سرمقاله
اسماعیل عسلی- سردبیر
سنگ محک
رویکردهای خودستیزانه اگر چه میراثی برجای مانده از دوران بیداری ایرانیان در اواخر عهد قاجار پس از درک فاصله ایجاد شده طی چند قرن نسبت به جهان غرب است اما رسوبات مخرب آن کماکان پابرجاست. زمانی که گروهی از جوانان مستعد این سرزمین به قصد کسب مدارج علمی راهی اروپا شدند در مواجهه با دستاوردهای انقلاب صنعتی و نظم، قانون، بهداشت و درصد سهم فرنگی‌ها در اداره‌ی امور احساس عقب‌افتادگی عجیبی به آنها دست داد. این جوانان سرخورده پس از بازگشت به ایران دیده‌ها و شنیده‌ها و درک و برداشت خود از شرایط زندگی در غرب را با بستگان و دوستان خود و همچنین در مجامع و محافل در میان گذاشتند و بعضاً ترجیح دادند که جلای وطن کنند. عده‌ای نیز که دغدغه‌ی میهن داشتند تلاش کردند از طریق نوشتن، سخنرانی، روشنگری در روزنامه‌ها به دنبال راه چاره باشند اما چون استبداد مبتنی بر استحمار تا اعماق زندگی مردم و حکام آن زمان ریشه دوانیده بود حتی ناصرالدین‌شاه نیز که خود حال و روز فرنگ را دیده بود ترجیح می‌داد همچنان بر مردمی ناآگاه حکومت کند و تغییر شرایط را به نفع خود نمی‌دید و افراد ذی‌نفوذی هم که تا حدود زیادی عنان افکار عمومی را در دست داشتند تغییر شرایط را به نفع خود نمی‌دیدند همچنان که بعدها دگرگونی‌های سیاسی و اجتماعی را برنتافتند و کردند آنچه ذکرش رفت و تلاش کسانی نظیر قائم مقام فراهانی، امیرکبیر و عباس میرزا نیز با توطئه‌ی حرم‌نشینان تحریک شده توسط جاسوسان بیگانه در نطفه خفه شد و زمینه‌ی مناسبی برای تغییرات اساسی فراهم نگردید. از همان زمان شاهد دو قطبی شدن جامعه بودیم به این معنا که عده‌ای به عنوان روشنفکر خود را در برابر توده‌ی مردم که آنها را بی‌خبر توصیف می‌کردند دیدند. (ادامه…)

سرمقاله
محمد عسلی
به بهانه تولد امام علی (ع)
«شب هنگام کسی به دیدار ما آمد و ظرفی سرپوشیده پر از حلوا داشت. معجونی در آن ظرف بود، چنان از آن متنفر شدم که گویا آن را با آب دهان مار سمی یا قی کرده آن مخلوط کردند. به او گفتم هدیه است؟ یا زکات؟ یا صدقه؟ که این دو بر ما اهل بیت پیامبر(ص) حرام است. گفت: نه، نه زکات و نه صدقه بلکه هدیه است. گفتم زنان بچه مرده بر تو بگریند. آیا از راه دین وارد شدی که مرا بفریبی؟ یا عقلت آشفته شده؟ یا جن زده شده‌ای؟ یا هذیان می‌گویی؟
به خدا سوگند اگر هفت اقلیم را با آنچه در زیر آسمان‌هاست به من بدهند تا خدا را نافرمانی کنم که پوست جوی را از مورچه‌ای ناروا بگیرم، چنین نخواهم کرد و همانا این دنیای آلوده شما نزد من از برگ جویده شده دهان ملخ پست‌تر است. علی را با نعمت‌های فناپذیر و لذت‌های ناپایدار چه کار؟ به خدا پناه می‌بریم از خفتن عقل و زشتی لغزش‌ها و از او یاری می‌جوییم» نهج‌البلاغه «محمد دشتی» ص ۴۶۱
و اما بعد: (ادامه…)

سرمقاله
اسماعیل عسلی- سردبیر
هر خانه یک مدرسه
ناگزیری دانش‌آموزان برای خانه‌نشینی و دوری آنها از مدرسه به دنبال شیوع کرونا امری اجتناب‌ناپذیر بود چرا که ساز و کار مقابله با فراگیری کرونا در کوتاه‌مدت در فضاهای آموزشی فراهم نبود. از طرفی دانش‌آموزان نیز برخلاف مواردی که تعطیلی خود را در پارک‌ها، سطح شهر، طبیعت و خانه‌ی دوستان و آشنایان می‌گذراندند این بار باید خانه‌نشین شوند.
صدا و سیما با همکاری آموزش و پرورش مبادرت به برنامه‌ریزی برای آموزش دروس مختلف کرده هر چند دانش‌آموزانی که والدینشان با حساسیت روند پیشرفت آنها را پیگیری می‌کنند کم و بیش با معلمان خود در ارتباط تلفنی هستند. البته خلأ آزمون‌های روزانه قابل پر شدن نیست در عین حال خانه‌نشینی دانش‌آموزان بستری را فراهم آورده که قشر کودک و نوجوان با فاصله گرفتن از دلمشغولی‌های رایج شده در فضاهای مجازی با صدا و سیما آشتی کنند.
تردیدی نیست که شبکه آموزش به تنهایی قادر به پاسخگویی به نیازهای متعدد دانش‌آموزان در کلاس‌های گوناگون نیست هر چند می‌تواند با بهره‌گیری از توان شبکه‌های دیگر که اهداف آموزشی را دنبال می‌کنند بخش‌هایی از سرریز برنامه‌هایش را پوشش دهد. (ادامه…)