سرمقاله
اسماعیل عسلی- سردبیر
آرام و منطقی
در جامعهی ما که بر اساس یک سنت باقی مانده از فرهنگ شفاهی و نه مکتوب، همه پیرامون همه چیز اظهار نظر میکنند، بستر مناسبی برای انتقال دیدگاههای گوناگون، تحریف، بزرگنمایی و شایعه فراهم است و این روزها به هر کسی که میرسی به دنبال این است که خزائنی از شنیدههای خود را برای دیگران بازنمایی کند. شاید اگر از همان روز اول مسئولیت مهار این ویروس را به دست اهلش سپرده بودند وزارت بهداشت میتوانست با برخورداری از بهترین متخصصان و پزشکان که بعضاً شهرت جهانی دارند با تشکیل کمیتهای ویژه تمهیدات مناسبی در نظر بگیرد.
اصولاً وقتی پای یک ویروس ناشناخته و سریعالانتقال در میان است هر فردی باید بداند که هم نسبت به خانوادهی خود مسئولیت دارد هم نسبت به محله و شهر و کشور و منطقه و جهان. تنها منطقی که در این وضعیت بحرانی جواب میدهد قرنطینه و خانهنشینی است نه فرار از منطقهی آلوده و نقل مکان به جاهایی که هنوز آلوده نشده است. (ادامه…)
- شنبه ۱۰ اسفند ۱۳۹۸
- سرمقاله
سرمقاله
محمد عسلی
کرونا بلای کدوما؟
نشسته روی لبه جوی خیابان، یکلا قبای بیکلاه، چشمی به روندگان و چشم دیگری به رانندگان، دستی بر بیلچه دارد و تکیه بر تیشه. و دست دیگر گاه و بیگاه بلند میشود به نشانه آمادگی برای بیگاری از پس بیکاری، شاید به بهای لقمه نانی و بیخیال میگذرند عابران بیمجال نه به حال و نه به قال.
سکوت است و عالم هپروت و هر کس به حال خود دلمشغول نشسته روی لبه جوی خیابان، بیکس و تنها، پیرمردی از آن دنیا، دنیاهای دور و خالی از شور و شعور. دنیای نامرادیها و نامردیها. دنیای دلزدگی از پژمردگیها. دنیای زیادهخواهیها و چشمچرانیها. دنیای فراموشیها که کس را به ناکس التفات و به کس بیاعتنا نیست.
بهار در راه و گل بوتهها چشم بسته و کمبها کنار خیابان کمی بالاتر پشت دیوار باغ. باغ خشکیده زیر سایه آپارتمانها، کلاغی از آن بالا چشم دوخته بر گردوی رها در پوسته سیاه و مردی که دستی به دعا و چشمی به سما دارد از آن دورترها، غریب مینماید. در لباسی نه مثل این طرفیها، شاید باغچهای، به چشم رهگذری برای نشای بوتهای در این فصل فراموش شده، هر چند باران باریده، هوا لطیف و آفتاب نظیف، اما تن پیرمرد، نحیف و روان آزرده از روزگار کثیف. (ادامه…)
- جمعه ۹ اسفند ۱۳۹۸
- سرمقاله
سرمقاله
اسماعیل عسلی- سردبیر
باید به خود بیاییم!
شاید در فیلمهای مستند دیده باشید که هم پرندگان و هم ماهیها زمانی که مورد هجوم شکارچیان قرار میگیرند آرایش خاصی پیدا میکنند که شکارچی را دچار سردرگمی میکند. برای لحظهای به یکدیگر نزدیک شده و متراکم میشوند و سپس آرایش خود را عوض میکنند. پنگوئنهای ساکن قطب جنوب زمانی که سرما به دهها درجه زیر صفر میرسد اجتماع بزرگی تشکیل میدهند و به نوبت در حاشیه قرار گرفته و خود را در معرض توفان و سرما قرار میدهند تا زمستان را پشت سر بگذارند. فیلها وقتی یکی از اعضای گروه خود را ناتوان میبینند به او کمک میکنند تا قادر به همراهی باشد. این حرکات حساب شده که از نقطهای خاص مدیریت میشود نشاندهندهی ارزش کار گروهی و نتایج ارزنده حرکات هماهنگ و هدفمند است که حیات هر نوعی را تضمین میکند. واکنش کشورهای همسایهی ایران پس از اعلام خبر مثبت شدن تست کرونای تنی چند از ساکنان قم خیلی معنادار بود. در منطقه هوکایدو ژاپن به دلیل ابتلای یک کارگر به کرونا برنامه دورکاری در دستور کار قرار گرفت و در ایتالیا تنها به دلیل مرگ یک مبتلا به کرونا یک شهر قرنطینه شد! بازار بورس کشورهای حاشیهای خلیج فارس روند نزولی را طی کرد و روی ارزش پولی آنها تأثیر گذاشت. بسیاری از اجتماعات و حتی تظاهراتی که برای اجرا برنامهریزی شده بود به هم خورد و عدهای که جان انسانها برایشان اهمیت داشت حتی مرقد حضرت علی(ع) را در نجف بستند تا تمامی راههای سرایت ویروس را مسدود کنند. البته در آستانهی تعطیلات نوروزی خیلی از برنامهها دچار تغییرات اساسی شد و لغو کنسرتها در ارمنستان، آذربایجان، دوبی و ترکیه در آمد ایرلاینها را به حداقل رسانید و به تبع آن هتلها متضرر شدند. مسافرتهای نوروزی در صورتی که روند فراگیری ابتلا به کرونا در کشور صعودی باشد دیگر محلی از اعراب ندارد. بنابراین میتوان گفت که داستان سهمیه نوروزی بنزین و درآمد غذاخوریهای بین راهی و سود حاصل از فروش بلیت در کانونهای گردشگری و مراکز تاریخی نیز تحت تأثیر یک ویروس ناشناخته قرار گرفت. عدهای احمق و از خدا بیخبر که تصور میکردند داستان شیوع کرونا نیز مانند گرانی میتواند دستاویزی برای انباشتن جیب با پولهای حرام باشد به احتکار و گرانفروشی روی آوردند و از آن طرف نیز عدهای دستهای خود را گشودند و با آستینافشانی و توزیع رایگان ماسک و دستکش و مواد شوینده و بهداشتی نشان دادند که خداگونهاند نه شیطانصفت! (ادامه…)
- چهارشنبه ۷ اسفند ۱۳۹۸
- سرمقاله