نه هر که چهره برافروخت دلبری داند
اظهارات نسنجیده و خودسرانه شخصی غیر مسئول در شبکه افق صدا و سیما غیر از این که به ملتهب شدن فضاهای فرهنگی ، دانشگاهی و افکار عمومی بیانجامد چه نتیجه ای در بر دارد ؟ اگر سخن بر سر گفتمان سازی است و صدا و سیما به دنبال ایجاد فضایی جهت تضارب آراست چرا فردی را روبروی چنین شخصی نمی نشانند تا پاسخ او را بدهد ؟ آیا این شخص طیف و گروهی خاص را نمایندگی می کند و سخنگوی جناح خاصی است ؟ چنین حرفی که هر کس با ما نیست سهمی از کشور ندارد و باید خود را غیر ایرانی تلقی کرده و بگذارد برود از چه منطقی پیروی می کند ؟ این که بگوییم برنامه زنده بوده و امکان حذف آن وجود نداشته نیز مقبولیت ندارد چرا که حتی برنامه های زنده نیز با تاخیر چند ثانیه ای پخش می شود . عذرخواهی نیز مشکلی را حل نمی کند چرا که تاثیر چنین سخنانی را نمی توان با عذر خواهی برطرف کرد . گاهی برخی اتفاقات افرادی را که درک واقع بینانه ای از دیدگاه عمومی ندارند متوهم می کند و دست و پای خودشان را گم می کنند و هذیان گویی را در پیش می گیرند. این مملکت متعلق به همه ی مردم است با هر اندیشه و مرام و مذهب و قومیت و زبان و فرهنگ و هیچکس به هیچ بهانه ای سهمی بیشتر از دیگران ندارد ! در شرایطی که کشور باید از باریکترین گذرگاه تاریخی عبور کند طرح چنین موضوعات سخیفی خشم برانگیزاننده است و حکم آب به آسیاب دشمن ریختن را دارد ! این خانم نه فیلسوف است که بتوان اظهار نظرش را حاصل پژوهش های چند ده ساله در حوزه های گوناگون دانست و منتظر ماند تا فیلسوفی دیگر پاسخش را بدهد ! نه کارشناس مسائل اجتماعی و سیاسی است که بتوان برای حرف های او مبنایی منطقی و زیربنایی قائل شد . او تنها یک نفر است و حق ندارد در رسانه ای که هزینه ی اداره ی آن را هشتاد میلیون نفر می پردازند به همان ۸۰ میلیون نفر توهین کند . اول این که این شخص مخاطب خود را مشخص نمی کند ! اگر مخاطب ایشان منتقدان هستند که این روزها همه منتقدند . مجلس منتقد شورای نگهبان است و شورای نگهبان منتقد مجلس و مردم نیز از شرایط عمومی کشور انتقاد دارند .باید به امثال این خانم گفت اگر مطالبه و انتقاد نبود هنوزا هنوز زنان حق شرکت در مسابقات ورزشی را نداشتند و اجرای موسیقی هم با هزاران اما و اگر مواجه بود و شاهد تغییرات زیادی در بحث حقوق شهروندی نبودیم . همین انتقادات و مطالبات بود که منجر به اعطای بخشی از حقوق مردم شد . (ادامه…)

سرمقاله
محمد عسلی
اگر نقدپذیر بودیم؟
اگر نقدپذیر بودیم و اندیشه انحصارطلبی و مدیریت هرمی نداشتیم، مطبوعات و رسانه‌ها جایگاه خود را در حد رکن چهارم مشروطیت و به تعبیر دیگر قوه چهارم حفظ می‌کردند و با حفظ آن دولت و حاکمیت چشمی قوی و گوشی شنوا برای نظارت بر عملکرد مدیران و انعکاس خواسته‌های مردم می‌داشت تا به عنوان یک پشتوانه مردمی بتواند رسالت خود را با شفافیت عملکردها و وقایع انجام دهد تا نگاه‌ها و گوش‌ها به رسانه‌های مغرض خارجی جذب نشود.
اگر نقدپذیر بودیم کسانی در مطبوعات و رسانه‌ها قلم می‌زدند و دیدگاه‌های خود را قلمی می‌کردند که در حد یک کارشناس سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و ورزشی بتوانند افکار عمومی را مدیریت کنند و مردم، مطبوعات را به عنوان یک نهاد یا نیروی مورد اعتماد به حساب آورند.
اگر نقدپذیر بودیم، جاده یکطرفه نبودیم و صرفاً توقعمان از مطبوعات تعریف و تمجید نبود. بلکه مردم و دولت از دیدگاه‌ها و اظهارنظرها استفاده مطلوب می‌کردند. (ادامه…)

سرمقاله
اسماعیل عسلی- سردبیر
لزوم دستیابی به اقتصادی قوی
از لحظه‌های آغازین تلاش برای تدوین قانون اساسی، ایجاد موازنه بین دو مؤلفه اصلی نظام که مانع از تباین بین جمهوریت و اسلامیت باشد به عنوان مهمترین مسئله، مطمح نظر قانونگذاران قرار گرفت. چرا که به الگوی تاریخی تمام عیاری که بتوان به آن تأسی کرد دسترسی نداشتند. ضمن اینکه برخی از متشرعین سنتی و محافظه‌کار طرفدار حکومت اسلامی و نه جمهوری اسلامی، حاضر به پذیرش هم عنانی این دو مقوله با یکدیگر نبودند! در واقع بر این باور نبودند که بتوان جمهوریت را با اسلامیت آشتی داد! در این میان عده‌ای جمهوریت را در دل اسلامیت جستجو می‌کردند و نیازی نمی‌دیدند که جمهوریت به عنوان یک قید دست و پاگیر مطرح شود و عده‌ای به دنبال ردپای اسلامیت در جمهوریت بودند و پسوند اسلامی را مانع از نگاه علمی به سیاست می‌دانستند. اما نهایتاً گزینه‌ی جمهوری اسلامی بدون هیچ پیشوند و پسوندی مبنا قرار گرفت. در بحث کارکرد، مسئله‌ی مهم تعامل چنین نظامی با نظام‌های متعارف در جهان بود. (ادامه…)