سرمقاله
محمد عسلی
چرا مذاکره نمیکنیم؟
بعضی تحلیلگران سیاسی بر این باورند که چون ترامپ رئیس جمهور آمریکا در آستانه انتخابات ریاست جمهوری آمریکاست اگر روحانی با وی بر سر میز مذاکره بنشیند میتواند امتیاز بگیرد و در شرایط فعلی به نفع ایران است که از شر تحریمها خلاص شود.
بعضی تحلیلگران عکس این استدلال را دارند و میگویند به چند دلیل مذاکره با ترامپ به نفع ایران و منافع ملی ما نیست زیرا ترامپ عهدشکن است، قابل اعتماد نیست و قصد دارد از ایران امتیاز بگیرد و با کار تبلیغاتی به مردم آمریکا و جهان بگوید بالاخره ایران را تسلیم کردم و به پای میز مذاکره کشاندم و نهایتاً این مذاکره از دو حالت خارج نیست. یا ایران امتیازاتی میگیرد و امتیازاتی هم میدهد و یا مذاکره شکست میخورد. در هر دو صورت ایران بازنده مذاکره میشود زیرا امتیاز جدیدی به دست نمیآورد.
به عنوان مثال اگر ترامپ تحریم فروش نفت ایران را بردارد در ازای آن چه امتیازی میخواهد بگیرد؟ (ادامه…)
- چهارشنبه ۶ شهریور ۱۳۹۸
- سرمقاله
سرمقاله
اسماعیل عسلی- سردبیر
چرا این همه چالش
هزینهی مقاومت در برابر ملزومات زندگی اجتماعی و حیات انسانی بسیار زیاد است. شاید کسانی تنها غذا، پوشاک، مسکن و امنیت را لازمهی تداوم زندگی بدانند اما هنر، آیینها، بازیها و انواع سرگرمیهایی که با دانش و هنر و فرهنگ و جغرافیا پیوند دارد نیز از ملزومات محسوب میشوند. تعارضهایی که گاه در پیوند با چنین نیازهایی خودنمایی میکند عمدتاً سر در آبشخور سوءتفاهمهای ایدئولوژیکی دارد و اغلب نیز در درازمدت قابل رفع و رجوع است.
زمانی که ایرانیان اسلام را پذیرفتند با وجود اینکه بر سر اجرای دستورات مورد تأکید در قرآن مشکلی نداشتند اما در خصوص امر و نهی برخی فرمانروایان مرکزی و یا محلی بر سر دیدگاههای سلیقهای و چگونگی اجرای فرامین قرآنی با اما و اگرهایی مواجه شدند که متقاعد کردن آنها را دشوار میکرد. برای نمونه ایرانیان در عهد ساسانی تصویر گل و گیاه و برخی حیوانات بومی را بر فرش دستباف نقش میزدند اما وقتی با ممنوعیت بافت چنین نقشهایی مواجه شدند، تلاش کردند با تصاویری که نمیشد گفت تصویر حیوان و یا گیاه است، همچنین با تنوع بخشیدن به رنگ و قرینهسازی، عنصر زیبایی را در فرش دستباف خود حفظ کنند. اینگونه طرحها بعداً به طرحهای اسلیمی یعنی اسلامی شده شهرت پیدا کرد و به این ترتیب ایرانیان هر چند از چارچوبی که برای آنها تعیین شده بود عدول نکردند اما حاضر به فدا کردن زیبایی که جزو جداییناپذیر هنر است نشدند. جالب اینجاست که نیاکان ما در این آب و خاک مشابه چنین رفتاری را در بسیاری از رشتههای هنری و یا آیینها تکرار کردند به طوری که گاه با افزودن و گاه با کاستن یک حرکت یا گفتار و نقش و خط، تلاش کردند شائبهی غیراسلامی بودن آن را برطرف سازند. (ادامه…)
- سه شنبه ۵ شهریور ۱۳۹۸
- سرمقاله
سرمقاله
محمد عسلی
بازنشستگان
بازنشستگان بعضاً به بازهای نشستهای میمانند که با زن نشستگی را از پس سالیان درد و رنج و کار و تلاش تجربه میکنند.
بازنشستگان، کتابهای ناخوانده تجربهها و گواهان سیر تاریخی و روند زمانهای گذشتهاند که اگر قلمشان یاری کند، بیوگرافی خود را بنویسند چشمهای بسیاری به راه حضور آنان خواهد بود و اگر ننویسند دانشهای تجربی هستند که به گور میروند تا بار دیگر آیندگان همانند آنها و شاید هم که نه بسیار کمفروغتر از آنان این مسیر را طی کنند و بار سنگین مسئولیت را به زمین گذارند.
بازنشستگان چند گروهند. گروهی که در اندیشه و تدارک آب و نان فرزندان خود را به هر آب و آتشی میزنند و چه بسا قصه غصهها را در پشت فرمان اتومبیلهایی که با آن مسافرکشی میکنند در دل مرور میکنند در واقع یا کار دل میکنند و یا به کار گِل مشغولند با تمامی ناتواناییهایی که در جسم و جان دارند.
گروهی با بیماری دست و پنجه نرم میکنند و سعی دارند یادشان نرود چه ساعاتی باید داروهای خود را بخورند و چه زمانی دیگران را با مرگ خود از زحمت خلاص خواهند کرد.
گروهی از بازنشستگان هنوز هم در کلاس یا اداره و کارگاه برای چند سالی دیگر مشغول کارند تا بتوانند پاسخگوی نیازهای ضروری خود و خانواده باشند.
گروهی، هم غم نان دارند و هم غم فرزند که هنوز نتوانستهاند کاری دست و پا کند و وبال گردن خانواده هستند. (ادامه…)
- دوشنبه ۴ شهریور ۱۳۹۸
- سرمقاله