یک مسیر میانبر
طنز
جانم برایتان بگوید، تلاش برای فهم دلایل بسیاری از رخدادهای سیاسی ممکن است تا ده¬ها بلکه هزاران سال هم به نتیجه نرسد و صدها هیات تحقیق و تفحص هم پس از ده¬ها هزار جلسه و صرف چند تن چای و شیرینی و دریافت هزینه¬ی چانه¬زنی و حق سکوت و رایزنی به جایی نرسند، چرا که کار سیاسی مثل کارهای دیگر الکی نیست که شفاف و بی¬حساب و کتاب باشد. می¬گویید نه! بیایید جای امام موسی صدر را به من نشان بدهید و بگویید چه کسی به دستور چه کسانی قذافی را کشت!! آمریکایی¬ها گفتند که بن لادن را کوسه¬ها خورده¬اند ولی در فضولات هیچ کوسه¬ای تاکنون اثری از استخوان¬های این معمار فتنه¬ی قرن بیست و یکم یافت نشده است! چند تا از این کوسه¬ها هم که دهانشان بوی بن¬لادن می¬داد بعدها ضمن تاکید بر مخفی ماندن نام و هویتشان اعتراف کردند که وادار به جویدن آدامسی آغشته به ژن خریت شده¬اند؛ عقل هم می¬گوید بعید است لقمه¬ی گلوگیری چون بن لادن گوشت تن کوسه-ها شده باشد. چه کسی باور می¬کند استالین با آن همه قساوت قلب و درندگی روزگاری در آرزوی کشیش شدن بوده است، جالب اینجاست که هنوز برخی تصور می¬کنند انقلاب اکتبر روسیه را یهودی¬ها به راه انداخته¬اند. به حق چیزهای نشنیده! من آخر نفهمیدم نتیجه¬ی این همه بگیر و ببند و یقه پاره کردن¬ها و گریبان جر دادن¬ها در پاکستان چه بود و طالبان چه نسبتی با اسلام داشتند که از صغیر تا کبیر اهل سیاست از این گروه تبری می¬جویند و در عین حال در کمال پررویی به آنها اسلحه می¬فروشند و آنها نیز در کمال سلامت به کشتار خلق¬الله و خانه¬نشین کردن زنان مشغولند؟ (ادامه…)

سرمقاله
محمد عسلی
آزادگان و آزردگان
آزادی و حریت صفتی است که چون به باور در آید و در اندیشه و فعل آدمی نهادینه شود منشأ بسیاری از تحولات خواهد بود که شجاعت و پایمردی را سبب آزادگی خوانده‌اند.
امروز در افکار عمومی ملت ما، آزادگان به رزمندگانی اطلاق می‌شود که سالیانی چند با زجر و شکنجه و عذاب به اسارت سربازان بعثی عراق درآمدند و در شرایط بسیار سخت زندان مدت‌ها دوام آوردند و پس از خاتمه جنگ به کشور بازگشتند.
این آزادگان آزرده خاطر که جان بر کف در جنگ تحمیلی ۸ ساله مجاهدت‌ها و ایثارگری‌های بسیار از خود نشان دادند هر یک به سرمایه و قدرتی ماننده‌اند که گرچه بعضاً فراموش شده و آفتابی نمی‌شوند اما حقی بزرگ بر گردن ایران و ایرانی دارند زیرا متحمل بار سنگین اسارت شده و اینک بعضاً به درد خو کرده و نام دوا نمی‌پرسند.
گرچه در میادین شهرها کمتر نشانی از آنهاست و در کتاب‌ها نیز به ندرت نام و نشانی از آنها داریم اما هر وجب خاک میهن که توسط آنها و دیگر رزمندگان جانباز و شهدای سرافراز از چنگال دشمن رها شده باشد نقش پررنگ آنها را نمی‌توان از خاطره‌ها زدود. (ادامه…)

سرمقاله
اسماعیل عسلی- سردبیر
تا چه پیش آید
زمزمه‌ی راه‌اندازی مدارس غیرانتفاعی در فضای آموزش و پرورش زمانی طنین‌انداز شد که افسارگسیختگی روند زاد و ولدها به انباشت جمعیت دانش‌آموزی فراتر از ظرفیت کلاس‌ها منجر شده بود و بیم آن می‌رفت که افت تحصیلی رشته‌ها را پنبه کند و مدارس کلنگی و فرسوده حادثه‌ساز شود. در چنین شرایطی بود که عده‌ای دنبال نامی بامسما برای مدارسی می‌گشتند که بنا بود جانشین مدارس ملی که پیش از انقلاب فعال بودند شوند. پس از ماه‌ها چانه‌زنی نام اینگونه مدارس را غیرانتفاعی گذاشتند که دقیقاً یادآور بانک‌های قرض‌الحسنه بود. منظور از غیرانتفاعی هم این بود که گردانندگان اینگونه مدارس به دنبال سود و نفع نیستند و حتماً به یاری آموزش و پرورش شتافته‌اند تا باری از دوش این وزارتخانه‌ی عیالوار بردارند. اما همانگونه که نام بی‌مسمای بانک‌های قرض‌الحسنه نتوانست بر داد و ستدهای ربوی خط بطلان بکشد، مدارس غیرانتفاعی هم نتوانستند از سود و بهره چشم‌پوشی نمایند که البته بعدها این اسم بی‌مسما را اصلاح کردند و به مدارس غیردولتی تغییر دادند تا حداقل دروغ نگفته باشند. جای انکار ندارد که نقش مدارس غیرانتفاعی در سال‌های اولیه‌ی آغاز فعالیتشان از جهات مختلف چشمگیر بود چرا که اغلب گردانندگان اینگونه مدارس دست‌چین شده از میان پیشکسوتان آموزش و پرورش بودند و بیشتر مدارس غیرانتفاعی نیز اجاره‌ای بودند چرا که اگر بنا بود منتظر جانمایی و خرید زمین و احداث مدرسه و صدور انواع مجوز و پروانه می‌ماندند، چندین سال طول می‌کشید و جوابگوی سیل عظیم دانش‌آموزان نبود. (ادامه…)