سرمقاله
محمد عسلی
حلقه گمشده نکونامی
نگاه مادی با کمرنگ شدن احساس عاطفی رابطه مستقیم دارد و فقر و نداری با درک احساس بیچارگان. بدین معنی که انسان‌ها وقتی در یک طبقه قرار می‌گیرند یکدیگر را بیشتر درک می‌کنند و احساس را به نسبت نیازهای هم تحریک می‌کنند. کسی که فقیر است و ثروت آنچنانی ندارد حال و روز فقرا را بیشتر درک می‌کند تا ثروتمندی که در طبقه خود بیشتر با متمولان و پولداران همنشین است. به عبارت دیگر:
«حالت سوخته را سوخته دل داند و بس
شمع دانست که جان دادن پروانه ز چیست»
اگر به ۵۰ یا ۷۰ سال قبل برگردیم و در ادبیات آن روزگاران غور کنیم که بسیاری از دستاوردهای ارتباطی جدید، انسان‌ها را به لحاظ عاطفی از یکدیگر جدا نکرده بود حس ترحم، نوعدوستی، همنوایی و فقیرنوازی بیشتر بود. حتی در میان ثروتمندان، واقفین بزرگی را شاهد بودیم که هنوزا هنوز آثار ماندگار آنان مانند ساختمان‌های وقفی خدمات‌رسان نیازمندانند.
امروز حلقه گمشده نیکوکاری و نکونامی ارتباطات نزدیک و رو در رو است که وسایل جدید ارتباط جمعی این توفیق را از همگان گرفته است و تمامی احساسات در قلب فضای مجازی همانند گل‌های مصنوعی رنگ و لعابی دارند و بس. (ادامه…)

یادداشت طنز
اسماعیل عسلی- سردبیر
هذیان‌های کرونایی
بنده خدایی می‌گفت: بی‌انصافی هم حد و اندازه‌ای دارد. چرا در باره‌ی ویروس کرونا این همه بدگویی می‌کنند؟ این بسته زبان نه حزب و روزنامه‌ای دارد که بتواند از خود دفاع کند و نه اگر نطق پیش از دستوری داشته باشد قابل شنیدن است. به قول حافظ: عیب می جمله بگفتی هنرش نیز بگو.
گفتم هنر این ویروس لامذهب چیست؟ گفت: خداوکیلی چه کسی تاکنون به اندازه‌ی کرونا دستاوردهای چشمگیر داشته که بتواند ظرف کمتر از یکماه پس از جلوس بر اریکه‌ی میدانداری مشکل ترافیک شهرها را به گونه‌ای حل کند که ظرف نیم ساعت بتوانی خودت را از فلکه‌ی گل سرخ به میدان صنایع برسانی؟ چه کسی توانست مردم را متقاعد کند تا اصول اولیه بهداشتی را رعایت کنند و با عادات ناپسندی چون دست به دهان بردن و سوراخ دماغ را جستجو کردن و تن خاراندن خداحافظی کنند؟ کدام یک از نمایندگان مجلس می‌توانستند حمل و نقل عمومی و زمینی و هوایی را خلوت کرده و قیمت‌ها را کاهش دهند؟ چه کسی می‌توانست با پادرمیانی مشفقانه، زندان‌ها و بازداشتگاه‌ها و دادگاه‌های انباشته از نفوس انسانی را خلوت کرده و زن و شوهرها را زیر یک سقف وادار به زندگی مشترک کند؟ ویروس کرونا در یک عملیات محیرالعقول توانسته خانم‌ها را از خرید منصرف کند به طوری که شما اگر کارت بانکی‌ات را دو دستی هم به آنها تقدیم کنی و بگویی این شما و اینهم بازار، قدم از قدم برنمی‌دارند! (ادامه…)

سرمقاله
محمد عسلی
هم‌سرنوشتی‌ها
زمین آفتاب را مهمان کرد به هر بامداد تا غروب و از آن نیرو گرفت. آسمان آب را از زمین وام گرفت و باد رانندگی ابر را عهده‌دار شد. از آفتاب و زمین و آب، حیات موجودات پدید آمد و تنازع بقا زنجیره زندگی را در تضادی نابرابر بوسیله مرگ دامن زد. از این همه حرکتی پدید آمد که عشق محرک آن بود.
اینک از پس میلیون‌ها سال حیات بشر بر این کره خاکی نه زبان، نه نژاد، نه ایدئولوژی و نه مرزهای جغرافیایی هیچکدام انسان‌ها را در یک خط سرنوشت قرار نداد و در هر گوشه دور و نزدیک از این زمین هرکس ساز خود را نواخت.
بلایای طبیعی اعم از آتشفشان، سیل، زلزله، طوفان، سونامی و ملخ و خشکسالی هم نتوانست مرزهای عقیدتی و جغرافیایی را تغییر دهد. اما گویی بلای همه‌گیر و پرسرعت کرونا انسان‌ها را چه سفید باشند و چه سیاه و چه زرد و سرخ هم‌سرنوشت کرده است و در شمارش مبتلایان و مرگ و میرها به ترتیب همه در یک جدول زمانی ابتلا قرار می‌گیرند.
کرونا حتی اگر چونان بمب اتم ویرانگر نباشد اما آنچنان دلهره‌آور است که سازمان بهداشت جهانی را هم به گریه انداخته است، مرزها بسته شده، پروازها کنسل، پزشکان و پرستاران خسته، ادارات و مدارس تعطیل و جنبندگان را خانه‌نشین نموده است. (ادامه…)