سرمقاله
محمد عسلی
اقتصاد ایران و چالش‌های پیش رو
روح انقلاب اسلامی ایران در آغاز با اقتصاد سرمایه‌داری میانه خوبی نداشت. انقلابیون به مردم وعده رفاه و بهزیستی دادند اما شرایط به گونه‌ای رقم خورد که اصلاح امور نسبت به اصلاح ساختار اداری با تکیه بر ایدئولوژی و اخلاق، اقتصاد اسلامی را بر سر زبان‌ها انداخت.
سیاست خارجی در مبارزه با استکبار و در رأس آنها آمریکا که با اشغال سفارتخانه آمریکا در تهران به انقلاب دوم معروف شد، تحریم و کاهش ارزش پول ملی را دامن زد نهایتاً با تحریک و حمایت آمریکا به جنگ تحمیلی هشت ساله، فرار و فشار گروهک‌ها، فشارهای خارجی بر اقتصاد ایران و ایران‌هراسی منجر شد.
بانک‌ها و مراکز اقتصادی برای پرهیز از رباخواری و پرهیز از ادامه وضعیت قبلی از اقتصاد اسلامی طرفی نبستند و کار به جایی رسید که صندوق‌های قرض‌الحسنه هم تا سقف ۳۲ درصد از وام گیرندگان سود دریافت کردند و نام آن را کارمزد گذاشتند.
شعار نه اقتصاد کمونیستی نه اقتصاد کاپیتالیستی که اولی دین و اعتقادات مذهبی را نشانه می‌رفت و دومی اخلاق و روند استثماری را مدام توسط مسئولان و مردم تکرار می‌نمود و اقتصاد اسلامی هم نتوانست خود را با معیارهای روز و روند اداره بانک‌ها تطبیق دهد. (ادامه…)

سرمقاله
اسماعیل عسلی- سردبیر
نوشداروی زخم عقب‌ماندگی
قانون همه یا هیچ در مورد هیچ انقلابی صدق نمی‌کند خصوصاً انقلاب اسلامی ایران به این معنا که نمی‌توان گفت تمامی آنچه ظرف این بازه‌ی زمانی۴۰ ساله اتفاق افتاده دقیقاً همان چیزی بوده که مردم و یا انقلابیون به دنبال آن بوده‌اند زیرا تأثیر برخی جریانات غیرمنتظره و بعضاً تحمیلی بر سمت‌گیری سیاست‌ها قابل نادیده انگاشتن نیست به هر حال منصفانه این است که برای آزمون و خطا و برخی رویدادهایی که در محاسبات و طرح‌ها جایگاهی نداشته نیز حسابی باز کرد چرا که در آستانه‌ی پیروزی انقلاب از دل التهابات ناشی از مطالبات مانده در پشت سد استبداد شعارهای داغی جوانه زد که اگر چه از یک‌سو دیگ نهضت را به جوش می‌آورد و به مردم برای جانفشانی و فشار بر رژیم گذشته و دامن زدن به اعتصابات انگیزه‌ی مضاعف می‌بخشید اما از سویی دیگر کار تحویل گیرندگان قدرت برای تحقق بخشیدن به چنین شعارهایی را دشوار می‌ساخت. باید اذعان داشت افکار عمومی و مردمی که برای انجام موفقیت‌آمیز انتقال قدرت هزینه‌ی زیادی پرداختند تصور واقع‌بینانه‌ای از جدول زمانی لازم برای تحقق آرمان‌های گوناگون و بعضاً ناهمگون با زیرساخت‌ها، شرایط کشور و ظرفیت‌های محدود فرهنگی نداشتند. ناهمگون از این جهت که تحریض کنندگان مردم برای سرعت بخشیدن به سرنگونی رژیم گذشته هر کدام خاستگاهی متفاوت داشتند و در تزریق شعارهای بلندپروازانه به سیل خروشان مردم در خیابان‌ها از یکدیگر سبقت می‌گرفتند بی‌آنکه ارزیابی واقع‌بینانه‌ای از هزینه‌ها و پیش‌زمینه‌های آن داشته باشند. (ادامه…)

سرمقاله
محمد عسلی
از بهمن ۵۷ تا بهمن ۹۷
قیام کردیم، بلند شدیم، دویدیم و ایستادیم، مقاومت کردیم، فریاد زدیم، روز و شب و به هر بامداد و پسین مقابل گلوله‌ها، تفنگ‌ها، تانک‌ها، ترفندها و سخنرانی‌ها ایستادیم سینه سپر کردیم و انتظار را به انتظار بردیم تا دیگر انتظار نکشیم. همه با هم بودیم جدایی و نفاق و چنددستگی نداشتیم همه به یک عهد و پیمان بودیم از رهبر گرفته تا آدم‌های عادی و کارگر و معلم و دانشگاهی همه گفتیم شاه باید برود و گفتند اگر شاه رفت گفتیم هر کس بیاید بهتر است.
خون‌ها ریخته شد، شهدای بسیاری دادیم، شاه تسلیم شد و ارتش هم به تبع آن راه دیگری جز تسلیم نداشت. امام آمد مقدمش گلباران شد و جهان بزرگترین و باشکوه‌ترین استقبال مردمی تاریخ را به تماشا نشست. صدها خبرنگار و عکاس وقایع انقلاب را به سراسر جهان مخابره کردند. آمریکا هیچ راهی جز تسلیم نداشت. در کنفرانس گوادلپ رشته امید به ماندن و پذیرش شاه در دل کشورهای غربی گسست. آمریکا برای قدیمی‌ترین دوست خود در خاورمیانه نتوانست کاری کند. شاه حتی اجازه ورود به کشور آمریکا را نیافت.
امام که آمد افراد نفوذی سازمان سیا هم با او بودند. قطب‌زاده، بنی‌صدر و امثالهم یکی ریاست رادیو تلویزیون را عهده‌دار شد و دیگری رئیس‌جمهور شد اما کار بدین‌جا خاتمه نیافت. دست عوامل نفوذی رو شد. قطب‌زاده به علت ترتیب دادن کودتای عقیم نوژه اعدام شد. بنی‌صدر هم همراه با همپالکی خودش با عزل از ریاست جمهوری راهی فرانسه شد و هر دو با آرایش و لباس زنانه به دامان اروپا و بعد از آن صدام و آمریکا پناه بردند. (ادامه…)