ماسک در خانه ها می تواند دو دلیل داشته باشد یکی نیاز روزانه به ماسک و قیمت بالای آن خصوصا در روزهای آغازین الزام استفاده از این وسیله ی پیشگیری کننده از انتقال ویروس و دیگری میل برخی از مردم به متفاوت بودن که در تنوع آن نهفته است ! نباید فراموش کنیم که ماسک بخشی مهم از چهره ی ما را که برای ابراز احساسات از آن بهره می گیریم می پوشاند . خنده ، تغییر حالت صورت ، رنگ صورت ، آرایش صورت و علایم ظاهری نظیر ریش و سبیل و …با زدن ماسک دیده نمی شود . این موضوع برای خیلی ها خصوصا بانوان حائزاهمیت است و میل به جبران این نقیصه آنها را وادار می کند که برای دیده شدن و با دیگران متفاوت بودن تمهیدی بیاندیشند . اینجاست که به فکر تغییر شکل ، رنگ و جنس ماسک می افتند . حتی در نحوه گیر دادن ماسک به صورت نیز شیوه های متفاوتی به چشم می آید . استفاده از کش باریک یا عریض و رنگ کش و همچنین گیردادن بند ماسک به پشت گوش یا پشت سر ، استفاده همزمان از نقاب تلقی و همرنگ کردن دستکش با ماسک نیز متداول شده است .
قاعدتا پس از این مقدمه خواننده به دنبال علت انتخاب چنین موضوعی برای یادداشت در روزنامه می گردد . پاسخ این است که مردم هر چقدر هم که در ظاهر به یکدیگر شبیه باشند به دنبال ایجاد مرز بین خود هستند و بی میل نیستند که این تفاوت ها را نشان دهند و چنین تفاوت هایی را به شخصیت و منش و دیدگاه خود گره بزنند . چنین تفاوت هایی در انتخاب لباس ، کفش ، کلاه ، عصا ، چتر ، کمربند ، نحوه ی آرایش مو ، ساعت و چیزهای دیگری که ظاهر ما را تشکیل می دهد نیز وجود دارد . تفاوت بین انسان ها تنها به ظاهر آنها محدود نمی شود . حتی تلاش ها و هدف ها و برنامه ها نیز یکسان نیست . بنابراین ما نباید انتظار داشته باشیم که واکنش مردم به یک خبر یا رویداد و آنچه می بینند و می شنوند و احساس می کنند نیز یکسان باشد . چنین تفاوت هایی تشخص آور است یعنی به شناخته شدن منجر می شود . در یک نگاه کلی تفاوت در رنگ پوست و نژاد و زبان و فرهنگ نیز به شناسایی منجر می شود . خطر آنجاست که ما از دل چنین تفاوت هایی به دنبال امتیاز طلبی و تفاخر باشیم ولی اصل متفاوت بودن فی نفسه طبیعی است!
در اینجا پرسشی مطرح می شود و آن پرسش این است که چگونه می شود از نیروی عظیم مردمی با همه ی تفاوت هایی که دارند برای به حرکت درآوردن چرخ اقتصاد کشور بهره گرفت و آرمان های بزرگ را محقق ساخت ؟ پاسخ این است که اداره کنندگان جامعه قبل از هر چیز باید چنین تفاوت هایی را به رسمیت بشناسند و تلاش نکنند برای یکرنگ و یک شکل کردن مردم ، ذائقه و انتخاب آنها را تخطئه کنند . مردم به دنبال کسانی حرکت می کنند که سلیقه ی آنها را به رسمیت می شناسند و تفاوت ها را از هر نوعی که باشد می پذیرند و چنین تفاوت هایی را مبنایی برای تبعیض قرار نمی دهند .
فرض کنید ما بیاییم و نوعی ماسک مخصوص را به عنوان ماسک برتر به خورد مردم بدهیم و بر همین مبنا اشخاص را طبقه بندی کنیم و عده ای را خوش ماسک و عده ای دیگر را بدماسک معرفی کنیم . نتیجه ی چنین رویکردی همین می شود که در برخی موضوعات می بینید .
می بینید که از یک موضوع ساده و پیش پا افتاده ی اجتماعی می توان چه نتایج ارزنده ای گرفت . ما از یک ماسک شروع کردیم اما به عدالت اجتماعی و حقوق شهروندی رسیدیم . از کجا به کجا