سرمقاله
اسماعیل عسلی- سردبیر
بیخبر بودند از حال درون
از جمله پرسشهایی که برای مردم خصوصاً نسل جوان مطرح است این که چرا از میان این همه قواعد و قوانین و احکام اجتماعی که از لحاظ اولویت روی برخی از آنها نظیر غیبت کردن، دروغ گفتن و تهمت زدن و غارت اموال عمومی و خوردن مال یتیمان در قرآن کریم خیلی تأکید شده، مسئلهی حجاب تا این اندازه حساسیت پیدا کرده به طوری که به ممیزهی اصلی جامعه تبدیل گردیده و موافقان و مخالفانی دارد که در خصوص حدود و ثغور آن و افراط و تفریطهایی که صورت میگیرد، گریبان یکدیگر را میگیرند و به اندازهای روی آن تبلیغ میشود که از موضوعی اجتماعی به معضلی سیاسی تبدیل شده است. بنده خدایی میگفت: وقتی من میخواهم به خارج از کشور بروم همه به من میگویند مراقب باش در خارج از کشور دروغ نگویی، هنگام رانندگی حالت عادی داشته باشی، روی زمین آب دهان نریزی، آشغال به بیرون از ماشین پرتاب نکنی، با صدای بلند در مکانهای عمومی حرف نزنی، نظم و صف را در ایستگاه اتوبوس و قطار رعایت کنی و تراکنش مالیات پولشویی تلقی نشود و… اما وقتی میخواهم به ایران برگردم فقط به من سفارش میکنند که مراقب باش حداقل تکه پارچهای روی سرت باشد که به تو ایراد نگیرند. همین و والسلام. خداوکیلی چرا ما جامعهی ایرانی را اینگونه به دنیا و خودمان معرفی کردهایم و تا این اندازه حجاب را که نماد ارزشهایی درونی و حتی ملی و اصیل است به سخره گرفتهایم به طوری که نوع تبلیغمان برای رواج آن نتیجهی معکوس میدهد؟ (ادامه…)
- دوشنبه ۱۰ تیر ۱۳۹۸
- سرمقاله
سرمقاله
محمد عسلی
چرا آمریکا به ایران حمله نظامی نمیکند؟
دیپلماسی چماق و هویج آمریکا برای فشار بر دولتها بعد از جنگ جهانی دوم یک هدف راهبردی است که در طول زمان به نسبت تغییرات و تحولات سیاسی و نظامی کشورها پیوسته مطمح نظر دولتهای جمهوریخواه و دموکرات آمریکا بوده است اما روش و شکل آن تغییر کرده است به گونهای که اگر چماق حقوق بشر در خصوص بعضی کشورهایی که هیچ توجهی به حتی حقوق ملت خود ندارند مانند عربستان منافع آمریکا را در منطقه تضعیف کند و یا تهدید نماید باید به زمین گذاشته شود و اگر منافع آمریکا ایجاب نماید که در یک کشور مردمسالار به هر بهانهای بلند شود میباید بر سر دولت و ملتش کوبیده شود.
پس اصل در دیپلماسی و انتخاب گزینه جنگ، منافع و خواست آمریکا یا هر کشور مقتدر دیگری است. نه دلسوزی برای ملتها و رعایت حقوق بینالملل.
و اما بعد: (ادامه…)
- یکشنبه ۹ تیر ۱۳۹۸
- سرمقاله
سرمقاله
اسماعیل عسلی- سردبیر
تفاهم ویرانگر
حتماً تاکنون شنیدهاید که میگویند هر سخنی جایگاهی دارد این حرف از یک منظر درست است به این معنا که مثلاً وقتی در مجلس سوگواری نشستهایم متانت و سکوتی که اقتضای چنین مجلسی است را رعایت کنیم یا در مجلس عروسی و جشن با نشاط جلوه کنیم. با کودک به گونهای سخن بگوییم که قادر به درک منظور ما باشد و مسایلی از این قبیل اما اگر از منظری دیگر چنین حرفی را ارزیابی کنیم احساس میکنیم برخی تلقی مزورانهای از چنین توصیهای دارند و منظورشان این است که با هر کسی به گونهای سخن بگوییم که خوشایند او باشد. این که میگویند وقتی به شهر کورها رسیدی خودت را به کوری بزن ناظر بر چنین رویکردی است که غلط است. چنین رویهای زمینه را برای ظلمپذیری و شنا در مسیر حرکت رودخانه فراهم میکند. شاید این فرهنگ بیمار ریشه در تاخت و تازهای اقوام گوناگون به این آب و خاک داشته باشد. وقتی به دانشآموز میگویند مدرسه جای این کارها نیست یعنی خارج از مدرسه وضعیت متفاوت است. وقتی به مرد یا زنی میگویند در محیط عمومی نباید اینگونه ظاهر شوی یعنی محیطی که عمومی تلقی نشود شرایط متفاوتی دارد. یک جوان در جامعهی ما روزی چندین نقاب عوض میکند و عملاً به او تفهیم کردهاند که رفتارش نباید برای او مشکلساز شود. بر همین اساس رانندهها در جادهها برای یکدیگر چراغ میزنند و حضور پلیس را هشدار میدهند یعنی دور از چشم پلیس میتوان با سرعت رفت و قوانین را نادیده گرفت. (ادامه…)
- شنبه ۸ تیر ۱۳۹۸
- سرمقاله