سرمقاله سردبیر اسماعیل عسلی ۱۱ مرداد ۱۳۹۹
رویکردی تبارشناسانه به نبرد اندیشه ها
آیا تاکنون از خود پرسیده اید چرا من باید درسال های پایانی نیمه دوم قرن چهاردهم هجری شمسی زندگی کنم و ناگزیر به تحمل شرایط سختی باشم که کرونا ایجاد کرده است ؟ یا این که چرا باید فرزند کسانی باشم که بالاجبار برخی از نارسایی های جسمی ، شباهت ها و بیماری ها را به دلایل ژنتیکی از آنها ارث می برم ، چرا باید در این سرزمین یا آن سرزمین به دنیا بیایم و چرا باید میراث دار تاریخی باشم که سهمی در خلق و ایجاد آن نداشته ام ؟ طبیعتا چنین پرسش های ناگزیری به ذهن هر کسی خطور می کند ، نه در اینجا یعنی ایران بلکه در هر کجای جهان. همه ی انسان ها چه بخواهند و چه نخواهند در سه زندان زمان ، مکان و تاریخ زندگی می کنند و سرنوشت بسیاری از ما به اما و اگرها و بود و نبود چیزهایی گره خورده که نقشی مهم در زندگی ما دارند ! چه بسا اگر پای کریستف کلمب به آمریکا نمی رسید ، بومی های سرخپوست سرنوشت دیگری پیدا می کردند . (ادامه…)
- جمعه ۱۰ مرداد ۱۳۹۹
- سرمقاله
سرمقاله محمد عسلی
انسان در قربانگاه جهل
حج به تعبیر قرآن نوعی آگاهی یافتن از فلسفه آفرینش است بدان معنی که خداوند براساس یک قانون متعالی نظمی بر جهان و تمامی کائنات و خلایق حاکم کرده که اگر بشر در آن نظم دخالت نکند عدالت فردی و اجتماعی رخ می نماید، انسانی که با اراده آزاد آفریده شده و از دو نیروی غریزی یعنی اراده آزاد و فطرت برخوردار است در تضادی درونی و بیرونی فقط با تهذیب نفس و پرهیز از گناه می تواند آرامش داشته باشد و از آن آرامش به خدا وصل شود.
کشتن ، مولود خشونت است و خشونت زمانی تکثیر می شود که روح و جسم انسان در آرامش نباشد. وقتی عنوان می شود: «الا به ذکر الله تطمئن القلوب» مفهوم آن این است که تقرب و نزدیکی به خدا وقتی میسر است که آرامش ایجاد شده باشد.
حج اگر مسلمان را به آرامش توأم با غلبه بر نفس اماره ترغیب نکند، حج نیست.
و اگر ابراهیم دوست خدا شد و از آن دوستی بر قربانی کردن انسان ها خط بطلان کشید، (ادامه…)
- چهارشنبه ۸ مرداد ۱۳۹۹
- سرمقاله
طنز اسماعیل عسلی
جشنواره ی حرف مفت
خاله خاور ، ننه زینت و اخترخانم که از نظر اهل محل نسلشون در حال انقراضه ، حسابی از میدون داری کرونا کلافه شده بودن ، به همین خاطر سر به شورش برداشتن و دوباره قلیوناشونو چاق کردن و بعد از آب و جاروی مفصل نشستن رو سکوی دم در خونه ی افسرخانم که چند روز دیگه سرسالش میرسه و هنوز خبری از آگهی حصر وراثتش نیس و همسایه ها میتونن قبل از آوار شدن خونه ی قجری اوستا فخرالدین با دور هم نشینی، دود قلیونشون رو به صورت هم حواله بدن . دستور جلسشون هم زیر و بالا کردن تغییرات آب و هواییه و پاشونو کردن تو یک کفش و میگن میخوایم تکلیف زمین رو روشن کنیم .
خاله خاور که به دندون لقی شهره ی خاص و عامه و آب تو دهنش خیس نمیخوره به ننه زینت میگه : مگه نمیگن دور و بر زمین دیوار قرص و قایمی کشیدن که سوزن هم از توش رد نمیشه ، پس این همه آب کجا میره همین دیروز شاطر غفار دستش رو زده بود زیر چونش و بیکار نشسته بود و می گفت آب قطع شده و نون نمی پزیم . (ادامه…)
- سه شنبه ۷ مرداد ۱۳۹۹
- سرمقاله