سرمقاله
محمد عسلی
نماز شام غریبان چو گریه آغازم
خورشید را طلوع و غروبی است. آدمی در چهارراه حوادث سخت جان می‌نماید هر چند حادثه خبر نمی‌کند. قدرت، چشم دل را کور می‌کند اگر شمشیر در دست زنگی مست باشد و مشاوران جز به رضایت سلطان نیاندیشند و سلطان چنان باشد که جز تعریف و توصیف را برنتابد. اشک تاریخ پیوسته بر رخساره زمین جاری بوده و بسیار زلال آب‌ها که به مرداب ریخته شده‌اند و کرمی کوچک ریشه درختان کهن را از بن خورده تا ارتفاع شاخ نتوانند کاری کنند که جان درخت را حفظ نمایند.
مقابله با ستمگری و بیداد قدرتمداران نانوشته‌ها و نوشته‌های زیادی دارد و چه بسیار شجاعان و مصلحان طعم تلخ مرگ را با زخم شمشیر و سرب داغ گلوله‌ها چشیده‌اند و از اسب بر زمین افتاده و در دم جان سپرده‌اند. آنکه از اسب افتاد اما از اصل نیفتاد حماسه‌ای آفرید تا جاودانگی پیامش را پیوسته شاهد باشیم.
امام حسین(ع) قدرتی معنوی و الهی بود. سالگرد قیام امام به هر سال نمایانگر درخشندگی نور است و غروب یزید ابدی است.
قضاوت تاریخ اما و اگرهای زیادی دارد اما قضاوت دل ریشه در فطرت آدمی دارد. (ادامه…)

سرمقاله
اسماعیل عسلی- سردبیر
وای از این تحریف‌ها
در هر عصری باید به اقتضای شرایط همان عصر به داوری رخدادها پرداخت و در امر مقایسه و انطباق شرایط هر دوره‌ای با دوره‌ای دیگر نیز به خرج دادن دقت لازمه فهم صحیح آن است. نباید فراموش کرد که گذشت زمان به حذف و اضافه کردن بخشی از اتفاقات تاریخی که وجدان انسانی را به واکنش واداشته منجر شده به طوری که اگر بخواهیم اخبار رسیده از واقعه‌ی کربلا را برحسب زمان لازم برای تحقق آن محاسبه کنیم، رویدادی که در طول یک روز به وقوع پیوسته، نیازمند زمانی یک ساله باشد. اینکه می‌گویند “تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها” ناظر بر همین حذف و اضافه‌های تاریخی است که سر در آبشخور عوامل جنبی و حاشیه‌ای دارد. تقریباً ۱۳۸۱ سال از واقعه‌ی کربلا می‌گذرد. ظرف این مدت به هر کدام از منابع تاریخی مکتوب اعم از منابعی که به زمان رخداد نزدیک است و چه آثار فعلی، چه آثاری که توسط پیروان مذاهب اسلامی نوشته شده و چه آثاری که غیرمسلمانان نگاشته‌اند مراجعه کنیم در همه‌ی آنها وجوه مشترکی یافت می‌شود که عبارتند از: نحوه‌ی به خلافت رسیدن یزید که بر خلاف سایر خلفا اثری از همداستانی مسلمانان در پیوند با برخورداری وی از صلاحیت‌های لازم وجود ندارد. (ادامه…)

سرمقاله
محمد عسلی
درس‌های عاشورایی
انسان بودن فی نفسه یک قدرت است و امتیازاتی را به دنبال دارد. قدرت اراده و تصمیم‌گیری، قدرت بکارگیری اندیشه و استفاده از ابزارهای ساخته شده، قدرت به کار بردن اعضای بیرونی بدن و ممارست آنها برای هنرنمایی، قدرت ابزارسازی و پیشرفت در تنوع‌بخشی، قدرت خلاقیت و پاسخ به چرایی‌ها و چگونگی‌ها.
این مجموعه قدرت‌ها را در بسیاری از انسان‌های بزرگ و کوچک اعم از زن یا مرد سراغ داریم. اما انسان‌های نادری در روی زمین زندگی کرده‌اند که قدرت‌های ویژه و استثنایی داشته‌اند و کمتر کسی توانسته جا پای آنها بگذارد. حضرت امام حسین(ع) فرزند اول امام شیعیان یکی از اسوه‌های حسنه و باورمندان عظیم تاریخ است که حماسه جاودانه او و ۷۲ تن از یارانش درس‌های مانا و سختی را به بشریت دادند و قدرت استثنایی خود را به منصه ظهور رساندند.
نخست قدرت پایمردی و استقامت در برابر ستمگران و ستم‌پیشگان با هر ادعا حتی اگر مدعی دینداری باشند و با حربه و وسیله دینی به میدان بیایند زیرا یزید خود را خلیفه مسلمین لقب داده بود و لشکریانش هم اهل نماز و روزه بودند و مدعی اسلامیت. (ادامه…)