سرمقاله
محمد عسلی
زبان آتشینم هست لیکن در نمی‌گیرد
صادق هدایت در مقدمه کتاب بوف کور می‌‌گوید: «در زندگی دردهایی است که چون خوره روح را آهسته در انزوا می‌خورد و می‌تراشد. این دردها را نمی‌توان با کسی در میان گذاشت و اگر بگویی مردم حرفت را باور ندارند…»
درد دانستن و نگفتن و یا نتوان گفتن درد عمیقی است که پیوسته آدمی را از مقصد باز می‌دارد به هر دلیل وقتی گوش شنوایی نباشد و اگر باشد عکس‌العملی دیده نشود و اگر دیده شود هر آنچه باید اجابت نشود. در شعر حمید مصدق در منظومه بلند آزاد بارها خوانده‌ایم: «درد را باید گفت/ حرف را باید زد/ سخن از مهر من و جور تو نیست/ سخن از متلاشی شدن دوستی است و عبث بودن پندار سرورآور مهر/ آشنایی با شور و جدایی، با درد/ و نشستن در بهت فراموشی‌ها…»
اما امروز گوش‌های آهنین باید و زبان‌های آتشین تا سرب داغ سخن‌های سخت مغز جمجمه‌های فسرده را بیدار کند، بسوزاند و بشوراند، از خواب غفلت و بی‌اعتنایی بیرون آورد که ای دل غافل ما کجاییم در این عرصه زشت و پلشت از خودبیگانگی‌ها وقتی کشتن و سوزاندن و خاکسترنشین کردن انسان‌های بیگناه در گوشه گوشه‌های جهان چونان عادت شده است که اگر دمی از آن غفلت شود گویی خبری نیست و خبر یعنی کشتن! (ادامه…)

اسماعیل عسلی- سردبیر
گزارشی از یک برنامه تلویزیونی
رویکرد جدید صدا و سیما خصوصاً در برخی از شبکه‌ها نظیر شبکه ۴، شبکه آموزش و شبکه ۳ بیانگر درک واقع‌بینانه‌ای از بحران‌های اجتماعی است که اگر چه با تأخیری ۴۰ ساله شاهد آن هستیم اما اقدامی بایسته در راستای تنویر افکار عمومی تلقی می‌شود. هر چند اینکه ما اجازه بدهیم برخی جریان‌های معلوم‌الحال شبهه‌افکنی کنند و ما با تعللی چندین ساله به دنبال رفع شبهات باشیم چندان معقول نیست اما گونه‌ای جبران مافات محسوب می‌شود که جای تشکر دارد.
شبکه سوم صدا و سیما شنبه شب بعد از اخبار ساعت ۲۲ که طرفداران خاص خودش را دارد، مبادرت به پخش برنامه‌ای مناظره‌گونه پیرامون برخی رویکردهای ملی‌گرایانه با چاشنی برجسته‌سازی جایگاه تاریخی سلسله‌ی هخامنشیان و اظهار کرنش و شیفتگی هدفمند نسبت به شخصیت جهانی کوروش کرد. در این گفت‌وگو که به خوبی توسط مجری برنامه مدیریت و سمت‌دهی می‌شد مسائلی مطرح گردید که هر کدام از طرفین گفت‌وگو سعی در نمایندگی تفکر طیف‌هایی از مردم جامعه ما را داشتند. معمولاً ورود جدی رسانه‌ی ملی به حواشی برخی مسائل اجتماعی، سیاسی و فرهنگی و تحلیل آن توسط پژوهشگران و افراد مطلع و صاحب نظر زمانی اتفاق می‌افتد که رفع شائبه‌های ایجاد شده به دلیل برخوردهای غیرمنطقی عاری از تدبیر و آینده‌نگری، حساسیت افکار عمومی را برانگیخته و به معضلی تبدیل شده که جمع کردن آن با شیوه‌های تجربه شده دشواری‌های خاص خود را دارد. پاسخگویی به پرسش‌های مجری برنامه در این گفت‌وگوی چالشی، برای من که به عنوان یک فعال رسانه‌ای مسائل مبتلابه جامعه را رصد می‌کنم، جذابیت خاصی داشت. ویژگی جالب این برنامه طرح شفاف برخی پرسش‌ها و پاسخگویی به شبهاتی بود که تا پیش از این عدول از چارچوب‌های دیکته شده و عبور از خطوط قرمز تلقی می‌شد. بی‌گمان پخش این برنامه ثابت کرد که ترس از اعتراف به وجود یک بیماری و انکار دلایل بروز آن، راه حل مناسبی برای پشت سر گذاشتن بحران‌هایی که زاییده‌ی شرایط جامعه‌ی در حال گذار ما می‌باشد، نیست. (ادامه…)

سرمقاله
محمد عسلی
اسوه حسنه اسلام
محمد (ص) فریاد ستمدیدگان تمامی اعصار بود و راهگشای آزادی انسان‌ها در عصری که بت‌ها فرمانروایی می‌کردند و زن‌ها و بردگان وسیله‌ای برای استثمار و ابزاری برای خوشگذرانی بودند.
محمد (ص) از آنچنان ایمانی برخوردار بود که محققان و پژوهشگران غیرمسلمان هم اعتماد به نفس او را مثال زدنی و کسی جز او را قهرمان و فرزند خصال خویشتن نمی‌شناسند.
پیامبر اسلام حتی سنگباران کودکان کفار را با لبخند تحمل کرد و تهمت دیوانگی را به جان خرید تا با مهر و عطوفت دل‌های سخت مخالفانش را نرم کند و دست نوازش بر سر آنان کشد چرا که او به فرموده خداوند «انک لعلی خلق عظیم» بود پیامبر پاکی‌ها و عاطفه‌ها در زمانی به دختران و زنان اعتبار داد که زنده به گور کردن دختران افتخار و نگهداری آنان ننگ به حساب می‌آمد.
او که اولین ندای وحدانیت را در غار حرا به گوش جان شنید و حتی یک نفر در آن لحظات ملکوتی یار و یاور نداشت از چنان قدرت معنوی برخوردار بود که یک تنه فریاد برآورد لااله‌الا‌الله
قدرت اندیشه، توان و تحمل سختی‌ها، خرد و هوش سرشار وی او را به متفکری تبدیل کرد که توانست جوانانی تربیت کند که پایه‌گذاران شجاعت و صبوری و محبت و رشادت شوند و ستون‌های وحدت را چنان محکم برپا دارند که پس از ۱۴۰۰ سال هنوز فریاد الله اکبر در دل مؤمنان اعتماد به نفس و در دل کافران رعب و وحشت ایجاد کند. (ادامه…)